Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما اندیشه

    ابداع «نگاه خیره‌ی مردانه»

    فینیکسفینیکس۷ مرداد , ۱۴۰۲
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    در سال ۱۹۷۳، لورا مالوی، نظریه‌پرداز سینمایی، از مفاهیم روانکاوی به منظور ایجاد یک مباحثه‌ی فمینیستی و خلاصه‌ای پایدار از تعاملات جنسیتی بر پرده‌ی سینما بهره برد. فکر می‌کنم در دوران کالج رفتنم بود که برای نخستین بار دریافتم که فیلم‌ها می‌توانند امیال مرا به گونه‌ای که با شکوفایی من به عنوان یک زن خصومت و تضاد دارد، مصادره کنند. فیلم موردعلاقه‌ی من در آن زمان “Sin City” بود. نئونوآری از سال ۲۰۰۵ که از سری رمان‌های گرافیکی فرانک میلر به همین نام، اقتباس شده بود. مردان فیلم به طرز دیوانه‌کننده‌ای جذاب بودند و شیفتگی نوپای من با کلایو اوون، بروس ویلیس، و حتی، شاید، در گوشه‌ای از روانم، با میکی رورک پرخاشگر و خشن که به میادین بازگشته بود را تقویت می‌کردند. اما، مانند بسیاری از نوآرها، این زنان بودند که بخش عمده‌ای از نمایش را فراهم می‌کردند. الکسیس بلدل را داشتیم که نقش تیپیک یک «بامبی» چشم‌آبی به نام «بکی» را بازی می‌کرد؛ کارلا گوجینو در نقش افسر آزادی مشروط با باسنی برجسته در پیراهنی بسیار نازک؛ بریتانی مورفی، در نقش یک پیشخدمت ننر، پیچیده‌شده در لباسی سفید و دلربا؛ دوون اوکی، در نقش آدمکشی زیبا و نفس‌گیر؛ رزاریو داوسون، زیبای کشنده‌ی سراپا پوشیده‌شده با چرم و جسیکا آلبایی که استریپ تیز می‌کرد. شخصیت‌های آن‌ها از تیپ‌های جدید و قدیم هالیوود جمع‌آوری شده بودند – دختران سبک‌سر، فم فتال‌ها، «زنان نقش اصلی قدرتمند» – نه دقیقاً تسلیم این قواعد می‌شدند و نه بر علیه آن‌ها طغیان می‌کردند. ملقمه‌‌ای وسوسه‌انگیز و هوس‌آلود، “Sin City” (به کارگردانی فرانک میلر و رابرت رودریگز) با ذوق و شوق فراوان ژانر سینمایی‌ای را تکرار کرد که از فرو نشاندن تشویش‌های خود در رابطه با گونه‌ی زن از طریق شخصیت‌‌های اغواگر و مرموز یک سنت ساخت. در صحنه‌ای از فیلم، راوی مرد در پس‌زمینه غرق تفکر می‌شود، در حالی که یک باسن که با فیش‌نت (نوعی جوراب‌شلواری) پوشیده شده است و به هیچ شخصیت بخصوصی هم تعلق ندارد، پیش‌زمینه را پر می‌کند. کارکرد آن باسن در این صحنه چیست؟ کجای فضای داستان قرار می‌گیرد؟ و اگر قرار باشد تحسین ما را برانگیزد، فکر می‌کند ما چه کسانی هستیم؟

    فکر می‌کند ما مرد هستیم، احتمالاً. اغلب، این روزها، ما با استناد به مفهوم «نگاه خیره‌ی مردانه» به رویارویی با چنین سؤال‌هایی می‌پردازیم. این اصطلاح پنجاه سال پیش توسط لورا مالوی، نظریه‌پرداز سینمایی بریتانیایی، که مقاله‌ای به نام «لذت بصری و سینمای روایی» (Visual Pleasure and Narrative Cinema) در سال ۱۹۷۳ نوشت، رواج یافت. او در این مقاله به این مسئله پرداخت که چگونه «نگاه خیره‌ی مردانه فانتزی خود را بر بدن زن، که بر این اساس طراحی شده است، می‌نمایاند.» مالوی به دنبال این بود که چگونگی عمل نگاه کردن را تجزیه کند تا بتواند نشان دهد که قراردادهای سینمایی چگونه فانتزی‌های مردسالارانه را تقویت می‌کنند، کاری که به اعتقاد او «واژگان و مفاهیم روان‌کاوی را فرامی‌خواند.» در آن زمان، کارهای ژاک لاکان، روانکاو فرانسوی در اواسط قرن بیستم، در مطالعات سینمایی بسیار مورد توجه بود. مفهوم او از نگاه خیره عمل نگاه کردن را برای توسعه و تکامل فرد اساسی می‌دانست. یک نوزاد، در طول مرحله‌ای که لاکان آن را «مرحله‌ی آیینه‌ای» می‌نامد، با ارتباط با بازتاب خود به تسلط بر خود دست می‌یابد؛ این نظریه در ادامه افزود: در سینما نیز زمانی که تماشاگران با اشخاصی که بر روی پرده دیدند هم‌ذات‌پنداری کردند، اتفاق مشابهی افتاد. پیش از لاکان، زیگموند فروید در مقالات خود در مورد تمایلات جنسی کودکانه استدلال کرده بود که نگاه کردن لذتی چشم‌چرانانه به آن‌ها می‌بخشد، Schaulust (یا معادل تقریبی یونانی آن «اسکوپوفیلیا»). این دو نوع نگاه کردن در برخی جهات در تضاد با یکدیگر به نظر می‌رسیدند: در مورد اول، سوژه (زن) از طریق تصویری که به او منعکس می‌شود، خود را درک می‌کند؛ در مورد دوم، او از شیء‌انگاری هر چیز و یا هر کسی که می‌بیند، لذت می‌برد.

    با این حال، مالوی استدلال می‌کند که سینما، در واقع، با ادغام هر دو نوع نگاه در مصرف نوع خاصی از تصویر فانتزی، این تنش را آرام می‌کند. در یک سالن سینمای تاریک، نگاه ناگزیر ما با منافع دوربین همدردی‌ای انعکاسی دارد و لذت ما توسط بدن‌های انسانی‌ای که بر پرده می‌بینیم تحریک می‌شود، بدن‌هایی که به نظر می‌رسد بعضی از آن‌ها برای جلب توجه ما در فیلم قرار داده شده‌اند. مالوی متوجه شد که این بدن‌ها معمولاً به زنان تعلق دارند. مانند آن باسن در “Sin City”، هدف از وجود آن‌ها کمک به روایت نیست، بلکه بیشتر زیباسازی آن است. البته که این جهان سینمایی در خلأ در جریان نیست، بلکه همان‌طور که مالوی می‌نویسد «تابع قانونی است که آن را تولید می‌کند.» یعنی قوانین جامعه‌ی پیرامون ما آنچه را که تماشا می‌کنیم شکل می‌دهد. بنابراین تصادفی نیست که تصاویر سینمایی‌ مایلند جنسیت را به همان شکلی تکرار کنند که پدرسالاری آن را می‌بیند، تقویت کردن یک تقسیم‌بندی کلاسیک میان زنانگی منفعل و مردانگی فعال. به عنوان مثال، «اروتیسم نگاه‌کردنی بودنِ» پاهای معروف مارلنه دیتریش در فیلم “Morocco” از سال ۱۹۳۰ در مقابل آوارگی‌دوستی قهرمانانه‌ی هم‌بازی‌اش، گری کوپر. همان‌طور که جان برجر در کتاب سال ۱۹۷۲ خود به نام “Ways of seeing” (اقتباس‌شده از سریالی از بی‌بی‌سی به همین نام) در تحلیل خود از نگاه مردانه در هنرهای تجسمی نوشت: «می‌توان این موضوع را با گفتن این جمله ساده کرد: «مردان عمل می‌کنند و زنان ظاهر می‌شوند.» مالوی بعدها نوشت: «گاهی اوقات، تماشاگر زن ممکن است چنان با لذتی که به او ارائه می‌شود و در واقع با مردانه‌سازی آن، احساس ناهماهنگی کند که طلسم شیفتگی‌اش شکسته شود.» اما اغلب، مثل مورد من و “Sin City” طلسم پابرجا می‌ماند.

    اگرچه مقاله‌ی مالوی کار کارگردانان بخصوصی را تحلیل کرد – به عنوان مثال دوربین ماهرانه سوبژکتیو (ذهنی) آلفرد هیچکاک در «سرگیجه» (Vertigo) – اما با هیچ تکنسین یا بیننده‌ای به اندازه‌ی پروسه‌ی تکنولوژیکی‌ای که به واسطه‌ی آن تعاملات جنسیتی بر روی پرده اظهار می‌شوند و از طریق لذت تماشاگران دگرگون می‌شوند، درگیر نبود. شیوه‌ی قرارگیری بدن‌ها در قاب و نحوه‌ی حرکت دوربین به ما آموزش می‌دهد که به زنان همان‌گونه بنگریم که پدرسالاری می‌نگرد. با گذشت زمان، نظریه‌ی نگاه خیره‌ی مردانه‌ی مالوی به استنادی اجباری برای آثار مربوط به نقد فمینیستی فیلم تبدیل شد. همان‌طور که منتقدان جنت برگستروم و مَری اَن دوان می‌گویند هر پژوهشگری که بعدها پیدایش شد، «احساس می‌کرد که مجبور است به این نظریه ارجاع دهد». همچنین به یک میانبر موردعلاقه برای آثار نقد جریان‌اصلی تبدیل شد که به دنبال نقد کردن نحوه‌ی نمایش جنسیت در سینما و تلویزیون بودند. به قول یک ریویونویس، سریال جدید و تحریک‌آمیز سم لوینسون برای HBO به نام The Idol که درباره‌ی یک ستاره‌ی پاپ است که ابایی از برهنه شدن ندارد «با تمام وجود نگاه خیره‌ی مردانه را فریاد می‌زند» (همه‌‌چیز سریال در راستای نگاه خیره‌ی مردانه طراحی شده است). فیلم‌های مختلفی در سال‌های اخیر، مانند سه‌گانه‌ی استیون سودربرگ درباره‌ی مردان استریپر به نام “Magic Mike” و فیلم درام تاریخی و کوئیر سلین سیاما “Portrait of a Lady on Fire” درگیری‌ای موازی با «نگاه خیره‌ی زنانه» به وجود آورده‌اند، که به طور کلی به عنوان برانگیختن لذت ببیندگان زن به شیوه‌ای انسانی، تعریف می‌شود. اما همانطور که منتقدان دیگر نیز اشاره کرده‌اند، وقتی این اصطلاح به طرز گسترده‌ای به کار گرفته شود، می‌تواند به جای اینکه چیزی را روشن‌ کند، تاریکی و ابهام بیشتر بار آورد. امیلی نوسبام، یکی از نویسندگان نیویورکر، در مروری بر سریال آمازون در سال ۲۰۱۶ به نام “I Love Dick” که از رمان فمینیستی و تجربی کریس کراس اقتباس شده بود، نوشت که «نگاه خیره‌ی زنانه» به علت استفاده‌ی بیش از حد «بی‌معنی و بیهوده» شده بود، «به ویژه با اشاره‌ی ذات‌گرایانه‌اش که زنان همگی یک چشم و نگاه مشترک دارند: نگاهی که مدور، ناپاک، بسته به قاعدگی، خودمانی و خردمندانه است.» برخلاف رویکرد مالوی، استفاده از «نگاه خیره» در جهان امروز – چه نگاه خیره‌ی مردانه باشد، چه نگاه خیره‌ی سفیدپوستانه، چه نگاه خیره‌ی دگرجنس‌گرایانه و غیره – به نظر می‌رسد بیشتر به مسائل هویتی علاقه‌مند است تا پروژه‌ی تحلیل زیبایی‌شناسی. امروزه بیشتر به دنبال اینند که بگویند عمل نگاه کردن را چه کسی انجام می‌دهد، نه اینکه چگونه انجام می‌شود. (تعجبی ندارد که کیت بلانشت در مصاحبه‌ای در رابطه با اقتباس «سیندرلا» در سال ۲۰۱۵، سؤالی درباره‌ی «نگاه خیره‌ی شخصیت شرور دیزنی» را به اشتباه «همجنس‌گرایان شرور دیزنی» شنید.) (Disney villain gaze – Disney villian gays)

    آنچه که اغلب از گفتگوهای فعلی پیرامون «نگاه خیره» حذف می‌شود، امکان نگاه کردن به عنوان یک عمل دوسوگرایانه و مبهم است. همانطور که فرانتس فانون در کتاب “Black Skin, White Masks”، مطالعه‌ای روان‌تحلیلی از استعمار، نوشته است، حتی نگاه ستمکار هم می‌تواند محلی برای عدم قطعیت باشد؛ دیدگاه یا فرافکنی هیچکس کاملاً قطعی و مطمئن نیست. در انتقادی بر نقد فیلم جریان‌اصلی در سال ۱۹۸۹، بل هوکس توجه خود را به تجربه‌ی تماشای زن سیاه‌پوست که پیش از این نادیده گرفته شده بود، معطوف کرد. زنان سیاه‌پوست که با فانتزی‌های نژادپرستانه و انحصاری سینمای هالیوود به حاشیه رانده شده بودند، شیوه‌ی نگاه کردن مختص به خودشان را پدید آوردند، که در آن آگاهی انتقادی از کلیشه‌ها از هر گونه هم‌ذات‌پنداری مستقیم با پرستارهای بچه‌ [که اغلب سیاه‌پوست بودند] یا دورگه‌هایی که سرگذشتی غم‌انگیز داشتند پیش‌گیری می‌کرد. کسی این «نگاه مخالف» را، همان‌گونه که بل هوکس می‌خواندش، به دلیل سیاه‌پوست بودن و زن بودن به دست نیاورد؛ بلکه آن را از طریق کش‌مکش و مبارزه با شیوه‌های غالب نگاه‌ کردن پرورش داد. از این نظر، مالوی، مانند دیگر نظریه‌پردازان فیلم آن زمان، این ایده را که تصاویر سینمایی می‌توانند یک دیدگاه بخصوص را تحمیل کنند، بیش از حد مطرح کرده بود.

    مالوی در مقدمه‌ی مجموعه‌‌ای از مقالات خود در سال ۱۹۸۹ با عنوان “Visual and Other Pleasures” نوشت که مقاله‌ی او درباره‌ی نگاه خیره‌ی مردانه از تفکر فمینیستی پرشور زمان خود سرچشمه گرفته بود. فمینیست‌های دهه‌ی هفتاد کاربرد سیاسی یک مباحثه را درک می‌کردند. مالوی در آن حال و هوا، درجه‌ای از دقت و ظرافت را از دست داده بود. وی خاطرنشان کرد؛ هر بازبینی مقاله‌ی او باید آن را بخشی از «لحظه‌ی تاریخی» در نظر بگیرد، نه به عنوان مفهومی ماندگار و دائمی. اما مقاله‌ی مالوی همچنین نگاهی روبه‌جلو داشت که زمانی که منتقدین امروزی از «نگاه خیره‌ی مردانه» به عنوان یک چماق یاد می‌کنند، نادیده گرفته می‌شود. مالوی که خود یک سینما‌دوست مادام‌العمر و فیلمساز بود، در جریان فیلمسازی مستقل دهه‌های شصت و هفتاد فرصتی برای سینما دید تا خود را از قراردادهای پدرسالارانه و اولویت‌های مالی هالیوود رها سازد. مالوی با دعوت از کارگردانان آوانگارد از جمله هولیس فرامپتون و شانتال آکرمن خواستار «تولد سینمایی که هم از نظر سیاسی و هم از نظر زیبایی‌شناسی رادیکال باشد» شد.

    آنچه در مورد مقاله‌ی مالوی نیروبخش باقی می‌ماند، بیش از هر چیز، علاقه‌ی آن به ظرفیت روانکاوی برای آموزش روش‌های نوین نگاه کردن به ما است. نظریه‌پردازان سینمایی که به لاکان روی می‌آورند، اشاره کرده‌اند که حتی او نیز با نگاه خیره به عنوان محلی برای خودشناسی روشن و صریح برخورد نکرده است. پروفسور تاد مک‌گوان، در سال ۲۰۰۳، در مقاله‌ای به نام “Looking for the Gaze” به خوانش لاکان از نقاشی “The Ambassadors” اثر هانس هلباین پسر در کتاب “The Seminar Book XI: The Four Fundamental Concepts of Psychoanalysis” نگاه دوباره‌ای انداخت. این اثر دو مرد را نشان می‌دهد، که یکی لباسی فاخر و گران‌قیمت بر تن دارد و دیگری لباس مذهبی و هر دو به میزی که اشیاء مختلفی روی آن قرار دارد، تکیه داده‌اند. یک یادآور مرگ (Memento mori، عبارتی لاتین به معنای «به خاطر داشته باش که روزی خواهی مرد» که معمولاً توسط یک جمجمه نشان داده می‌شود.) در یک‌سوم پایانی بوم وجود دارد که از جهات و زوایای مختلف به اشکال متفاوتی دیده می‌شود – از روبه‌رو به شکل یک لکه دیده می‌شود اما از بالا سمت راست یا پایین سمت چپ چیزی که می‌بینیم به صورت یک جمجمه درمی‌آید – و یک تبادل فعال بین بیننده و اثر هنری برمی‌انگیزد. لاکان نوشت: وقتی نگاه می‌کنیم، «چیزی می‌لغزد، می‌گذرد، از مرحله‌ای به مرحله دیگر منتقل می‌شود، و همیشه تا حدی از تصویر گریزان است».

    تینا ام. کمپ، فمینیست سیاه‌پوست و نظریه‌پرداز فرهنگ بصری در پرینستون، در کتابی به نام “A Black Gaze” که در بهار امسال منتشر شد، آن فشار در تفکر لاکان را به دست می‌گیرد. نگاه خیره‌ای که او ارائه می‌کند، یک محل تعیین‌کننده‌ی قدرت دیگر، یک تشخیص یا یک تعریف معین و قطعی نیست. (او در مورد عنوان کتاب می‌نویسد: «انتخاب حرف تعریف نامعین عامدانه بوده است.») او بیشتر به این موضوع علاقه‌مند است که آثار هنری متفاوت – به عنوان مثال به مجموعه‌های ویدئویی روزمره‌ی آرتور جافا یا پرتره‌های عکاسی دینا لاوسون از زندگی سیاه‌پوستان که به طرز جسورانه‌ای پرجزئیات هستند اشاره می‌کند – چگونه اصطلاحات جدیدی را برای تعاملی فعال و متنوع بین بیننده و تصویر ایجاد می‌کنند. کتاب کمپ نیز مانند مقاله‌ی مالوی آینده‌نگر است و ما را تشویق می‌کند تا در رابطه با چیزهای جدید و نظری «فراتر از منطقه‌ی آسایش خود فکر کنیم».

    طرحی از سریال کمدی خوش‌رنگ‌ولعاب ترنس نانس برای HBO به نام “Random Acts of Flyness” وجود دارد که به این احتمال جان دوباره‌ای می‌بخشد. سریال در حالی که جان هَم شل و وارفته بر روی کاناپه روبه‌روی تلویزیون نشسته است آغاز می‌شود، صدای او که بر روی تصویر گذاشته شده است را می‌شنویم که می‌پرسد: «آیا از افکار سفیدپوستانه رنج می‌برید؟» ما در حال تماشای یک آگهی تجاری برای به نام White Be Gone هستیم که نوید حذف تعصب نژادی از روان را می‌دهد و جان هم هم سخنگوی آن است و هم بیمار. اما به زودی زاویه‌ی دید تغییر می‌کند: ما در حال تماشای نسخه‌ی نهایی آگهی تجاری نیستیم، بلکه روند فیلمبرداری آن را تماشا می‌کنیم. جان هم کارگردان سیاه‌پوست را به گوشه‌ای می‌برد و اصرار می‌ورزد که او مثل جامعه‌ی هدف محصولی که در حال تولیدش هستند «سفید سفید نیست». آگهی ادامه می‌یابد – هم رو به دوربین توضیح می‌دهد که جمله‌‌ی «من نژادپرست نیستم» که با صدای بلند ادا می‌شود، یک تفکر کلاسیک سفیدپوستی است. – اما یک دقیقه بعد زاویه‌ی دید دوباره تغییر می‌کند: ما در فضای کاری نانس هستیم، جایی که آشکار می‌شود آنچه که به تازگی دیده‌ایم برش کلی طرحی است که احتمالاً برای همین برنامه‌ای که در حال تماشای آن هستیم در نظر گرفته شده است. در حالی که نانس در حال ویرایش قطعه در رایانه‌ی خود است، یک پیام از دوستی دریافت می کند که طرح را دیده است و حالا بازخوردی دارد: «به نظر من ما به عنوان هنرمند وظیفه‌ داریم که کمتر به سفیدی بپردازیم و بیشتر روی سیاهی تأکید داشته باشیم.» صحنه در حالی به پایان می‌رسد که نانس جواب می‌دهد: «حق با توئه…»

    تفسیری سطحی از این طرح به نقد سفیدی آن می‌پردازد. قرار است ما با روح بیماری که اقرار می‌کند «من نژادپرست نیستم!» (همان‌طور که جان هم نیز می‌گوید) سرگرم شویم اما آیا این پارودی‌ای از سفیدی است یا پارودی‌ای از نقد؟ بیننده باید با طرح اولیه‌ی نانس همدردی کند یا با بازخورد نهایی دوستش؟ هر صحنه موقعیت بینندگان را تغییر می‌دهد و حس تردید ما را دوچندان می‌کند. این طرح به جای اینکه به ما احساس هویت بدهد، باعث می‌شود از اعتمادبه‌نفس خود احساس شرمساری کنیم. این یک تجربه‌ی عاری از لذت نیست. همان‌طور که می‌توان از لاکان برداشت کرد، گاهی بد نیست که نگاه خیره را بر روی خودمان احساس کنیم.

     

     

    منبع: نیویورکر

    برگردان فارسی: سارا فردوسیان

    آلفرد هیچکاک سرگیجه روانکاوی فمینیسم
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلینفرین شرق بر دامن سرمایه‌داری / درباره “نفرین” ساخته لورکان فینه گان
    مقاله بعدی بررسی اپیزودیک فصل سوم عشق، مرگ + ربات‌ها
    فینیکس

    مطالب مرتبط

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.