Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ادبیات

    در کنار زاینده‌رود اصفهان / داستان کوتاه از علی خدایی

    فینیکسفینیکس۲۶ شهریور , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    در کنار زاینده‌رود اصفهان / داستان کوتاه از علی خدایی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    (ص 1) بازی‌های شبانه در زاینده رود.

    با شرکت: جمال زاده، محمد حقوقی، ارحام صدر، زاون قوکاسیان و علی خدایی

    تقریبا همه دوستانم می‌دانند که شبگردم. چهارباغی‌ها از اول “عباسی” تا آخر چهارباغ “پایین” می‌شناسندم. از چهارراه وفایی تا چهارراه تختی و آخر عبدالرزاق که میدان کهنه می‌شد، حالا دیگر میدان آنجا نیست!، می‌شناسندم. از پل مارنان تا پل بزرگمهر راسته گذرگاه های پارک‌های شمالی و جنوبی لب آب آشنای شبگردهای دیگر و دلداده‌های زیر درخت‌ها که نور چراغ‌های روشن شب از برگ‌هایشان به پایین نمی‌ریزد جان داده‌اند بهم و انحنا و خم بر چشمان جاری کرده‌اند، می‌شناسندم. روزهایی که از سّر گذشت و چون زهری در رگها مرا بی‌حرکت کرد و چشم‌هایم که مانند بوف شب‌ها بینا بود و از پشت شیشه پنجره خیابان را می‌دید خیابانی خالی، بی‌‌عبور، در این شب‌های آخر زمستان و آغاز بهار می‌دید.

    گویی دوپاره‌ی آهنی بر پاهایم چفت کرده بودند. از زندگی به گوشه‌ای از خانه که جایگاه استراحت روح و روان بود افتاده بودم. جایگاه استراحت روح و روان بلیه‌ای جانکاه شده بود.

    پر می‌کشیدم برای دیدار فرورفتگی‌ دیوارهای ورودی چهلستون و پنجره‌های نقشکار آهنی آن که از آن باغ را تماشا و در نور شب آنجا غوطه‌ور شوم از کنار آینه‌ها بگذرم و محو تماشا شوم بر دیوار بلند کاخ.

    امشب بزمی است و قدح در دست گلعذران.

    کفاشی‌های خیابان سپه بی‌‌رونق بی‌مشتری خواب آلوده به انتظار ایستاده‌ اند. کفش‌ها بزرگ می‌شوند. پاشنه‌ها خسته می‌شوند. بزک و ستاره‌های چسبی از روی کفش‌ها می‌افتند و پایه‌هایی که کفش‌ها روی آنها سوارند خم می‌شوند. چراغ‌ها یکی یکی خاموش می‌شود و ساعت شهرداری خسته از ساعت نیمه شب تا صبح می‌خوابد. همه مثل من، حتی انحناها و خم‌ها، از پشت پنجره‌ در انتظار (ص 2) که چه موقع روز از نو روزی از نو آغاز می‌شود.

    *

    نوشته‌ را که خواندم داغ دلم تازه شد. روزها و شب‌هایی که پیاده‌روی و شبگردی نرفته بودم از انگشتان دستم بیشتر شده بود. شب‌هایی که با آسیدمحمد جمالزاده، با محمدخان حقوقی،  آقای ارحام صدر و زاون که مدام از آنها فیلم می‌گرفت می‌گذشت. مثلا اسمش پیاده‌روی شبانه بود. اما هر شب کسی در این هوای اسفند و فروردین حرفی می‌زد و نقلی می‌گفت. به ندرت می‌شد که همه در یک شب اتفاقی به تور هم بخوریم آن هم لب آب. هر کسی پاتوقی داشت و اگر یکی به دیگری می‌رسد و جمعی می‌شد، به شعر و نمایش و داستان و اخوانیات می‌گذشت.  به قول آقا ارحام، خوشا به احوال‌مان می‌شد و گاه آسیدمحمد سر تایید تکان می‌داد.

    شهرداری و اولیا شهر ورود به حوالی آب زنده‌رود را قدغن کرده بودند و نوارهای زرد دور درختان و ورودی‌ها‌ی گذرهای پارک بسته بودند. دیگر جای تامل نبود. رفتم به بازی ماروپله نوار زرد. پارچه به دور دهان پیچیدم و دستکش در دست رفتم به گذر شبانه. رفقای شبانه در حوالی آب قیچی به دست نوارهای زرد را می‌بریدند و دیگران به یاد شب‌هایی که با قایق پدالی نظاره گر اموراله‌وردیخان بودند کف می‌زدند. عینک من از پارچه دور دهان پر بخار شده بود. به دنبال نوشته‌ام گشتم. یادم نرفته بود در گوشه جیب کت خوابیده بود. رفتم با یکی از نوارهای زرد که رشته‌ کار به دست گیرم و بخار از چشمانم زایل شود که نیم‌رخ روشن و تاریک آسیدمحمد و زاون در سوسوی چراغی دور و عبور ماشینی که نور انداخت و گذشت پیدا شد. بر پدر و مادر مزاحم لعنت! از زیر نوار زرد گذشتم. نه مرد قانونی بود نه کسی که نگهبان شب بود. زاون چراغ گوشی‌اش را روشن کرده بود که آسیدمحمد بخواند و او می‌خواند:

    (ص 3) “آنگاه ساحل رودخانه را گرفته بدون مقصد و منظوری به جلو رفتم. قدری بالاتر روی به روی پل به غایت زیبا و خیال‌انگیز خاجو در کنار بیشه به قهوه خانه محقر و روشنی رسیدم. روی یکی از نیمکت‌های چوبی از هم دررفته که آتش چپوق و قلیان تخته‌های آن را سماق پالان سوراخ سوراخ و مانند پوست پلنگ خال نمود پا را به روی پا انداختم و چون امتثال دستور لسان الغیب شیراز که فرموده:

    “خرد در زنده رود انداز و می‌ خور   به گلبانگ جوانان عراقی”

    مقدر نبود یعنی عقلی نداشتم که به آب اندازم و از می‌نوشی نیز معذور بودم به کمتر قناعت نموده جای دوستان هزار بار خالی در استکان‌های انگشتانه‌ای پی در پی دو سه استکان چای معطر خوشرنگ نوشیدم و به قصد اکمال کیف و حال یک قلیان تنباکو هکان صحیحی نیز دستور دادم و تا نفس یارایی کرد کشیدم…”

    گفتم آسیدمحمد شما بعد چه کردید. این تکه از نوشته شما هزار بار در سر وته یک کرباس خوانده شده. می‌خواهید بگویم بعد چه کردید.

    همینطور که وصف رودخانه و قلیان کردید دلتنگ مادر شدید. جوری مانند خواب و خیال. به قبرستان کنار منزل رفتید که با مادر قدری هوا بخورید و دلتان باز شود. آنجا قبر زنی شاه‌جهان نام را دیدید که روی سنگ لحدش علاوه بر اسم و تاریخ تصویری بود مرموز و بعدها فهمیدید که زن روبنده باف بوده و این کارگاه اسباب و آلت کار اوست.”

    زاون چراغ را بالا آورد و گفت کتاب را حفظی از تایید خریدی یا سپاهانی؟ آسیدمحمد جوان بود  نیم‌رخ روشنش و کتی که پوشیده بود را روی جلد کتاب دیده بودم که گفت باید بروم این خط را هم بخوانم.

    پس از صرف چای و قلیان به هزار دریغ و افسوس از آن (ص 4) قهوه خانه دلنشین دل کندم و پرسان پرسان از راه و بیراه به هوای محله احمدآباد که محله مادری من است به راه افتادم”

    آسید‌محمد بلند شد که برود. زاون گفت این تکه از کنار آب را بهتر است با ما بیائید و از پل رد بشوید.

    چراغ‌های پل را خاموش کرده بودند و عده‌ای ابتدای پل ایستاده بودند و می‌گفتند پل تعطیل است. آسید محمد گفت “به حق چیزهای نشنیده و از راهی رفت که هیچ کس نمی‌دانست. فقط آن عده گفتند چه نسیمی گذشت و چه بوی عطری پیچید. زاون گفت عطر فرنگی عطر فرنگی! و من ماندم که نوشته‌ام را نخوانده بودم. به زاون گفتم بیا بیشتر راه برویم و نوارهای زرد را ببریم. از خواجو زدیم به سمت سی و سه پل که آن هم تاریک بود. زاون گفت هیچ وقت پل را تاریک ندیده بودم. من هم ندیده بودم. شب زنده نبود. برای زاون از نوشتن‌هایم می‌گفتم و از قصه‌ای که روی پل اتفاق می‌افتاد و از صدای پای عابران در ساعت‌های مختلف و این که صبح‌ها کدام پرنده زودتر عبور از آسمان رودخانه و پل را آغاز می‌کند. اول صدا غار است یا صدای جیک.

     ما در تاریکی در کنار نوارهای زرد که گز می‌کردیم‌شان جسمی بر روی نیمکت می‌دیدیم. کسی روی  نیمکت نشسته بود. نزدیک شدیم و بی‌کلام از کنار او گذشتیم که صدایی از پشت سر آمد: زاون پسر یروان و آدیک کجاها هستید؟! برگشتیم. آقای حقوقی بود که نیمرخش روشن ‌شد. زاون گفت دنبال ارحامیم. آقای حقوقی گفت در این تاریکی؟ بیائید بنشنید.

    “خب کجا بودیم؟”

    زاون گفت با آسید کنار خواجو بودیم. از کنار رود خواند اما تازه نبود. همان که در “سروته یک کرباس” است را خواند.

    گفتم من نوشته‌ای دارم از روزهای سختی که بر من می‌گذرد. (ص 5) نیمرخ تاریک لحظه‌ای روشن شد گفت به من بده می‌خوانمش. این اخوانیات و چرندیات شما اصفهان را سیاه و زاینده رود را گل آلود می‌کند. بارون زاون فیلم من چی شد؟ که آقای حقوقی بلند و روبه‌روی ما ایستاد و گفت مثلا همین درخت‌ها برگ‌های زردشان ریخته. زمین و پاییز یکجا در برگ‌ها. من با عصایم از دور مثل یک لکه پیدا می‌شوم و شما مرا در قاب داری کم‌کم صدای من با شعری آمیخته می‌شود. از شعری که بعدها چاپ می‌شود یا شاید چاپ نکنم و همین‌طور که جلو می‌آمد تکه تکه عصری پاییزی در جوار زنده رود محترم روشن می‌شد. تاریکی کنار می‌رفت. دور می‌شد و آقا محمد حقوقی جلو می‌آمد. گاهی می‌ایستاد به سمت رودخانه و آن تکه نورپردازی می‌شد. رگه‌هایی زرد بلند که در کنارش نور خطوط سبز و قرمز نئون‌ها که در آب موج برمی‌داشتند. لحظه‌ای به پل نگاه می‌کرد و پل روشن می‌شد. تکه تکه می شد آب. تکه تکه می شد پل. روشن و خاموش می‌شد غرفه‌ها. به هر سمت که عصا می‌رفت و نیم‌رخ روشن می‌شد وبا صدای صاحبدلی که از بهشت ثانی می‌خواند می‌آمیخت. که ناگهان در میان این تماشا صدای آقای حقوقی روشن شد

    آنگاه

    ما را صدا زدند

    و رودهای شهر

    از قله‌ها و غم

    وز دره‌ها و عشق

    سراسیمه

    در شتاب گذشته

    و من روشن شدم و خواندم

    … در اصفهان خوب

    گاهی که پشت من

    لبخند تو در آینه دور ایستاد

    (ص 6) آقای حقوقی گفت طرح نوشته سناریو نوشته شعرها انتخاب شده پس کی قرار است تو فیلمبرداری کنی مرثیه رباب را.

    عصایش را بلند کرد و گذاشت روی شانه زاون. زاون گفت پاییز. آقای حقوقی گفت پاییز هم می‌آید. فعلا من باید بروم. برگشت و به ما نگاه کرد و گفت هیچ‌وقت پل را تاریک ندیده بودم و نیمرخش خاموش شد.

    *

    در کنار زاینده‌رود اصفهان / داستان کوتاه از علی خدایی

    به زاون گفتم تا پل فلزی نوارهای زرد را ببریم. زاون گفت اگر زود حرکت کنیم از کنار آب. از کنار آب از این پیچ و خم‌ها زودتر به ارحام می‌رسیم. نیمرخش روشن بود. باز زنگ زده بودند و برای نمایش فیلمی از او می‌پرسیدند و من با بوی شب‌بو در این شب ممنوع غوطه می‌خوردم در صدای نابهنگام خوردن آب زاینده رود به ساحل.

    پل فلزی روشن بود. پل‌های قدیمی را خاموش کرده بودند. جماعتی نوار زرد دور دست پیچیده بودند و دور هم در این شب “دور از هم بایست” ایستاده بود. گز اصفهان بود که حرف می‌زد و جماعت تاریک قهقهه می‌زدند. آقا ارحام گفت قِدیم نواقلی سری پل ایستاده بود و نیمی‌ذاشت کسی بعدی ساعت برد اونور آب، آپلم تاریک، ظلمات.

    حالام نواقلی ایستاده‌ست می‌گد نیمی‌شد نمی‌شد. پُلا را خاموش می‌کوند. آبقیه پُلا را روشن می‌ذارد. زاون را برد وسط معرکه و نمایش نواقلی و مرد عابر را مثلا سر سی و سه پل اجرا کردند و جماعت روده‌بر نوار زرد را زیرشان گذاشتند و نشستند و کیف کردند در این روزهای عبور بدون ماکس! ممنوع.

    (ص 7) شب از نیمه گذشته است. به قول قدیمی‌ها نخودها هم رفته‌اند به خانه خود.

    تا زمانی که هستیم رودخانه‌ و پرنده‌ها و پل‌ها هستند. در اصفهان می‌گویند حتی وقتی که نباشید هم رودخانه‌ها و پرنده‌ها و پل‌ها هستند. در اصفهان در کنار این رودخانه. شب‌ها همه هستند. همه با نیمرخ‌های روشن.

    این چند سطر آخر را نوشتم دوباره پارچه دور دهان بستم به قصد سفری تازه از خانه بیرون آمدم. صبح در چند قدمی من بود.

    آسیدمحمد از بیدآباد می‌آمد. محمد حقوقی از ملک. ارحام از بیشه. زاون از میرو. من از سیمین. قرار است امشب لب پل جویی الفت برایمان شعر بخواند. این پل را نبسته‌اند هنوز.

    داستان داستان کوتاه علی خدایی
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیپنجاه تابلو / ۲۰- دیانا و کالیستو
    مقاله بعدی درباره‌ی ناداستانِ «با من بیشتر حرف بزن» نوشته‌ی کلی کوریگان
    فینیکس

    مطالب مرتبط

    وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

    آرتیست ریدر

    «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

    محمدرضا صالحی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.