Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما

    می‌کُشم پس هستم / نگاهی به «قاتل» ساخته دیوید فینچر

    پرویز جاهدپرویز جاهد۱۳ دی , ۱۴۰۲
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    قاتل دیوید فینچر
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    ساب ژانر آدمکش‌های حرفه‌ای (هیتمن‌ها) که زیرمجموعه ژانر فیلم‌های جنایی-نوآر است، قدمتی طولانی در تاریخ سینما دارد و ریشه آن حداقل به سال‌های دهه‌ سی می‌رسد. سینما، قاتلان و آدمکشان حرفه‌ای (هیتمن) بسیاری دیده. آدمکش فیلم «قاتل» دیوید فینچر هم منحصربفرد نیست و نمونه‌های شبیه او هم در سینما بوده‌اند؛ از قاتل فیلم «سامورایی» ژان پی‌یر ملویل گرفته تا «گوست داگ» و «محدوده کنترل» جیم جارموش و آدمکش خونسرد و کم‌حرف فیلم «درایو». همه آنها آدم‌کش‌هایی بی‌رحم بوده‌اند که در کمال خونسردی و طبق اصول و آیین و شیوه‌های خاصی آدم می‌کشته‌اند. شاید فرق «قاتل» فینچر با نمونه‌های دیگر این نوع قاتلان خونسرد در این باشد که او فاقد کمترین حس انسانی و عاطفی در مواجهه با قربانیان است: «همدردی ممنوع. همدردی نشانه ضعف است.»

    فینچر خود گفته است که برای ساختن «قاتل» تحت تاثیر «سامورایی» ملویل بوده است. آدمکش فیلم او همانند جف کاستلوی «سامورایی» ملویل، گانگستری حرفه ای، خونسرد و وفادار به اصول اخلاقی و حرفه‌ای خود است. جف کاستلو (با بازی آلن دلون)، یک شمایل نمونه‌ای این ژانر است. یک هیتمن درجه یکِ جنتلمن که با کت و شلوار مشکی و پیراهن سفید و کراوات سیاه و بارانی خاکستری و کلاه شاپویی، بیشتر شبیه کارآگاهان فیلم‌های نوآر کلاسیک است تا یک آدمکش حرفه‌ای. اما سبک لباس پوشیدن هیتمن‌های نئونوآرها متفاوت است. ظاهر آنها ساده‌تر و بی‌تکلف‌تر از قهرمانان نوآرهای کلاسیک است. «گوست داگ» جارموش، اغلب هودی و لباس‌های راحت و غیررسمی (کژوال) می‌پوشید و کلاه هودی سرش می‌کرد. هرچند حضور کیانو ریوز با کت و شلوار و کراوات در سری فیلم‌های «جان ویک»، نوعی بازگشت به استایل هیتمن‌های دوره نوآرهای کلاسیک بود. سبک لباس پوشیدن هیتمن فینچر نیز بسیار خاص است. او که با پیراهن هاوایی و کفش کتانی در خیابان‌های پاریس یا شیکاگو قدم می‌زند بیشتر شبیه یک توریست است تا یک آدمکش.

    فینچر، فیلمسازی است که همیشه مجذوب جنبه‌های تاریک شخصیت آدم‌ها و خشونت ذاتی آنها بوده است. کارگردانی سبک‌گرا و مولف در سینمای آمریکا که همه اجزای فیلم برای او مهم‌اند و تسلط و کنترل شدیدی بر این اجزا دارد. سبک‌گرا و کمال‌گرایی او به این معنی است که برای رسیدن به سبک و استانداردهای ویژه‌اش در فیلمسازی، بسیار دقیق، جزئی‌نگر و وسواسی است. او این نوع دقت و جزئی‌نگری را نه فقط در فیلمنامه بلکه در کارگردانی و اجرا از قاب بندی گرفته تا نور و اکسِسوار و حرکت دوربین و بازیگری نیز نشان می‌دهد. در واقع او با این پرداخت دقیق و جزئی‌نگرانه‌اش در خلق یک شخصیت، موفق به خلق یک نوع زیبایی‌شناسی جدید در ژانر هیتمن‌ها در سینما شده است. او این زیبایی‌شناختی و سبک بصری پر جزییات و وسواس‌گونه را به کاراکتر فیلمش نیز انتقال داده. رفتار آدمکش فیلم «قاتل» و دقت زیبایی‌شناسانه او و توجهش به جزییات، همسو با سبک کمال‌گرای فینچر است.

    «قاتل»، داستان آدمکشی حرفه‌ای است که قتل، کسب و کار اوست و در آن تخصص ویژه‌ای دارد. آدمکشی که همانند جیمزباند از ابزار بسیار مدرن برای کارش استفاده می‌کند. او فلسفه و اصول خاصی برای کشتن و حذف قربانی‌هایش دارد که دائم برای تمرکز و یادآوری کردن به خود آنها را در ذهنش تکرار می‌کند و ما آنها را درقالب مونولوگ درونی و به شکل وویس اور بر روی فیلم می‌شنویم:  “به نقشه خودت بچسب”، “پیش بینی کن، بداهه پردازی نکن”، “به هیچکس اعتماد نکن”، “فقط در نبردی بجنگ که برای جنگیدن پول گرفته ای”، «همدردی ممنوع.». اینها دقیقاً همان چیزهایی است که انتظار دارید از یک آدمکش حرفه‌ای بی‌رحم و خونسرد بشنوید.

    فینچر خالق قاتلان و آدمکش‌های بسیاری در سینما بوده است از قاتل فیلم «هفت» گرفته تا قاتل زنجیره‌ای «زودیاک» که هرگز شناخته و دستگیر نشد. «قاتل»، فیلم جدید او نیز همانند خالق‌اش نظم و دیسپلین خاصی برای آدمکشی دارد. منتهی انگیزه‌ او برای آدمکشی، متفاوت با انگیزه قاتلان قبلی فینچر است که بیشتر الهیاتی یا روانکاوانه بود. آنها یا سادیست‌هایی مثل زودیاک بودند که برای لذت آدم می‌کشتند یا سایکوهای دیوانه و خطرناکی بودند که بر مبنای دیدگاهی مذهبی، گناهکاران را طعمه خود می‌ساختند اما قاتل فیلم جدید فینچر، نه انگیزه روانکاوانه دارد و نه دینی بلکه او صرفا برای پول آدم می‌کشد. او نه دیوانه است و نه سادیست و هیچ خصومت شخصی با قربانیانش ندارد و تنها بر اساس انگیزه مالی آنها را به قتل می‌رساند.با این حال فینچر با گذاشتن صدای ذهن او به صورت وویس اور بر روی فیلم، تا حدی خصلتی روانکاوانه به فیلم داده است چرا که از این طریق ما به درون ذهن قاتل وارد شویم هرچند شنیدن افکار او، شناخت دقیقی از او به ما نمی‌دهد. تک گویی درونی مداوم قاتل می‌توانست تمهید روایی موثری برای انتقال اطلاعات به تماشاگر باشد، اما متاسفانه صدای ذهن راوی در «قاتل» این کار را نمی‌کند و به جای دادن اطلاعات درباره هویت قاتل و ماهیت وجودی او، ما را بیشتر گیج و سردرگم می کند. البته استفاده از این نوع مونولوگ درونی، جزئی از شگرد روایی فینچر برای خلق روایت‌های غیرقابل اعتماد است که فینچر قبلا در «فایت کلاب» و «دختر گمشده» هم آزموده بود. مهمترین کارکرد این صدای درونی این است که سردی شخصیت «قاتل» و اعتماد به نفس بالای او را با دقت القا می‌کند.

    آدمکش فیلم «قاتل»، همیشه در حال آماده‌باش دائم است. حرفه‌ای‌گری او معنایش همین است. او ساعت‌های طولانی در اتاقی بزرگ و خالی می‌نشیند، یوگا می‌کند و به موسیقی گروه راک اسمیتز گوش می‌دهد، تمرکز می‌کند و با دقت، هتل محل اقامت طعمه مورد نظرش را زیرنظر می‌گیرد و منتظر رسیدن او می‌ماند. هیچ نوع احساس ترس یا پشیمانی یا گناه در رفتار و گفتار او دیده نمی‌شود. چهره سرد و سنگی او نیز فاقد هرگونه احساس است و همدلی ما را برنمی‌انگیزد. لحن گفتار او شبیه لحن رایان گاسلینگ در فیلم «درایو» است، مردی که هرگز احساساتش را بروز نمی دهد. با این حال بازی استادانه و مسحور‌کننده مایکل فاسبیندر در این نقش و مغناطیس وجود او، جذابیت فوق العاده‌ای در فیلم ایجاد کرده و باعث می‌شود که به تعقیب سرنوشت او علاقمند شویم. او با پاسپورت‌ها و هویت‌های مختلف برای کشتن آدم‌ها از شهری به شهر دیگر سفر می‌کند اما نام واقعی او هرگز بر ما افشا نمی‌شود. او از نام‌های مستعار مربوط به شخصیت‌های تاریخی مثل توماس جفرسون و یا شخصیت های تلویزیونی قدیمی مثل آرچی بانکر استفاده می‌کند. به نقل از پاپای (ملوان زبل)، شخصیت کارتونی معروف می‌گوید: «من همانی‌ام که هست. من استثنا نیستم.»

    قاتل دیوید فینچر

    ساختار روایی «قاتل» اپیزودیک است و به شش بخش تقسیم شده و هربخش در یک لوکیشن متفاوت اتفاق می‌افتد از پاریس تا دومینیکن تا نیویورک و شیکاگو. فینچر، فضای هر لوکشین را با دقت می‌سازد. به گفته فیلمبردارش، اریک مسرشمیت، او حتی برای هر شهر و لوکیشن،  رنگ خاصی درنظر گرفته است. برای پاریس، ترکیب رنگ زرد و آبی، برای جمهوری دومینیکن، رنگ گرم شکلاتی و برای آمریکا رنگ‌های سرد. شروع فیلم یادآور «پنجره عقبی» هیچکاک است. هر دو کاراکتر مشغول دیدزنی‌اند، یکی با دوربین عکاسی و دیگری با تفنگ دوربین دار. منتهی با انگیزه های مختلف. انگیزه جف در «پنجره عقبی» کنجکاوی و چشم چرانی است اما انگیزه آدمکش فیلم «قاتل»، شکار و کشتن است. فینچر، هیچ بک گراندی از شخصیت قاتل ارائه نمی‌کند. ما حتی نمی‌دانیم که نام او چیست و تا چه حد در آدمکشی تبحر دارد. اولین بار او را در حال انجام ماموریتی می‌بینیم که با وجود همه برنامه‌ریزی‌های دقیقی که انجام می‌دهد، موفق به اجرای آن نمی‌شود و تیرش به خطا می‌رود. ادامه روایت مربوط است به تنبیه او از سوی کارفرماهایش که منجر به شکنجه و زخمی‌شدن دوست دخترش می شود و حالا او برخلاف ماموریت‌های قبلی‌اش، انگیزه‌ای شخصی برای انتقام‌جویی و کشتن دارد. در واقع او این بار یکی از اصول خدشه‌ناپذیر حرفه ای‌اش یعنی «همدردی ممنوع» را می‌شکند و با حسی از همدردی، حرکت انتقام‌جویانه اش را آغاز می‌کند. با این حال او شخصیتی است که در طول فیلم مطلقا تغییر نمی‌کند بلکه بعد از انتقام سختی که از دشمنانش می‌گیرد آسوده در ساحل دومینیکن، کنار دوست دخترش لم می‌دهد و به آینده مبهمش فکر می‌کند. آیا او این راه را ادامه خواهد داد یا از این کار خسته شده و می‌خواهد آسوده و بی‌دردسر زندگی کند؟ معلوم نیست.

    قاتل، آدم بدبینی است و جهان‌بینی پوچی دارد: «همه چیز در اجرا خلاصه میشه.» می‌گوید هیچ علاقه‌ای به انسانیت ندارد. جهان بینی او کسالت‌آور و از نظر اخلاقی بی‌ارزش است، هرچند فینچر وارد بحث اخلاقی نمی‌شود. درباره حرفه قاتل، هیچ قضاوت اخلاقی در کار نیست اما از آنجا که حرفه او کشتار بیرحمانه و بدون احساس آدم‌ها به خاطر پول است، هرگونه فلسفه بافی و نظریه پردازیِ به ظاهر متفکرانه او بی‌معنی جلوه می‌کند. تفاوت قاتل فینچر با جف کاستلو، سامورایی فیلم ژان پی‌یر ملویل در این است که ملویل، جف را بر سر دو راهی بین شغل و وظیفه اش یعنی کشتن و عشق به زنی که باید بکشد و قربانی بعدی اوست قرار می‌دهد. چنین موقعیت دراماتیکی در «قاتل» وجود ندارد. آنچه که باعث نابودی جف در سامورایی می‌شود این است که به قربانی سمپاتی پیدا می‌کند و برای گریز از این موقعیت خود را از بین می‌برد اما قاتل فینچر دچار این بن بست اخلاقی نمی‌شود و هرگز در کشتن قربانیان خود در تنگنای احساسات و عواطف انسانی قرار نمی‌گیرد. فینچر دنبال روانشناختی شخصیت «قاتل» نیست. در پی تشریح موقعیت اجتماعی او هم نیست بلکه تنها می‌خواهد نشان دهد که حرفه‌ای گری و کمال‌گرا بودن برخلاف تصور رایج، همیشه مطلوب نیست و جواب نمی‌دهد. ملویل در «سامورایی» می‌گوید:”هیچ تنهایی بزرگتر از سامورایی نیست، مگر اینکه تنهایی ببر در جنگل باشد.” او این را در رابطه با شخصیت تنها و از خودبیگانه شده جف کاستلو می‌گوید. اما به نظر نمی‌رسد قاتلِ فیلم فینچر دچار این نوع تنهایی و از خودبیگانگی اگزیستانسیالیستی شده باشد. او بیشتر شبیه کاراکترهای گِیم‌های ویدئویی است. او یک ماشین کشتار است و برخلاف سامورایی ملویل یا گوست داگ، فاقد احساسات انسانی و شخصیتی غیرسمپاتیک است. ما حتی نمی‌دانیم دوست دختر او چرا این قدر برایش مهم است. در طول فیلم، جز در صحنه‌ای که او به ملاقات دختر در بیمارستان می‌رود و به او و برادرش قول می‌دهد که انتقام این عمل کارفرماهایش را از آنها می‌گیرد، هیچگاه درباره رابطه‌اش با این دختر و علاقه اش به او حرف نمی‌زند. او مهاجمان را با دقت و هوشمندی بالایی ردیابی می‌کند و آنها را بی‌رحمانه و بدون نمایش کمترین همدردی به قتل می‌رساند: “همدردی ممنوع.” او درباره زندگی خود فلسفه نمی‌بافد بلکه بیشتر در حال محاسبه ریاضی و کار با اعداد است: “4.2 نفر در هر ثانیه متولد می شوند”. محاسبات آماری او، گاهی جنبه شوخی پیدا می‌کند مثل زمانی که مک‌دونالد می‌خورد و درباره ارزش پروتئینی آن حرف می زند و از تعداد فروشگاه‌های مک دونالد در فرانسه می‌گوید هرچند این حرف‌های او می‌تواند به عنوان طعنه فینچر به زندگی مصرفی در جهان سرمایه داری تلقی شود.

    «قاتل»، دومین پروژه سینمایی فینچر برای کمپانی نتفلیکس است، یک فیلم جنایی و نئونوآر با فیلم‌نامه ای از اندرو کوین واکر، که قبلا فیلمنامه «هفت» را برای فینچر نوشته بود. اما «قاتل» برخلاف «هفت» یا حتی «زودیاک»، متقاعدکننده نیست و هیچ  رمز و رازی در آن وجود ندارد. پلات، تقریباً قابل پیش بینی است و از همان ابتدا که قاتل پروژه کشتارش را با انگیزه انتقام کلید می‌زند خود را لو می‌دهد و اگر سبک‌پردازی و جزئی‌نگری فینچر نبود، این فیلم تبدیل به یک فیلم اکشن بسیار معمولی در این ژانر می‌شد. با این حال «قاتل»، ضرباهنگ خوبی دارد. تدوین و برش‌های فیلم نیز کوبنده‌اند. صحنه‌های درگیری به حد کافی تعلیق دارند و هیجان ایجاد می‌کنند. فیلمبرداری اریک مسرشمیت کاملاً در خدمت سبک استیلیزه فینچر است. «قاتل» بار دیگر مهارت فینچر را به عنوان یک فیلمساز مولف در کارگردانی ثابت می‌کند اما فیلم بزرگی در کارنامه سینمایی او نیست.

    دیوید فینچر قاتل
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیگام معلق لک‌لک / پیرامون مفهوم ژست در آرای جورجو آگامبن با نگاهی به فیلمِ تئو آنگلوپولوس
    مقاله بعدی صد فیلم: ۲۹- «قاتلین»؛ پذیرش مرگ با اراده فم فاتال
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.