Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما

    «فیل در تاریکی» و نوآر ایرانی

    پرویز جاهدپرویز جاهد۱۲ اردیبهشت , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    فیل در تاریکی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

     «جلال داد زد:  گلباد. گلباد برگشت طرفش. حالا همان جایی که می خواست در نقطۀ لرزان نشانش بود. و انگشتش روی ماشه رعشۀ مرگ داشت. اما حتم داشت که از ترس نبود. سر را برگرداند و کبریت تازه افروخته دستش بود.آانوقت صورت شکنجه شده را دید. و کبریت همچنان می سوخت.»

    (فیل در تاریکی)

    ادبیات داستانی جنایی و نوآر و به تبع آن سینمای نوآر، ژانر بسیار نحیفی در ایران است. «فیل در تاریکی» نوشتۀ قاسم هاشمی نژاد، شاید تنها رمان جنایی و نوآر ایرانی نباشد اما  بدون شک یکی از بهترین تجربه‌ها در این زمینه است. این رمان نه تنها در زمانی که منتشر شد بلکه هنوز هم یک دستاورد غنی ادبی محسوب می شود. قاسم هاشمی نژاد، بیشتر منتقد و پژوهشگر بود تا داستان نویس. او جز «فیل در تاریکی» چند داستان دیگر هم نوشته است اما هیچ کدام از آنها از نظر موضوع و سبک، ارتباطی به «فیل در تاریکی» ندارند و از منظر ادبیات داستانی نیز با آن قابل قیاس نیستند. در مورد هاشمی نژاد و شخصیت ویژه‌اش و گرایش‌های عارفانه‌اش، بسیار گفته و نوشته‌اند و این از نوشته‌ها و کارهای او در زمینه ادبیات عرفانی و متون کهن فارسی نیز کاملاً پیداست. علاقۀ او به ژانر داستانی نوآر، نوشتن رمان «فیل در تاریکی» و نیز ترجمۀ «خواب بزرگ» (یا به تعبیر او «خواب گران») ریموند چندلر، شاید در ظاهر با خصوصیات او به عنوان نویسنده‌ای عارف‌مسلک، چندان همخوانی نداشته باشد اما اگر «فیل در تاریکی» را بخوانید، نشانه‌هایی در آن هست که ارتباط او را با این ژانر (یا قالب ادبی-سینمایی) و تاثیرپذیری‌اش از الگوهای روایتی نوآر، شمایل‌های نوآری و عناصر سبکی‌اش مشخص می‌کند. «فیل در تاریکی»، به نظرم رمانی است با ساختار روایی محکم که قابلیت‌های زیادی برای اقتباس سینمایی و تبدیل شدن به یک فیلم نوآر درخشان ایرانی دارد.

    دانش و آگاهی عمیق هاشمی‌نژاد در زمینۀ داستان نویسی مدرن در ترکیب با ذهن و تخیل داستان پردازانۀ او و نیز علاقه‌اش به سینما و ادبیات گانگستری و نوآر، منجر به خلق رمان «فیل در تاریکی» شد. رمانی که نشان دهندۀ قدرت داستان‌نویسی هاشمی‌نژاد و مهارتش در روایت قصه‌ای شهری و مدرن و ساختن فضاها و شخصیت هایی جذاب با ویژگی‌های نوآرگونه بر بستر زندگی و جامعۀ ایرانی است بدون آنکه واقع‌گرایی و اصالت بومی را قربانی گرته‌برداری ناشیانه از فرمول‌های داستان نویسی نوآر کند. از سوی دیگر، «فیل در تاریکی»، داستان مدرنی است که با نثر و زبانی غنی و شاعرانه نوشته شده که حاصل سال ها دمخوری هاشمی نژاد با ادبیات فارسی و پرسه زنی در متون عرفانی و کهن است: « دید در آسمان سرخی ناخوشایندی منتشر شده بود که از تلاطم ابرهای به جان رسیده حکایت می‌کرد. جلال نگاه کرد و فکر کرد چیزی به باریدن نمانده. حساب کرد. روزِ آخر چار-چار است.»

    گفتم که «فیل در تاریکی» قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم نوآر ایرانی درخشان را دارد. با اینکه زمان وقوع داستان مربوط به پیش از انقلاب است و خلق فضاهای شهری آن دوره و یا ساختن برخی صحنه‌ها و نشان دادن روابط بین شخصیت‌های زن و مرد بدون پرده پوشی با معیارها و محدودیت‌های کنونی سینمای ایران تقریبا ناممکن است، با این حال بعد از خواندن رمان، وسوسۀ ساختن فیلمی از روی آن به سرم افتاد؛ اگرچه شنیده بودم که نعمت حقیقی، فیلمبردار سرشناس سینمای ایران، در همان سال‌های اول انقلاب در دهه شصت، فیلم نیمه کاره‌ای بر اساس آن ساخت که گویا چند سال بعد،یکی از کارگردان‌های تلویزیونی آن را تکمیل کرده و از تلویزیون ایران هم پخش شد. اما من هرچه جستجو کردم نه نسخه‌ای از این فیلم پیدا کردم و نه نوشته یا نقدی بر آن. ماجرای ملاقاتم با زنده یاد هاشمی‌نژاد و فیلمنامه‌ای را که بر اساس این رمان برایم نوشت و تلاش بی نتیجه‌ام برای ساختن فیلمی از روی آن را نیز قبلا در جای دیگری نوشته‌ام و لزومی برای تکرار آن در اینجا نمی‌بینم. در اینجا قصدم بررسی عناصر ادبی و سینمایی نوآر در این رمان منحصر بفرد ایرانی است.

    نوآر ایرانی

    «فیل در تاریکی»، رمانی جذاب با ساختار جنایی و نوآرگونه و درونمایه‌ای اگزیستانسیالیستی است.

    شخصیت اصلی آن، گاراژدار و مکانیکی به نام جلال امین است که ناخواسته درگیر ماجرایی جنایی و گانگستری می شود. ماجراهای داستان در طی هشت روز اتفاق می‌افتد و فرم روایت بر اساس روزهای هفته است و از یکشنبه شروع می‌شود و در یکشنبه بعد به پایان می‌رسد. حسین، برادرِ جلال، بعد از پایان تحصیلاتش در آلمان و بازگشت به ایران، اتومبیل بنز آخرین مدلی را برای او به عنوان هدیه می‌آورد. اتومبیلی که شبکه‌ای مخوف و تبهکار بدون اطلاع حسین، در آن هروئین جاسازی کرده اند و حالا در ایران به دنبال آن‌اند. حسین به دست تبهکاران به قتل می‌رسد و جلال به انگیزۀ گرفتن انتقام او، وصیت‌نامه خودش را می‌نویسد و به مصاف آنها می‌رود.

    «فیل در تاریکی» برخلاف گفتۀ محمدعلی سپانلو، رمانی «جیمزباندی» یا  «پلیسی» به مفهوم متعارف این ژانر نیست چرا که شخصیت اصلی آن نه یک کارآگاه خصوصی و پلیس بلکه مردی ساده و معمولی است که صاحب یک گاراژ و تعمیرگاه اتومبیل در جنوب تهران است. اگرچه مامور پلیس به عنوان یک شخصیت فرعی (سعدی شیرازی) در رمان حضور دارد اما حضور او نقش چندانی در پیشرفت داستان و تحول آن ندارد. به علاوه «فیل در تاریکی»، بیشتر از آنکه وامدار سنت داستان‌های پلیسی و کارآگاهی بریتانیایی و فرانسوی و آثار نویسندگانی چون آرتور کانن دویل، آگاتا کریستی و ژرژ سیمنون باشد، متاثر از ادبیات داستانی نوآر آمریکایی و آثار نویسندگانی مثل دشیل همت، ریموند چندلر و جیمز مک کین است. در سنت بریتانیایی ادبیات جنایی که مبتنی بر الگوی روایی «هو دان ایت؟»- whodunit- (یا چه کسی مرتکب جنایت شد؟) است، نویسنده معمولا خواننده را درگیر قتل و معمایی جنایی می‌کند و روایت داستانی در جهت کشف این معما و یافتن قاتل و یا سرنخی برای قتل به وسیلۀ کارآگاه پیش می‌رود. اما ادبیات نوآر آمریکایی، از این الگوی روایی معمایی فراتر رفته و به زنجیره‌ای از حوادث و رویدادها می‌پردازد که حول یک جنایت یا فعالیت تبهکارانه و مرموز دسته‌ای تبهکار شکل گرفته اند. ضمن آنکه نویسنده به جای تمرکز و تاکید بر قتل به عنوان رویداد محوری داستان و جستجوی قاتل، به انگیزه‌های درونی و روانی شخصیت‌های داستان پرداخته و بستر اجتماعی آن و تاثیر محیط زندگی و جامعه بر رفتار و عملکرد شخصیت‌ها را نیز درنظر می‌گیرد.

    فیل در تاریکی

    جلال، قهرمان تلخ‌اندیش

    اگر داستان نوآر را ژانری با درون‌مايه‌ای جنايی و اخلاقی که بر اساس زندگی قهرمانانی تیره‌بخت و دنيای تاريک آن‌ها شکل گرفته بدانیم، «فیل در تاریکی»، داستانی با چنین ویژگی‌هایی است. دنیای نوآر، دنيایی پر وسوسه، هيجان‌انگيز و جذاب است که در آن زنان زيبا، جذاب و فتنه‌گر (فم فتال)، مردان تنها، بی‌باک و ماجراجو را در دام خود گرفتار کرده و به جهان زيرزمينی و خطرناک گانگسترهای بی‌رحم می‌کشانند. در «فیل در تاریکی» نیز جلال به وسیلۀ مهستی که زنی زیبا، اغواگر و خطرناک است به دامی مهلک کشیده می‌شود.

    قهرمان‌ها(ضد قهرمان‌ها)ی نوآر معمولا آدم‌های تنها و ملانکولیک‌اند و کمتر آنها را در محیط خانوادگی می‌بینیم. آنها گذشته‌های تاریک و تلخی دارند که یادآوری آن نیز برایشان عذاب آور است. در دنیای نوآر، شخصیت‌ها اسیر گذشته‌اند و آنها را از گذشته گریزی نیست. به گفته الن سیلور، متخصص سینمای نوآر، در دنیای نوآر، گذشته و حال به نحو تنگاتنگ و جدایی ناپذیری به هم گره خورده‌اند؛ چنانکه در رمان‌های پروست یا داستان‌های عامه پسند ریموند چندلر این گونه است. در داستان‌های نوآر، هیچ کس از گذشته‌اش نمی‌تواند بگریزد و اینکه چقدر در این راه تلاش می‌کند هیچ اهمیتی ندارد.  تنها در مواجهه با گذشته است که پروتاگونیست نوآر می‌تواند امید رستگاری داشته باشد حتی اگر فرجامش کشته شدن با اسلحه باشد.

    اما جلال امین، برخلاف شخصیت‌های نوآر، مردی سنتی و خانواده‌دار است هرچند ارتباط عاشقانه و عاطفی محکمی با همسرش عصمت ندارد و به همین دلیل جذب اغواگری‌های مهستی(فم فتال داستان) می‌شود. او اگرچه تنها نیست اما سرگشته و پریشان است. برخلاف قهرمان‌های نوآر، گذشته تاریکی هم ندارد و به جای گریز از گذشته، دلتنگ گذشته است و حسرت آرامش و روزهای روشن کودکی و جوانی را می‌خورد که بر اثر مهاجرت او از طالقان به تهران (پایتخت) از دست رفته است. خاطرات گذشته، به شکل فلاش بک در ذهن جلال جان می‌گیرند. جلال ویژگی‌های مثبت زیادی دارد. او یک لوطی بامرام ولی کله‌شق است. به قول خودش یک «پایین شهری بی‌کله» است و جوانمردی‌هایی دارد: « جون بره حق نره. شیله پیله در کار نباشه. جوانمردی باشه. حتی اگه قصد انتقام‌کشی باشه.»

    او با اینکه مردی سنتی است و رفتارش با زنان تا حدی مردسالارانه است اما برخلاف برخی نوشته‌ها، مطلقاً زن‌ستیز نیست. در رمان نمی‌بینیم که او هرگز زنش عصمت را تحقیر کند و حتی با او بدرفتاری هم ندارد، بی‌اعتنایی چرا اما خشونت یا تحقیر هرگز: « «حالا غربت تلخی به دل داشت که اوایل که تازه از طالقان به تهران آمده بود عصرها وقت عبور از کوچه عرب‌ها به دل می‌داشت. حس کرد دلش طور عجیبی هوس کرده لبی تر کند. تنها نباشد. میان خانواده‌اش باشد، کنار زن و دو تا بچه‌اش. میان آنها که دوستشان دارد.»

    مکانیک یا کارآگاه خصوصی

    جلال، پلیس یا کارآگاه خصوصی نیست و مکانیک است اما جسارت، بی‌باکی، کله‌شقی، کنجکاوی و میل به کشف حقیقت (یافتن هروئین‌های جاسازی شده در داخل مرسدس بنز ) و اجرای عدالت (متلاشی کردن باند تبهکار و مجازات قاتلان برادرش) را از شخصیت‌های نوآر به ویژه کارآگاه‌هایی مثل سَم اسپيد در داستان‌های دشیل همت و فيليپ مارلو در داستان‌های ریموند چندلر به ارث برده است. تیزبینی، هوش، نکته سنجی و پختگی نیز از ویژگی‌های قهرمان‌های نوآر است که در جلال نیز دیده می‌شود. او با اینکه مکانیک ساده‌ای است و نسبتی با دنیای روشنفکرانه ندارد اما تلخ‌اندیشی و بدبینی روشنفکرانه و اگزیستانسیالیستی دارد: «جلال فکر کرد مردن چقدر بی‌اهمیت بود. با خودش گفت چشم به هم می‌زنی و دیگر تمام است. دیگر انکار کن اصلا نبودی. زنده بودن حصۀ حقیری بود در دنیا که هر کس به آن قناعت می‌کرد. پس زندگی حتم چیزی بود که او نمی‌دانست چیست.»

    اما این بدبینی، یکی از ویژگی‌های ضد قهرمان‌های داستان‌های نوآر نیز هست. بدبينی پروتاگونیست نوآر، نشانه‌ای است از خودآگاهی او از سرنوشت تلخ و محتومی که در انتظار اوست و او قدرت تغيير آن را ندارد. جبر محتومی که بر داستان‌ها و فيلم‌های نوآر حاکم است، قهرمانان شوربخت آن‌ها را به سمت فاجعه و مرگ می‌کشاند. جلال نیز در « فیل در تاریکی» ناخواسته وارد حلقه مخوف دار و دسته‌ای تبهکار می‌شود و برادرش حسین نیز مردی تیره بخت با فرجامی تراژیک است.

    تهرانِ مخوف

    نوآر، ژانری شهری است و با دنيای مدرن و آدم‌های شهری سر و کار دارد. شهر در داستان‌ها و فیلم نوآرهای آمریکایی، اغلب به عنوان محیطی مرموز و شیطانی تصویر شده و بستر خشونت‌ها، تبهکاری‌ها، دسیسه‌ها و قانون‌شکنی‌هاست.  داستان‌های نوآر معمولاْ در دل شب‌های تاريک شهرهای بزرگ که با نور چراغ‌های نئون يا لامپ‌های کنار خيابان روشن شده و سايه‌هايی ترسناک و دلهره‌آور ايجاد کرده، اتفاق می‌افتد. شهر، به ویژه در شب، مکانی مرموز و در عين حال امن برای جنايتکاران و محیطی نا‌امن و خطرناک برای قهرمانان تیره‌روز داستان‌های نوآر است. «فیل در تاریکی» به عنوان یک داستان نوآر ایرانی با ویژگی‌های خاص بومی‌اش، از این امر مستثنا نیست و با چنین رویکردی نسبت به شهر نوشته شده است. جلال، فلانور(پرسه زن)ی بودلری است که در خیابان‌های شهر پرسه می‌زند و از پرسه زدن و تماشای شهر و مناظر شهری لذت می‌برد یا دچار اندوه می‌شود. به اعتقاد ریموند ویلیامز، منظر ادراک شهر مدرن همواره متعلق به مردی تنها بوده که در خیابان‌های شهر پرسه می‌زده است.. « قدم زنان راه افتاد. کوچه، تاریک و متروک و غارت شده بود. مدت‌ها بود که این وقت شب پیاده راه نرفته بود. سوز آخر شبی برای پلک‌های ناسور ملتهبش فرح داشت. دید در آسمان سرخی ناخوشایندی منتشر شده بود که از تلاطم ابرهای به جان رسیده حکایت می‌کرد. جلال نگاه کرد و فکر کرد چیزی به باریدن نمانده.»

    اگرچه تهران در «فیل در تاریکی»، همۀ خصوصیات یک شهر مدرنِ مخوف، درنده و سرکوب‌گر در داستان‌ها و فیلم‌های نوآر آمریکایی را ندارد اما به عنوان مکان و بستر وقوع جرایم و حوادثی شوم و یا مظهر گناه و آلودگی تصویر می‌شود و جایی است که تبهکارانی مثل گلباد و افندی و زنان فریبکاری مثل مهستی در آن آسوده نفس می‌کشند و شانس آدم‌های پاک و شریفی مثل حسین یا جلال در آن برای خوشبختی و نجات به حداقل می‌رسد، هرچند نویسنده، مکانی مثل مسجد را به عنوان پناهگاهی روشن و آرام‌بخش در تضاد با دنیای آلوده و تاریک شهر نشان می‌دهد. درست همان‌گونه که آبراهام پولانسکی در فیلم نوآر «نیروی شر»، با نشان دادن تصویر کلیسا در کنار آسمانخراش‌های نیویورک، بر از دست رفتن ارزش‌های معنوی در دنیای مدرن امروز تاکید می‌کند.

    مهستی، زن فِم فَتال

    «زن با تلق تلق پاشنه صندلش از پله‌ها می چرخید و پایین می‌آمد. پیراهن گلدار سرخانه پوشیده بود و دامن در حاشیه پاها موج خوشی برمی‌داشت و جلال فکر کرد زن آنقدرها هم لاغر نیست. اما می‌دانست که زن ظریف بود و حالا می‌دید که زن زیباتر از روز پیش بود و گونه‌ها گل کرده بود و موها روی شانه رها بود.»

     (فیل در تاریکی)

    دنیای نوآر بیشتر دنیای مردانه است و حضور شخصیت‌های زن در آن محدود است. زنان دنیای نوآر عموماً به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ یا فم فتال‌اند یعنی زیبا، جذاب، اغواگر و در عین حال مرموز، شیطانی، غیرقابل اعتماد، خطرناک و نابودگرند و یا معصوم، ساده لوح، منفعل و مطیع‌اند که معمولا در نقش مادر یا همسر خانه‌دار، فداکار و قربانی ظاهر می‌شوند. هرچقدر فم فتال‌ها در داستان‌های نوآر، قدرتمند، فعال، شرور و ویران‌گرند، در مقابل، اینگونه زنان، معصوم، قربانی، ضعیف و منفعل‌اند. عصمت، همسر جلال در «فیل در تاریکی» چنین زنی است. او به جلال می‌گوید: « کجا فرصت سر خاروندن دارم. حبس شدم توی این چاردیواری. یا باید بشورم یا بپزم بریزم توی شکم شماها یا باید جارو بکشم یا تمناهای بچه‌ها را اجابت کنم.»

    فم فتال، در واقع آنتی‌تز زنان معصوم و منفعل است. او از زيبايی و جذابيت زنانۀ خود برای اغوای مردان تنها و بی‌پناه داستان استفاده می‌کند و آن‌ها را وا می‌دارد که او را در انجام نقشه‌های شوم و تبهکارانه‌اش ياری دهند. اما نظریه پردازان فمینیست، در بررسی‌ها و تحلیل‌های خود از داستان‌ها و فیلم‌های نوآر، برداشت دیگری از زنان فم فتال ارائه کرده‌اند. از دید آنها فم فتال‌ها، زنانی قدرتمند، باهوش، فعال و مستقلی‌اند که اغلب به خاطر نافرمانی، گستاخی و استقلال‌شان در دنیای مردانه مجازات می‌شوند.  مهستی، فم فتال داستان «فیل در تاریکی» است و هاشمی‌نژاد در خلق شخصیتاو، همۀ ویژگی‌های زنان فم فتال نوآر را درنظر داشته است. او مهستی را این گونه توصیف می‌کند: «مهستی، آن زن سرد شکنندۀ ظریف که نوک زبانی غارت می‌کرد یا کسی که فحش می‌داد و تهدید می کرد…»

    دنیای نوآر، دنیای توطئه، خیانت، عشق، شهوت و جنایت است. جنایتی که انگیزۀ آن معمولا حرص پول، عشق یک زن یا میل به انتقام است. والتر نف، راوی و شخصیت محوری «غرامت مضاعف» می‌گوید: «بله، من اونو کشتم، به خاطر پول و به خاطر یک زن. اما نه پول گیرم آمد و نه زن. قشنگه نه؟»

    کرامت، پیرمرد انباردار نیز در «فیل در تاریکی» از زن رقاصه ای به نام جیران حرف می‌زند که عاشق‌اش شد و بعد زندگی‌اش را تباه کرد.

    اسیر تقدیری محتوم

    دنیای نوار، دنیای قطعیت، جبر و تقدیر است و شخصیت‌های نوآر را از این جبر و سرنوشت محتوم گریزی نیست. آنها قربانيان سرنوشت‌اند و تقدير می‌تواند يقه هر کس را در هر جا بگيرد. آدم‌ها بر روی لبۀ پرتگاه حرکت می‎کنند و در جهانی که متعلق به آنها نیست، شانس کمی برای نجات و رستگاری دارند. به گفتۀ پل شرایدر در مقالۀ درخشانش دربارۀ سینمای نوآر، در فیلم‌های نوآر که برگرفته از داستان‌های نوآر است، هیچ شخصیتی نیست که آسیب پذیر نباشد. تقدیرگرایی نیز از مشخصه‌های «فیل در تاریکی» است: « جلال فکر کرد چرا میان این همه آدم که از همه جای دنیا ماشین می‌آوردند، طفلک حسین می‌بایست برای قربانی‌شدن انتخاب شود. این تصادف بود یا بخت؟ شاید تصادف همان بخت بود و همه از جمله خودش آن را دست کم می‌گرفت و خیال می‌کرد مهار زندگی‌اش دست خودش هست و به آنجا می‌برد که خودش می‌خواهد اما همه چیز طوری برگزار می‌شد که او خیال می‌کرد خودش دخیل است و حالا می‌دید هیچکاره بود.»

    بومی‌گرایی و بازگشت به خویشتن

    « دید دلش شوریده و تاریک بود. منقلب بود و طاقت نشستن نداشت.»

    (فیل در تاریکی)

    فیل در تاریکی

    شاید یکی از مهمترین تفاوت‌های «فیل در تاریکی» با داستان‌های نوآر مشابه آمریکایی و فرانسوی، رویکرد مذهبی و عرفانی آن باشد. قهرمان‌ها و ضد قهرمان‌های نوآر، عموماً نسبتی با مذهب و عوالم روحانی یا متافیزیکی ندارند. انسان در فيلم‌های نوآر معمولاً گناهکار و اغلب فاسد است. مزد گناه هرچند ناچیز، غالباْ مرگ است و آدم‌ها به خاطر اعمال تبهکارانه‌ای که مرتکب می‌شوند، کيفر‌های سخت می‌بينند و امیدی به رستگاری ندارند. حداکثر اميد قهرمان داستان، رسيدن به يک پيروزی موقت و يا آرامش کوتاه است که غالباً در خوابی گران یعنی مرگ معنا پیدا می کند.

     اما در «فیل در تاریکی»، جلال مردی سنتی و باایمان است، هرچند نماز نمی‌خواند، گاهی لبی‌تر می‌کند و با زن غریبه‌ای نیز همخوابه می‌شود. با این حال او مردی عارف مسلک است که دلزده و خسته از شهر و مناسبات ماتریالیستی و خشونت‌ها و پلیدی‌های آن و در اوج گرفتاری و ناکامی، ملجا و آرامش را در روستا و طبیعت و یا پناه بردن به مسجد می‌بیند: «وارد مسجد آیت الله نوری شد. این مسجد را همیشه دوست می‌داشت. نقلی و نجیب و مانوس بود. مثل خانۀ خود آدم. خانه خدا به این مهربانی و رافت سراغ نداشت. آن درخت‌ها. آن حوض کوچک پر آب که در جنبش ماهی‌های آن وضو می‌گرفتی… دلش از شور لرزید… بعد از آنهمه تاخیر و غفلت، حالا غرقه در جلال خداوندش بود.»

    در واقع بعد از ورود جلال به مسجد، تحولی در شخصیت او رخ می‌دهد و او احساس می‌کند که دیگر پاک و منزه شده و بی‌نیاز مطلق است: « دلش حالا از حضور حق گشاده بود و یک پارچه نور بود و او درخشش خوش آن را توی سینه‌اش حس می‌کرد و می‌دید دلش برای آن مرد گندۀ عاشق جفا کشیده می‌سوزد… دید هیچ خیال ندارد قُد بازی دربیاورد. بی‌نیاز مطلق بود.»

    نام جلال، زادگاهش طالقان و برخی از ویژگی‌های شخصیتی او ما را به یاد جلال آل احمد می‌اندازد، ضمن اینکه رمان از بینش بومی گرایانۀ آل احمد و گفتمان غرب‌زدگی او نیز تا حدزیادی متاثر است. « فیل در تاریکی» در دوران و در زمانه‌ای می‌گذرد که جامعه ایران در حال گذار از سنت به مدرنیسم است و رشد تهران و جذابیت‌ها و افسون زندگی مدرن شهری، خیل عظیم روستائیان را به سمت پایتخت می‌کشاند. به نظرم، هاشمی نژاد نیز مثل اغلب روشنفکران ایرانی این دوره، مجذوب گفتمان بومی‌گرایی و بازگشت به خویشتن است. در رمان، رویکرد انتقادی نویسنده را نسبت به زمانه از زبان شخصیت‌های مختلف از جمله حاجی عوض پور، صاحب کاروانسرا می‌شنویم. حاجی با جلال در مورد کسادی بازار، گرانی زندگی، «تازه به دوران رسیده‌هایی که پول بی حساب به جیب شان آمده و بچه‌های ارقه‌شان هزار هزار در کاباره‌ها خرج رقاصه‌های فرنگی می‌کنند» و سستی ایمان مردم حرف می‌زند. «فیل در تاریکی»، بازتاب چنین زمانه‌ای در قالب داستانی جنایی و نوآرگونه است.

    سینما فیلم در تاریکی قاسم هاشمی نژاد
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیروایت‌هایی تو در تو از یک زندگی / نگاهی به رمان «ناپیدا» اثر‌ پل استر
    مقاله بعدی بازنمایی تصویر معلم در سینمای ایران / از پای تخته‌سیاه تا پرده نقره‌ای
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.