Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما

    درجستجوی زمان از دست رفته / نقد فیلم ایرلندی مارتین اسکورسیزی

    امین نورامین نور۳ شهریور , ۱۳۹۹
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    دو دسته فیلم وجود دارد. دسته اول فیلم‌هایی هستند که در یک مقیاس مطابق با شرایط محیطی و زمانی خود رشد می‌کنند و به عرضه و مصرف می‌رسند؛ و بنا به تفکری که در پشت خود دارند و احساسی که از ذهن کارگردان نشات گرفته می‌توانند خوب یا بد باشند. دسته دوم فیلم‌هایی هستند که تقریبا دو سه دهه از حیاتشان می‌گذرد. فیلم‌هایی که حالا در گروه «کلاسیک» جای گرفته‌اند. فیلم‌هایی که دیگر مانندش را نمی‌بینیم مگر اینکه به گذشته رجوع کنیم. فیلم‌هایی که انقدر در پیله خود به تکامل رسیده‌اند که مثل یک جزیره از تمامی تاریخ سینما مستقل شده و جهان سینمایی خود را شکل داده‌اند. ایرلندی مارتین اسکورسیزی مورد استثنایی زمانه ما است که در دسته دوم قرار می‌گیرد؛ و ما برای اولین‌بار در زندگی خود و در میان تمامی فیلم‌هایی که دیده‌ایم می‌توانیم زایش چنین پدیده‌ای را از نزدیک و در همان لحظه تولدش مشاهده کنیم.
    در دوره حاضر وقتی تماشاگر به تماشای فیلمی می‌نشیند و از بیرون به درون فیلم می‌نگرد، مانند کسی که به خورشید خیره شده، با پایان رسیدن فیلم و فرا رسیدن زمان اظهار نظر، موقعیت فیلم و تماشاگر عوض می‌شود. گویی این فیلم است که چشم‌انتظار است و تماشاگر امروزی (به ویژه تماشاگر اصطلاحا فِیک ایرانی) خود را خورشیدی می‌بیند که نظرش بر کلیت فیلم ارجحیت دارد. در این میان ایرلندی اسکورسیزی می‌تواند یکی دو درس درباره نحوه فیلم ‌دیدن و فکر کردن درباره فیلم‌ها به ما بدهد؛ فیلمی با این اندازه از زمان و به این شدت آرام و ساکن. از این رو در نوشته پیش رو باید در عین همراه داشتن فیلم در ذهن و خود فیلم، نحوه نگاه به آن و تجربه دیدن آن را نیز در نظر گرفت.

    ایرلندی پاچینو

    در سالی که وجود فیلم‌های بی‌شیله‌پیله فوق‌العاده زیبا که موجب احیای سینما شدند تا نفس تازه‌ای بکشد، اسکورسیزی مهم‌ترین فیلم ده بیست ساله اخیر خود را می‌سازد (گزاره‌ای که شاید در مورد کسی هم‌چون تارانتینو نیز صدق ‌کند). ایرلندی غمناک‌ترین اثر اسکورسیزی است. یک مرثیه تمام عیار. کارگردان که اینجا در دهه هشتم زندگی خویش به‌سر می‌برد، همانند بازیگر اصلی فیلم که سه دهه آینه تمام نمای او در فیلم‌هایش بوده، حالا در جایی نشسته و گذشته را به خاطر می‌آورد. «گذشته» کلمه کلیدی برای ورود به جهان فیلم است. گذشته اینجا از منظر شخصی یادآوری می‌شود که در تمام آن خاطرات و مرور اتفاقات در یک خلاء بسر می‌برد. جایی میان بودن و نبودن. جایی که همه نظاره است و راوی ما نظاره‌گری است ناتوان در بروز حس و عواطف.
    در عمده فیلم‌های اسکورسیزی، راوی نقش خاصی ایفا می‌کند. راوی در آثار او تفاوت ویژه‌ای با کاربرد راوی در نظام داستان‌گویی هالیوودی دارد. در واقع اگر راوی همان ناقل باشد که هم‌چون خواندن یک رمان صرفا قصه را تعریف بکند، در آثار او اما راوی درونیات شخصیت اصلی را نمایان می‌کند. در واقع راوی کار خود را نمی‌کند – پیشبرد داستان – بلکه به خدمت تازه‌ای گرفته می‌شود. همان‌طور که در راننده تاکسی اول چشم‌های تراویس پدیدار می‌شود و سپس صدای او؛ و دقیقا در اینجا است که فیلم ساخته می‌شود. هم‌چون تراویس، فرانک نیز جایی تنها نشسته و با خودش بلند بلند حرف می‌زند؛ اینجا فیلم‌سازی اسکورسیزی یک دایرۀ کامل می‌شود. اما روایت و راوی در ایرلندی ترکیبی از فیلم‌های پس از راننده تاکسی (آخرینوسوسه‌هایمسیح،کازینو،دارودسته‌هاینیویورک) با گرگ وال‌استریت است. اینجا ما هم با ترفند روایت‌ منگ بیکل طرفی هستیم، هم با ولنگاری و بی‌پروایی جوردن بلفورت. اما در مقابل گرگوال‌استریت، ایرلندی غیرخطی است. فیلم داستان مردی است که یک عروسی را به یاد می‌‌آورد و سپس از طی مسیر عروسی فلش‌بک‌های خود را شروع می‌کند تا دوباره به عروسی بازگردد و ادامه یابد تا برسد به همان جایی که نشسته است و به زندگی‌اش فکر می‌کند. از این طریق کل 60 سال گذشته خود را روایت می‌کند و در تمام این مدت شنونده این داستان، خودش است.
    در واقع اگر بگوییم ایرلندی فیلمِ فیلم‌ها است، تنها یک تعریف و ستایشِ برآمده از سر ذوق یا جوگیر شدن نیست. یعنی درون فیلم، پشت پنجره‌ای که کارگردان از آن سال‌ها به نظاره نشسته فیلم‌هایی وجود دارند. فیلم‌هایی که سالیان سال تجربه شده‌اند. فیلم‌هایی که به راستی وجود دارند و در ذهن نفس می‌کشند؛ و از آنجایی که خوب می‌دانیم برای اسکورسیزی سینما فقط سینما نیست، بلکه زندگی است. یعنی همچون فرانک که در آخر فیلم قرص‌ها را سوا می‌کند، سینما بخشی از تمام اعمال دیگری که در روزمره‌ آن را انجام می‌دهیم قرار می‌گیرد و از اینجا است که هر فیلم به مثابه یک حیات تلقی می‌شود، یکبار زندگی کردن – پس ایرلندی نتیجه تمام آن زندگی‌ها است؛ اما نتیجه‌ای که خودِ مستقل از هر ایده تصویری و فاقد ربط تاریخ سینمایی روییده است. اینجا بچه سینما بین گذشته و آینده ایستاده، جایی که گذشته در آتش می‌سوزد، و آینده با بی‌دقتی و تصنعی سر و شکل گرفته است.
    اسکورسیزی با نهایت خضوع خود، هم‌چون پیر دیری که پستی و بلندی را چشیده و در طی این سال‌ها تمام هیجاناتش را نثار تماشاگر کرده، حالا به آرامی بر گوشه‌ای نشسته و داستان خودش را تعریف می‌کند، داستان داستان‌ها: قصه رویارویی و تسویه حساب انسان با خودش. اینجا حتی از سکوت هم دوربین آرام‌تر است، دیگر خبری از سوییش‌پن‌های مملو از آدرنالین و خشونتی که روی صورت پاشیده می‌شود نیست. اینجا خالق فیلم‌های ما تا آنجا که برایش مقدور باشد دوربین خود را ثابت گذاشته است.

    ایرلندی دنیرو

    ایرلندی در واقع همچون فرآیند اندیشیدن جلو می برد. یک مونولوگ با خود؛ و این اندیشیدن در لحظه لحظه فیلم دوگانه است. بخشی از آن به خاطر شخصیت فرانک است و بخش دیگر – برای ما که در حال تماشای آن هستیم – از ناخودآگاه کارگردان نشات می‌گیرد؛ در واقع فرانک و خاطراتش صحنه‌ها را می‌سازند، داستان را جلو می برند، کنش و واکنش را به تماشاگر نشان می‌دهند و روایت را سر و شکل می‌دهند؛ اما پشت این تصاویر، در لابه‌لای حرف‌ها، نگاه‌ها، تاکیدهای آرام و ساده اما موثر، اسکورسیزی وجود دارد. در تمام آن جزئیاتی که نمی‌بینیم و چیزهایی که لمس نمی‌شوند: در احساسات بر زبان نیامده. حس‌های گوناگون در سر تا سر فیلم هم‌چون ستاره‌های درخشان در شب سوسو می‌زند؛ و از همه روشن‌تر حس رفاقت است، حس برادری و البته احساس وفاداری یا مرام.
    در فیلم همه‌چیز حول رفاقت می‌چرخد، از شروع داستان و برخورد فرانک و راسل – جرقه شکل‌گیری – تا رویارویی با هافا و تکمیل تثلیث فیلم. تثلیثی که شخصیت دنیرو در کانون آن قرار گرفته و دو فردِ پیرامون مکمل او هستند. هافا نقطه مقابل پشی است و هرکدام از آن دو قسمتی از شخصیت دنیرو را بسط می‌دهند. پاچینو همان پدری است که دنیرو می‌خواهد برای دخترش باشد و نیست؛ و پشی تمام آن چیزی است که باعث می شود دخترش از او فاصله بگیرد. در پایان فرانک باید بین قوه خیر و شر یکی را انتخاب کند، و برای ادامه بقا نیمۀ روشن خود را قربانی کند.
    فیلم ملغمه‌ای از غلیان احساسات بین آدم‌ها است. احساساتی که دیگر وجود خارجی ندارند. حتی در فیلم‌ها و کتاب‌ها. در واقع فیلم نمایش یک طرز زندگی است که حالا خیلی وقت است از مرگش می‌گذرد. احساسات درون فیلم، هم‌چون افراد سازنده و در یک مقیاس خیلی عظیم‌تر، هم‌چون خود سینما در حال از بین رفتن است. اگر شرایط امروز سینما را (پس از سال‌ها دم زدن از مرگ آن) نوعی از بین رفتن تمامی چیزهایی که «کلاسیک» می‌شماریم – همان چیزی که فیلم امسالِ تارانتینو برخلاف اسکورسیزی با چشم‌انداز نوستالژیک به سوی آن رفته – بدانیم، پس ما حالا میانِ از بین رفتن دنیای قبلی و تولد یک چیز جدید قرار گرفته‌ایم.
    شاید این که ایرلندی در نتفلیکس ساخته شده آن چنان بی‌ربط نباشد. هر چقدر هم از آینده چیزی ندانیم، یک چیز مشخص است و آن هم تغییر نحوه مصرف فیلم‌ها است. چیزی که نتفلیکس امروز ثابت کرده، پیش‌بینیِ گرفتنِ جایگاه کمپانی‌های هالیوودی طی چند سال آینده است. و این بهترین جا و موقعیتِ ممکن برای اسکورسیزی است تا فیلم زندگی خود را بسازد. هم‌چون کسی که تاریخ را سینه به سینه به نسل بعدی اعطا می‌کند، اسکورسیزی با استفاده از موقعیت نتفلیکس تمام آنچه باید از دنیای سینمای گذشته بدانیم را در فیلمش تزریق می‌کند. یک کتاب برای آینده. شاید برای همین باشد که ایرلندی بر خلاف تمامی فیلم‌های او، عاری از ادای دین به استادان گذشته است و تا حد امکان حاصل بینش شخصی خودش است. به جای آنکه وام‌دار کارگردانی باشد، اینجا به خودش رجوع می‌کند و با یک تیر دو نشان (شرح دانش سینمایی و تعریف داستان زندگی) می‌زند.
    هم‌چون کسی که سال‌ها قصد داشته حرف بزند و در انجام آن ناتوان بوده، حالا سعی می‌کند آن را برای خود تعریف کند. پس اینجا بیش از هر فیلم دیگری در این ده بیست سالِ اخیرِ کارنامه‌اش، اسکورسیزی با خود واگویه می‌کند. با تشکیل یک پارادوکس میان ناتوانی فرد در بروز احساسات و انفجار سویش‌ها، ما اینجا در جای درستی می‌توانیم تمامی آن کنش‌ها و روابط را بدون دخالت چیزی ببینیم. بدون اینکه رمانتیسیزه یا غلو شود. از آن‌جایی که فرانک هم‌چون ناظری ‌است که قسم به سکوت خورده، نوع شخصیتش (کسی که از لحاظ حسی اخته است) با وظیفه‌اش در خور شده است. نقل تمامی حرف‌ها از زبان چنین شخصیتی باعث می‌شود به ورطه سانتی‌مانتالیسم و سطحی شدن نزدیک نشود.
    در سالی که ایرلندی به گذشته فکر می‌کرد و «شد آنچه شدِ» نیم قرن گذشته را برای تماشاگر امروزی وصف کرد، تارانتینو نیز کاری مشابه را در دست گرفت. در روزی روزگاری در هالیوود، فیلم‌ساز با استفاده از فرمول کهن قصه‌گویی، قصه پریان خود را تعریف می‌کند. از آنجایی که قصه گفتن همیشه با قرض گرفتنِ کمی از واقعیت و ورز دادن و ترکیب آن با خیالِ آدمی پیش از بر زبان آوردنش بوده (و خودِ خیال که از میل به تغییرِ آنچه که هست می‌آید) و از آنجا که لفظ «روزی روزگاری» اصیل‌ترین شیوه قصه‌گویی است، تارانتینو مشابه اسکورسیزی سعی در بیان یک چیز دارد: تعریف جهانی که ما هیچ‌وقت ندیدیم. اما هر کدام رویکرد کاملا متفاوتی را برای رفتن به این جهان پی گرفتند. اگر دنیروی ایرلندی شروع به تعریف داستان می‌کند، از دنیایی می‌گوید که خود بخشی از آن بوده، هم‌چون مهمانی که از سفر جهانی دیگر می‌آید و برای آدم‌هایی که روحشان هم از آن خبر ندارد شروع به توصیف آن می‌کند؛ اما دیدگاه تارانتینو همان پسر بچه درون سینما است که می‌خواهد بنشیند، ببینید، سپس فانتزی سازد و این فانتزی را مادیت‌بخشی کند. ما هم‌چون تارانتینویی هستیم در مقام تماشاگر در دنیای اسکورسیزی. و اگر فیلم تارانتینو اتفاق بزرگ سینمایی سال باشد، ایرلندی اسکورسیزی اتفاق دهه است.

    ایرلندی 2

    این مطلب به کوشش تیم تحریریه مجله تخصصی فینیکس تهیه و تدوین شده است.

    مارتین اسکورسیزی آل پاچینو ایرلندی رابرت دنیرو
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیبونگ جون هو و به کارگیری خاطرات شخصی در انگل
    مقاله بعدی ملاقات با یکدیگر در داستانی مشترک / بررسی سریال عشق امروزی ساخته جان کارنی
    امین نور

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.