Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ادبیات تازه های نشر

    دربارۀ داستان کوتاه «مردی که گورش گم شد»

    محمدرضا صالحیمحمدرضا صالحی۱۰ آبان , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    مردی که گورش گم شد
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    چند هفته پیش بود که معروف‌ترین مجموعه‌داستان حافظ خیاوی با عنوان «مردی که گورش گم شد»، برای بار سیزدهم تجدید چاپ شد. مجموعه‌داستانی که برای اولین‌بار در سال 1386، یعنی 17 سال پیش، چاپ و همان سال هم برنده‌ی تندیس بهترین مجموعه‌داستان از دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی «روزی روزگاری» شد. ترجمه‌ی مجموعه‌داستان «مردی که گورش گم شد» در فرانسه هم مورد استقبال قرار گرفت و در همان سال؛ نامزد جایزه مجله «کوریه انترناسیونال» شد. کیفیت داستان‌های این مجموعه و همچنین اقبال دوباره‌ی مخاطب‌‎های فارسی‌زبان به این کتاب بهانه‌ای شد که به یکی از داستان‌های خصیصه‌نمای این کتاب که اتفاقاً نامش را هم از همین داستان گرفته بپردازیم: داستان «مردی که گورش گم شد».

    داستان از همان سطر شروعش مخاطب را گیر می‌اندازد و اصطلاحاً قلاب‌دار است:

    “دستم را بسته‌اند. با دستبند از پشت بسته‌اند و پشت وانتی انداخته‌اند. کف وانت لختِ لخت است. نشسته‌ام روی آهن سرد و تکیه داده‌ام به دیواره‌ی فلزی. چشمم را نبسته‌اند. اول بستندو بعد باز کردند. مرد چاق گفت که باز کنند و مرد لاغر باز کرد.”

    با خواندن همین چند خط شروع و اصطلاحاً «اوپنینگ» داستان، موجی از سؤال ذهن مخاطب را پُر می‌کنند. این راوی درون‌داستانی اول‌شخص چه کسی است؟ این آدم‌های بی‌نامی که در این جهان شبه‌کافکایی راوی را دزدیده‌اند چه کسانی هستند؟ چرا او را دزدیده‌اند؟ او را کجا می‌برند و چه‌کارش دارند؟ درواقع مخاطب بدون هیچ زمینه‌چینی اولیه و مقدمه‌ای، پرتاب می‌شود به میانه‌ی داستان. از لحاظ روایتگری، داستان اصطلاحاً به‌شکل «in medias res» شروع می‌شود. اما این نوع شروع روایت چه تأثیری در داستان کوتاه دارد و چرا از آن استفاده می‌شود؟

    در شروع روایت به‌شکل شروع از میانه یا in medias res، نویسنده بدون توضیح پس‌زمینه و پیشینه‎ی شخصیت‌ها، یا حتی رخدادهای قبلی، با صحنه‌ای آغاز می‌کند که به خودی خود جذاب و پرکشش است (در این داستان، یک آدم‌ربایی). جزئیات پیش‌زمینه در طول داستان یا از طریق دیالوگ‌ها و یا از طریق فلاش‌بک‌ها به‌تدریج برای خواننده روشن می‌شود. این شیوه معمولاً حس تعلیق و کشش داستانی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود خواننده علاقه‌مند شود تا راز و پیچیدگی‌های پیش‌زمینه را کشف کند (در این داستان، این دو سؤال که راوی چه کسی است و چرا او را دزدیده‌اند و با او چه‌کار دارند). در این نوع از شروع، مخاطب باید مانند یک کارآگاه تک‌تک جملات راوی اول‌شخص غیرقابل اعتماد داستان را بررسی کند تا شاید به نشانه‌هایی دست یابد؛ نشانه‌هایی که در صحنه‌ی مرکزی و فلش‌بک‌ها پنهان شده‌اند. درواقع صحنه‌ی مرکزی در دو سوّم ابتدایی داستان، تماماً همین پشت وانتِ مسقف است. راوی داستان در این مکان محصور، با شنیدن صداها یا المان‌های دیگر در جاده، یاد گذشته می‌افتد و پیشینه را روایت می‌کند. به این نمونه توجه کنید:

    “خداخدا می‌کردم که ماشین زود راه نیفتد. صبر کند تا دختر خریدش را بکند، بیاید بیرون، تا خوب نگاهش کنم. خیلی وقت می‌شد که زنی ندیده بودم. آخرین زنی که دیدم، مادرم بود. گفت: «من می‌روم بیرون، زود برمی‌گردم.» چایی را دم کرد و رفت. بعد که او رفت، آن‌ها آمدند. در را نزدند، از دیوار هم نپریدند. در باز بود. درِ خانه‌ی ما همیشه باز است. خیلی راحت آمدند. چهار نفر بودند. دستم را و چشمم را بستند، بردند بیرون، سوار کردند و رفتند.”

     یک‌سوّم انتهایی صحنه‌ی مرکزی نیز زمانی است که وانت به مقصدش می‌رسد؛ یک بیابان بی‌آب‌وعلف و تک‌درختِ تویش که مخاطب را یاد درختِ صحنه‌ی نمایشنامه‌ی درانتظار گودو، تنها عنصر صحنه، می‌اندازد.

    تا همین یک‌سوم انتهایی داستان، چه در صحنهٔ مرکزی و چه در فلش‌بک‌ها، با یک داستان کاملاً رئالیستی طرفیم. بعد از اینکه این اشخاص بی‌نام راوی را از وانت پیاده می‌کنند و او را به یک درخت می‌بندند، سطح رئالیستی روایت کم‌کم شروع به تغییر می‌کند:

    “ماشه‌ها را می‌کشند، انگار هفت، هشت گلوله پشت‌سر هم صدا می‌کند. می‌خورد به پیشانی‌ام، به شکمم، به چانه‌ام، سوراخ‌سوراخ می‌شوم، خون می‌زند بیرون، از هر هفت، هشت سوراخ خون می‌آید، تنم ول می‌شود، سرم می‌افتد پایین، روی سینه‌ام می‌افتد، تنم زمین نمی‌افتد، طناب تنم را نگه داشته، آن سه نفر ایستاده‌اند، نه حرکتی می‌کنند، نه حرفی می‌زنند، فقط نگاه می‌کنند، شُر شُر خون می‌آید…”

    دقیقاً همین‌جاست که راوی مستقر در صحنه‌ی مرکزی درواقع تبدیل به یک جنازه می‌شود. از این‌جا به بعد تا پایان داستان را همین راوی روایت می‌کند:

    “بی‌انصاف‌ها اقلاً جنازه‌ام را به خانواده‌ام ندادند. این‌جا کی برایم گریه می‌کند؟ این‌جا که کسی مرا نمی‌شناسد.”

    تا انتهای داستان هیچ‌جایی به‌طور مشخص و دقیق اشاره‌ای نمی‌شود که این آدم‌رباها چه کسانی هستند. تنها نشانه‌ی موجود این است که رئیس این آدم‌ها، یک مرد چاق است. اما در طول روایت فلش‌بک‌ها، می‌بینیم که یک مرد چاق دیگر نیز در داستان وجود دارد. به‌طور قطع نمی‌توان گفت که این مرد چاق صحنه‌ی مرکزی، همان مردِ چاقِ فلش‌بک است. در این فلش‌بک مذکور، راوی داستان به دو خواهر و برادرشان اشاره می‌کند و به‌طور مستقیم می‌گوید که عاشق هر دو خواهر است و اصلاً برایش بین این دو فرقی ندارد. این خواهرها که برعکسِ فرهنگ محدود، سنتی، مذهبی و بسته‌ی شهرِ تُرک‌زبانِ کوچک راوی، نه چادر سر می‌کنند و نه روسری، دل از تمام پسرهای محل بُرده‌اند:

    “ما همه عاشق‌شان بودیم. عاشق هردوتاشان بودیم. برای‌مان هم فرقی نمی‌کرد که کدام یکی باشد، یکی از آن‌ها در خیال‌مان زن‌مان می‌شد، معشوق‌مان می‌شد، ما با دخترهایی که اسم‌‎شان را نمی‌دانستیم و هیچ‌وقت به هیچ‌کدام از ما نگاه نمی‌کردند، می‌خوابیدیم و با یاد پاهای سفید کوچک‌شان و کتانی‌های قرمز و آبی و نارنجی‌شان خودمان را خراب می‌کردیم. فقط میرزاعلی عاشق آن‌ها نبود. میرزاعلی عاشق برادرشان بود. می‌گفت: «این از آن پسرهایی است که دستت را روی پوست‌شان اگر بگذاری، تا سه روز ردش می‌ماند.»”

    بنابراین محیط اجتماعی‌ای که این راوی و دوستانش در آن پرورش یافته‌اند، محیطی است به‌شدت ایزوله و با فرهنگی بسته. به‌محض ورود یک خانواده با لندرورشان به این محیط و دیده شدن دو خواهر و یک برادر توسط راوی و دوستانش، تمام ذهن آن‌ها پُر می‎‌شود از فانتزی‌های جنسی. حتی شخصیت میرزاعلی می‌خواهد شخصیت برادر را فریب بدهد و به او تجاوز کند:

    “میرزاعلی خیلی به این در و آن در می‌زد تا با او که همیشه شلوار جین تنگ می‌پوشید و سرش را هیچ‌وقت مثل ما با ماشین نمره‌دو نمی‌زد، درِ دوستی باز کند. می‌گفت: «من بالأخره یک‌روز او را به باغِ سید می‌برم» و سر این کار با همه‌ی ما شرط بسته بود… وقتی که وقتش رسید، میرزاعلی یک‌روز او را تنها گیر آورد و گفت. گفت که بروند باغ سید و آلوچه بخورند، او هم گفت که باید از باباجان اجازه بگیرد و چند روز بعد به میرزاعلی گفته بود که باباش گفته، لازم نکرده.”

    در داستان، پدرِ این دو خواهر و برادرشان، یک مرد چاق عینکی توصیف شده است، ولی همانطور که گفته شد، هیچ شاهد دیگری تقریباً در متن وجود ندارد که این پدر، همان مرد چاق توی صحنه‌ی مرکزی باشد که راوی را دزدیده. از طرف دیگر ما می‌دانیم که راوی نسبت به زن‌ها بسیار حساس است. به‌عنوان مثال وقتی راوی پشت وانت مسقف گیر افتاده، تمام سعی خودش را می‌کند که زنی چادری را از توی شکاف دید بزند و او را خوب نگاه کند. تمام فلش‌بک‌ها و تداعی‌های او به‌نوعی مربوط است به زنان دیگر. حتی وقتی حسرت این را می‌خورد که کاش برایش یک مراسم ختم می‌گرفتند، باز به زن‌های ناراحتِ توی مراسم ختم فرضی‌اش فکر می‌کند. از همین‌جاست که به‌نظر می‌رسد علت ربودن و به‌قتل رساندن راوی داستان، احتمالاً مسئله‌ای مربوط به زن بوده است. در هر صورت می‌بینیم که راوی داستان اصلاً توجهی به دزدیده شدنش توسط این افراد ناشناس نمی‌کند. او نسبت به این قضیه، و حتی نسبت به مرگ خودش و روایت غیررئالیستی آن نیز کاملاً خونسرد است:

    “انصافاً من هم خیلی راحت مُردم. حتی جان هم ندادم، یکهو مُردم و خلاص. هشت تا گلوله خوردم، ولی اصلاً نفهمیدم… نه کفنم کردند و نه غسل دادند. مثل سگ کشتند و چالم کردند.”

     حتی آخرین جملاتی که این راوی در داستان می‌گوید نیز درباره‌ی همان زن چادری است که به‌صورت گذری از شکاف پشت وانت دیده‌ است:

    “اگر روزی گذر او به این جاده بیفتد، از کجا بداند که کنار آن درخت شکسته مردی مُرده است. از کجا بداند که مرد پیش مرگ داشت به شیار روی پیشانی‌اش فکر می‌کرد.”

    مجموعه‌داستان «مردی که گورش گم شد» را نشر چشمه منتشر کرده است.

    داستان مجموعه داستان حافظ خیاوی مردی که گورش گم شد
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیمساویست با یک / نقد و بررسی آلبوم جدید دیپ پرپل
    مقاله بعدی گیل‌گمش و رویارویی قهرمانانه با مرگ
    محمدرضا صالحی

    مطالب مرتبط

    وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

    آرتیست ریدر

    «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

    محمدرضا صالحی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.