Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما یادداشت‌ها

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نورامین نور۲۲ آذر , ۱۳۹۹
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    منک
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    چیزی که خانم کیل متوجه آن نیستند این است که در پایان، فیلم هیچ ربطی به فیلمنامه‌ی لعنتی ندارد. فیلمنامه صرفا سکوی پرش است. هیچکس فقط برای داستان فیلم به تماشای کین نمی رود. کل طریقه انجام آن ملاک است. تماشاگران همچون بچه ها هستند: اشکالی ندارد یک داستان را هزاربار برایشان تعریف کنی. مهم در چگونگی تعریف آن است. به خیلی بوده‌ها بستگی دارد: نورپردازی، طراحی صحنه، بازی – هرکسی که همشهری کین را نوشته، فرقی نمی‌کند چه کسی، بدون ولز همشهری کین همشهری کین نمی‌شد. برنارد هرمان

     

    این بحث که همشهری کین را چه کسی نوشته، که چیزی فراتر از یک دستمایه برای فیلم اخیر فینچر است، بحثی‌ست منسوخ شده. خبر اینکه ولز «عملا هیچ‌کاره بوده» و «صرفا اسمش را به فیلمنامه چسبانده» ادله‌ای بود که پالین کیل در مقاله‌ی مشهور خود فتنه‌ی کین / Raising Kane مطرح کرد. اما در همان سال‌های دهه هفتاد فرضیه‌ی کیل رد شد. از مشهورترین جواب‌های به آن می‌توان به مقاله‌ی پیتر باگدانویچ در اسکوآیر سال 1972 با عنوان شورش کین / Kane mutiny اشاره کرد که به گفته‌ی برخی توسط خود اورسن ولز نوشته شده بود. اما شاید مهم‌ترین جواب‌ را رابرت ال. کرینگر در مقاله‌ی مفصل خود فیلمنامه‌های همشهری کین / The Scripts Of Citizen Kane چاپ ‌شده در کریتیکال اینکوآری، زمستان 1978، داده باشد (وی بعدها به صورت مفصل‌تر در کتاب The Making Of Citizen Kane / ساختن همشهری کین به این مسئله پرداخت). کرینگر با تحقیق و تفحص دقیق در آرشیو R. K. O. و مقایسه فیلمنامه‌های موجود در انبار استودیو، به صورت مستند ثابت کرد که منکه‌ویتز تنها 60 درصد از فیلمنامه را نوشته است. هارلان لبو نیز همشهری کین: سفر فیلمساز را نوشت. نویسندگان و پژوهشگران مطرحی چون جاناتان رزنبام و جوزف مکبراید کتاب و مقاله‌های متعددی در خصوص مالکیت حقوق هنری اثر نوشته‌اند.

    فینچر دوساعت و اندی زمان صرف می‌کند تا تنها نشان دهد اورسن ولز هیچ استعدادی نداشته و عملا در زمان ساخت همشهری کین همچون تکه چوبی است از باقی آدم‌های بااستعداد (که در این فیلم به‌طرز غریبی همه یا بی‌استعدادند یا احمق و پول‌پرست و فرصت‌طلب جز شخصیت اصلی) پیرامونش سواستفاده می‌برد و مدام دنبال آن است تا همه را بخرد و به نام خودش بزند. و البته فیلم چیزی جز این نیست. این تمام داستان فیلم در پهنای خودآگاه مولف پشت اثر است. گرچه ما داستان شخصیتی را دنبال می‌کنیم می‌خواهد شاهکار زندگی‌اش را خلق کند، اما نگذارید افکت سیاه‌وسفید بی‌رمق و کلایمکس‌های داستانی بی‌مایه حواستان را پرت کند.

    منک را گویی کسی ساخته که اطلاعات ناقص، اندک و یک‌طرفه‌ای به‌علاوه مقاله‌ی پالین کیل را تنها در چنته داشته و با همین‌ها فیلمنامه‌ای را ترتیب داده. البته این شاید به سهم پدر فینچر، جک فینچر، که فیلمنانه را نوشته بازگردد؛ از آنجا که پیش از ساخت فیلم فینچر در مصاحبه‌ای اظهار داشت که شخصیتی که پدرش خلق کرده تک بعدی و یک‌طرفه است. اما حاصل فیلم نیز دقیقا همچین‌ چیزی‌ست. به ما شمایل فیلمنامه‌نویسی را نشان می‌دهد که هیچ‌وقت نتوانسته کار بزرگ خود را بسازد. بدین معنی که، می‌توانسته و نگذاشته‌اند نه که خودش نخواهد. در واقع فینچر با ارائه تصویر ناکامل و کم‌جزئیاتی که از هالیوود دهه سی می‌دهد (عصر طلایی که دقیقا هیچ‌چیز از آن را در فیلم نمی‌بینیم. شاید با خود بگویید خب احتمالا مقصود کارگردان همین بوده، اما حتی هیچ نشانه‌ای از صحت این ادله را که ضد آن درست است را نمی‌بینیم) مدیران کمپانی‌ ام‌جی‌ام را کله‌پوک‌های تاجری می‌داند که جلوی استعداد را گرفته‌اند. اما این استعداد داستان ما دقیقا چه‌کار کرده؟ جدا از اینکه برای همان کله‌پوک‌هایی که سران استودیوهای هالیوود هستند چند فیلمنامه کمدی درجه دو نوشته، سهمی در چند ایده‌‌ی جادوگر شهر آز داشته و با تیم فیلمنامه‌نویسی پارامونت و ام‌جی‌ام برای حقوقی ثابت گاهی اوقات کار می‌کرده است؟ و این آدم یاغی فیلم ماست؟ که دائم در هر صحنه که وارد می‌شود با زبانی تیز و نافذ هر سخن احمقانه‌ای را-که تقریبا تمام آدم‌های درون فیلم که دور او می‌چرخند دائم درحال گفتن این چنین سخنانی هستند – در نطفه منهدم می‌سازد و همچون نابغه‌ای که دست از کار و هنر شسته و تنها می‌خواهد به عیاشی بگذارند و گذر عمر را با تمسخر قارون‌ها و سیاستمداران زمانه‌اش بگذراند دلخوش است؟ این تعریف بیشتر سزاوار شخصیت اصلی اورسن ولز است ( که همه‌ی این‌کارها را کرد، پس از فیلم دومش گفت گور پدرت هالیوود و اسباب و وسایل خود را جمع کرد و شد اولین نمونه از فیلمساز مستقل در آمریکا. این را بگذارید کنار کسی که تمام عمر خود شغلی ثابت داشت و برای استودیو کار می‌کرد. چطور ممکن است فیلم چنین شخصیتی را به‌عنوان یاغی و پیشرو بیگانه به ما غالب کند و اورسن ولز را دغل‌کار و دزد؟

    البته که بخش عمده‌ی فیلم از ضعف فیلمنامه‌ی آن می‌آید. جک فینچر هیچ شخصیت بکری خلق نمی‌کند. حتی در مورد شخصیت اصلی ماجرا، هرمان منکه‌ویتز، ما گری اولدمنی را می‌بینیم که دیالوگ‌هایی که خود منکه‌ویتز نوشته را بازگو می‌کند (یک کنایه‌ی بامزه: آیا نباید به خاطر استفاده از دیالوگ‌های منکه‌ویتز اسم وی در کنار جک فینچر به‌عنوان فیلمنامه‌نویس در تیتراژ درج می‌شد؟ فیلم سعی دارد تماشاگر را به باور دروغی وا دارد که خود درحال انجام نسخه‌ی حقیقی آن است). اما در شیوه‌ی روایی و پستی و بلندی قصه، گویی دائم چیزی کم دارد. فیلم خیلی سریع و بدون مقدمه قصه را شروع می‌کند و درست در پایان یافتن یک کلایمکس سریع و خام – از بدترین لحظات سینمای فینچر – ناگهان همه‌چیز تمام می‌شود! ما در قسمت پی‌نوشت و «آنچه در ادامه در تاریخ اتفاق افتاد» هستیم. در میان همه‌ی این سلسله لحظان ناقص، نیم‌پز و فکرنشده یک لحظه فوق‌العاده زیبا وجود دارد. سکانس قدم زنی منک و ماریون دیویس (اماندا سیفرید). لحظه‌ای که تا به حال در سینمای فینچر ندیده بودیم و مشخصا از قلم پدر می‌آید. اما خب، مرواریدی است در باتلاق. درحقیقت فیل، بیش از هرچیز غیرفینچری است، هیچ موتیف و نشانه‌ای از سینمای فینچر در آن پیدا نمی‌شود، نه آن نورهای تیره و رنگ‌های کدر، نه آن انحرافات فوق عمیق انسان‌ها که به زیبایی در فیلم‌هایش نقش می‌گیرد و نه موسیقی که به‌راجتی در زیر پوست تماشاگر رخنه می‌کند.

    منکه‌ویتز

    منک پر است از تصویرهای غلط از افراد حقیقی. شاید این در جای دیگر مسئله خدشه‌داری به نظر نیاید، از آنجا که هر فیلم جهان خودش را می‌سازد و تفسیر خودش را می‌کند. اما وقتی یک فیلم تمام بوده (فکت)های درونش وابسته به تاریخ بیرونی‌ست، وقتی روابط میان شخصیت‌ها، از خدمتکاران تا رئیس‌های هالیوود در روند روایی اثر دارند و صرفا وقتی یک فیلم با نوشته‌ای از سوی کارگردان که درواقع همچون حالتی از «این یک داستان واقعی یا براساس واقعیت است» شروع می‌شود، محلی از اعراب نمی‌گذارد.

    شخصیت‌های هالیوودی که در منک می‌بینیم، گویا به کارتون‌ها تعلق دارند. ایروینگ تالبرگ که از بزرگ‌ترین تهیه‌کننده تاریخ سینماست، در فیلم نمود کامل انسانی یبس و فاقد هرگونه هنر است. لوئی بی مایر شبیه یکی از موش‌های فرعی خبیث کارتون‌های دیزنی‌ست و اورسن ولز همانند تمام تصویرهایی که اقتباسهای هالیوود از او به عنل آورده است، خرفت و زورگو و خوش‌شانس.

    فینچر اینجا چونان سخن‌چینی غیبت‌گوست که از روایتی غیرمستقیم (داستان نوشتن فیلمنامه‌ی همشهری کین توسط هرمان منکه‌ویتز) بهره برده تا پشت سر شخص اصلی بدوبیراه گوید. حتی اگر بگوییم بحث مالکیت تالیفی کین در نقد فیلم بی‌تاثیر است و فیلم تنها سعی بر روایت قصه‌اش دارد – که این البته اشتباه است، از آنجا که سکانس شروع و پایان فیلم در کنار چیزها و کسان دیگر این را رد می‌کند- داستان فیلم چیست؟ فیلمنانه‌نویس – به زعم خودش – ازپاافتاده مامور می‌شود تا فیلمنامه تازه‌ای را بنویسد و در قصه از اشخاصی که می‌شناسد در آن الهام گیرد، سپس در این میان از طریق فلش‌بک‌هایی که زده می‌شود ما با تمام عناصر مهم در زندگی شخصی و کاری فیلمنامه‌نویس آشنا می‌شویم، که البته باز هم اهمیت در زندگی او در اینجا در اولویت نیست، عناصری که او به فیلمنامه اضافه می‌کند واجب اهمیت هستند. داستان همنشینی او با قارون زمانه، ویلیام رندلف هرست، شخصیتی که شمایل چارلز فاستر کین از روی او برداشته شده، در مرکز این قصه است. اما با همهٔ این‌ها چندان چیزی از رابطه‌ی هرست با منک، به‌ جز آن ملاقات اول و آخرشان نمی‌بینیم. اینکه اصلا چرا منک آگاهانه در مهمانی هرست را هجو می‌کند پرسشی است که پاسخش را در فیلم نمی‌بینیم. و نکته‌ی دیگری که فیلم با وقاحت از آن رد می‌شود و همه‌چیز را حول رابطه‌ی منک/هرست متمرکز می‌کند و آن رابطه‌ی ولز با هرست است. در تمام زمانی که در تئاتر مرکوری فعالیت داشت و همینطور زمانی که در رادیو نمایش اجرا می‌کرد، روزنامه‌های هرست ضد ولز می‌تاختند و تقریبا در تمام دهه سی این وضعیت ادامه داشت، حتی یکی از دلایلی که تا 1941 زمان برد تا بالاخره بتواند فیلمی بسازد، اختلال ایجادکردن عناصر بیرونی – که یک سوی آن تشکیلات هرست بود – در کارهای او بود. و این نگاه همیشگی هالیوود به ولز بود؛ حسادتی ریشه‌دوانده که تاب درخشش نبوغ فردی کم سن‌وسال را ندارد.

    در حقیقت اگر تنها خود فیلم و داستان آن را در نظر گیریم درحال نظاره زایش اثر هنری به‌دست هنرمند و آنچه در پیرامون او – هم در ذهنش که ما به صورت فلشبک می‌بینیم و هم در بیرون و اطرافش – هستیم؛ اما در حقیفت ما هیچ چیز از این زایش را نمی‌بینیم، حتی انجام آن، به جز دو سه سکانس، یکی لحظه ای که دیالوگ مشهور جوزف کاتن – «اما نشده یک ماه بگذرد و به آن دختر فکر نکنم» – در همشهری کین نوشته می‌شود و دیگری در پایان و مشاجره منکه‌ویتز و ولز است که گویی موجب خلق صحنه‌ی فروپاشی کین و تخریب وسایل اتاق پس از ترک همسرش می‌شود. در مورد دوم یکی از بدترین لحظات سینمای فینچر است، کارگردانی که زودیاک و شبکه اجتماعی را ساخته حالا در منک سکانسی به ما نشان می‌دهد که گویی در تلویزیون‌های درجه سه آمریکا نوشته شده. و جدا از این‌ها، هیچ ارتباطی با شیمی شخصیت و داستان ندارد. گویی از جای دیگری کنده شده و بدون اندکی تعقل و تامل در فیلم گنجانده شده. هرچه از فیلم بیشتر می‌بینیم بیشتر پی می‌بریم که گویی قصد فینچر بیشتر از آن که خلق یک اثر باشد تسویه حساب شخصی با فیلم‌هایی که از آن نفرت دارد است. و همین‌ نوع نگرش و فیلمنامه‌‌ای که در تمام فیلم نیاز به بازبینی و بازنویسی آن حس می‌شود موجب گردیده تا منک در داشتن عناصر دراماتیک و در یک کلاک در داشتن قصه درجا بزند.

    پوستر منک

    این مطلب به کوشش تیم تحریریه مجله تخصصی فینیکس تهیه و تدوین شده است.

    دیوید فینچر اورسن ولز منک
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیپایه‌های اصلی توخالی / یادداشتی بر Tenet نولان
    مقاله بعدی حدیث شطرنج‌باز / درباره سریال کویینز گمبیت (Queen’s Gambit)
    امین نور

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    View 1 Comment

    1 دیدگاه

    1. بهرام on ۲ بهمن , ۱۳۹۹ ۵:۳۴ ب.ظ

      سلام.فیلم خیلی خوبی بود. و برداشت شما از فیلم اشتباه است…اما همین که تمام سعی خود را کردید تا زیراب فیلم را بزنید ستودنی است.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.