Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    اندیشه

    مرگ؛ شادی غیر متزلزل

    مهدیس شالچیمهدیس شالچی۱۱ مهر , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    مرگ
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    چرا مرگ؟

    در کتاب «در جستجوی زمان از دست رفته»، راوی، بیماری تا مرگ مادربزرگش را برای ما شرح می‌دهد. بیماریِ مادربزرگ همه را مهربان کرده. حتی باعث آشکارشدن روابطی شده که قبل از این وضعیت، پیش چشم نبوده‌اند. چند وقتی چشمان مادربزرگ نمی‌بینند. بعد از آن چشم‌ها خوب می‌شوند و گوش‌ها نمی‌شنوند و سرانجام که این وضع بهتر می‌شود، زبان به لکنت می‌افتد. اما در تمام این حالات مادربزرگ تلاش می‌کند تا ضعف‌هایی را که بر او چیره می‌شوند، مخفی کند. تا اینکه با بروز لکنت، مجبور به سکوت می‌شود. مغلوب ناتوانی خویش، «با چهره‌ دژم، مرمروار، دستان روی ملافه بی‌حرکت، روی تخت دراز می‌افتاد.» مادربزرگ بعد از تلاش برای کشتن خود، و ممانعت دیگران، رفته‌رفته نگاهش تغییر می‌کند. نگاهی سرکش و مالامال از حسرت به نگاهی ناباورانه بدل می‌گردد و دوباره در وقت بهبودی موقت، نگاهش امیدوار و آسوده می‌شود… سرانجام غرق در نغمه‌ای که ناهوشیارانه به سبب آخرین نفس‌های عمیق سرمی‌دهد، با چشمانی که نمی‌دانیم می‌بینند یا نه، از جهان رخت برمی‌بندد. و «مرگ، آن‌چنان که پیکرتراش قرون‌وسطایی، او را به سیمای دختر جوانی بر آن واپسین بالین» می‌خواباند. فصل بعد اینچنین آغاز می‌شود:« …همه‌ زندگی دست‌‌نخورده، پیش رویم بود.» (پروست, ۱۴۰۱)

    خواندن این بخش از کتاب پروست و تمام اتفاقاتی که در فضای مرگ دیگری رقم می‌خورند، مرا به این فکر واداشت که آیا من به عنوان سوژه‌ای حدود یک قرن پس از او درک متفاوتی از مرگ دارم؟ چرا این بخش از کتاب مرا اینچنین به خود مشغول کرده است؟ 

    با مرگ چگونه برخورد کنیم؟

    سیصد سال قبل از میلاد مسیح، اپیکور گفت که «…وقتی می‌بینیم هنگامی که وجود داریم، مرگ حاضر نیست و هنگامی که مرگ حاضر است، ما وجود نداریم، مرگ برای ما هیچ است.» زمانی دراز بعد از او در قرن بیستم، مارتین هایدگر نظر او را نمی‌پذیرد؛ به باور او اینچنین نیست که مرگ برای ما هیچ باشد. او معتقد است به جای بی‌اعتنایی به مرگ که پاسخ مدنظر اپیکور است، باید با اضطراب مرگ رویاروی شد. (راتال, ۱۴۰۳) برای درک استدلال هایدگر نیاز به توضیحات بیشتری‌ست که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. اما همین چرخش نظر از یک فیلسوف دوران باستان تا فیلسوف قرن بیستمی، فتح باب مهمی است راجع‌به مسیر متحول‌شدن مفهوم «مرگ» در طول زمان.

    تاریخ مرگ

    برای آگاهی از شیوه‌های مختلف برخورد با مرگ، سری می‌زنیم به کتاب «تاریخ مرگ» اثر فیلیپ آریس، که در آن سیر تغییر نگرش به مرگ و همچنین مفاهیم مرتبط با آن بررسی شده است.

    در متون به‌جامانده از سده‌های قبل، شوالیه‌ها یا راهبان برای مردن به پیش‌آگاهی نیاز داشته‌اند. آن‌ها به مدد نشانه‌های طبیعی یا حس درونی خود می‌فهمیدند که در حال مرگ هستند و به این ترتیب روح خود را تقدیم مرگ می‌کردند. چنین مردنی در آثار ادبی قرن‌های بعدی نیز دیده می‌شود؛ مثلاً در قرن هفدهم و مرگ دن کیشوت که او به آرامی احساس کرد مرگش نزدیک می‌شود. اینگونه مرگ، مرگی‌ست همراه با پذیرش؛ نه مشتاقانه و با شتاب بلکه به‌ آرامی و سادگی. در جهان‌هایی که پر از امور ماورالطبیعی بوده است، مرگ به این شکل ساده و بی‌آرایه؛ چون مرگ یک شوالیه با آداب و رسوم حاکی از پذیرش وضعیت رخ می‌نمود. فرد در حال مرگ دراز می‌کشید، دستانش را باز می‌کرد و صورتش رو به آسمان بود. او ممکن بود که سوگوار زندگی ازدست‌رفته‌اش باشد اما تنها به شکلی گذرا. چراکه در نهایت خدا را به یاد می‌آورد و دنیا و امورش را به فراموشی می‌سپرد. همین حالت است که در تندیس‌های تدفینی قرن دوازدهم دیده می‌شود. آینه‌ای از آنچه چنین افرادی در برابر مرگ می‌کردند، گذشتن از مسیر آیینی پذیرش مرگ و انتظار کشیدن در سکوت. این نگاهی سنتی به مرگ است. درست مقابل دیدگاه ما، که امروزه مرگ را در روزهای عادی زندگی‌مان فراموش می‌کنیم و آنگاه که نشانه‌های آن را می‌بینیم از آن می‌گریزیم. مرگ ما امروز هرچه که هست، آرام نیست. (آریس, ۱۴۰۱)

    هنگامی که کسی از دنیا می‌رفت، برخورد افراد با او چگونه بود؟ در دوران گذشته این رابطه به شکل مسالمت‌آمیز امروزی نبود. «مرده» برای زندگان ماهیتی ترسناک داشته است. آن‌ها برای هرچه بیشتر کردن فاصله‌ بین جهان مردگان و زندگان، قبرستان‌ها را در مسافتی بسیار دورتر از سکونتگاه‌های خود در نظر می‌گرفتند. کم‌کم مرده‌ها به حومه‌ شهر و به جوار قدیسین راه پیدا کردند و در قرن ششم بود که حرمت دفن مردگان در مراکز تاریخی شهر و نزدیک به مکان‌های زندگان از بین رفت. این خود مسبب آیین‌های جدیدی شد؛ فضاهای تزیین‌شده و چلچراغ‌هایی از جنس استخوان. کم‌کم فضای زندگان و مردگان در هم آمیخت. قبرستان به پناهگاهی بدل شد که مردم بدان جا می‌آمدند و اقلاً تا قرن هفدهم این وضع ادامه داشت؛ مردم در حالی که گوری را برای به خاک سپردن مرده جدید زیر و رو می‌کردند و بوی جسد را در هوا می‌شنیدند، به فعالیت روزانه‌ خود هم مشغول بودند. گویی که مرگ چیز گره‌خورده‌ای بود به زندگی و کسی را دگرگون نمی‌کرد. (آریس, ۱۴۰۱)

    این شکل از مرگ که نیازمند تشریفات و پیش‌آگاهی بود در سده‌های هفدهم و هجدهم تغییر کرد. آن مرگ آیینی و نمایشی که مهم‌تر از اعمال افراد در زندگی شده بود، طی اصلاحات دینی، شأنی صرفاً اخلاقی پیدا کرد. یعنی اخلاقی بود که شخص با آرامش و در فضایی آرام بمیرد. و مردگان و زندگان در فاصله‌ای عقلانی به حیات خود ادامه دهند. گرچه این باور در قرن بیستم کنار گذاشته شد.

    مردن در قرن بیستم

     برخلاف فلاسفه‌ای که پیرو افلاطون تلاش کردند ایده‌های ناب پشت چیزهای در حال فساد و تغییر را که در جهان درک می‌کنیم دریابند، هایدگر معتقد بود که پدیدارشناسی یعنی مواجه‌شدن با همین چیزهایی که در تجربه نمایان می‌شوند. از منظر او ما جهان را ذیل مقولات تاریخی و اجتماعی خود درک می‌کنیم و حالا در جهان امکانات‌مان موظفیم شیوه‌ی زندگی‌مان را انتخاب کنیم. برای هایدگر ما یا به شیوه‌ای اصیل نسبت خود را با جهان‌مان مشخص می‌کنیم یا برای طفره‌رفتن از کشف معنای زندگی‌مان خود را با آنچه که دیگران نیز می‌کنند، مشغول می‌سازیم. از آنجایی که هیچ پاسخ قطعی درستی پیش روی ما نیست، ما همواره با اضطراب انتخاب و پذیرش این مسئولیت دست به گریبانیم. برای اینکه از این اضطراب بگریزیم، خود را با جواب‌های از پیش آماده شده، سرگرم می‌کنیم. اما اگر یک هستنده بتواند با مرگ خود رویاروی شود، آنگاه است که برای چیزهای اصیل آزاد می‌شود (پارسا, ۱۴۰۲). در اینجا مهم است که بدانیم میان فوت، یعنی توقف عملکرد بدن و مرگ، یعنی «ازدست دادن در-جهان-بودن»، تفاوت وجود دارد. فوت‌کردن، مجموعه علل و وقایعی است که منجر به مردن کسی می‌شود. فوت‌کردن کسی، آن چیزی‌ست که ما را به خود مشغول می‌کند. مثلاً اینکه چرا کسی مرد؟ پیش از مردنش چه گفت؟ و… ما بدین ترتیب همواره از مفهوم مرگ می‌گریزیم که معنای آن به واسطه رسوم روزمره پنهان شده است. همان رسومی که مرگ را به آینده نسبت می‌دهند و آن را ترسناک تلقی می‌کنند. مرگ از نظر هایدگر«امکانِ عدم امکان هر شیوه‌ای از نسبت‌یابی فرد به سمت چیزها» و غیاب همه وضعیت‌هاست. با در نظر گرفتن گفته اپیکور که پیش‌تر مطرح شد، باید این نکته را در نظر گرفت که اگرچه مرگ وضعیتی نیست که بتواند به تجربه درآید، اما مرگ از آن رو مهم است که به مثابه نوعی امکان، تجربه‌ی ما از جهان و نسبت‌یابی ما با چیزها را تحت ‌تأثیر خود قرار می‌دهد. پس مرگ بر ما حاضر است. مرگ امکان اصیلی‌ست که نشان از آینده‌ گشوده‌ای دارد که می‌توان برای آن دست به انتخاب زد. چون ما را تا حد خودمان فردی می‌کند. به ما کمک می‌کند تا با در نظر گرفتن آن؛ به جای ماتم گرفتن برایش، به یاد داشته باشیم که ما جدا از سایر هستندگان و آزاد از تمام چیزهایی هستیم که امور متعارف به ما تحمیل می‌کنند. (راتال, ۱۴۰۳)

    مرگ من

     ما با دیدن فردی محتضر مرگ را درنمی‌یابیم؛ بلکه تنها نمودهای بیرونی مردن را می‌بینیم. مرگ نمی‌تواند تجربه‌ای نیابتی باشد. مثلاً شاید مردن دیگری را به شکل چیزی چون غم فقدان بازماندگان درک ‌کنیم. یعنی درک این امر همان‌قدر که برای متوفی برای ما هم غیرقابل دسترس است. اما باید آن را در نظر آورد و بدان اندیشید. یعنی به جای آنکه مرگ دیگری را چون نمونه‌ای عینی در نظر آورد و فکر کرد که مرگ خود هیچگاه اتفاق نمی‌افتد یا خیلی وقت دیگر روی می‌دهد، باید پیشاپیش به سوی مرگ دوید و در جهان خود دست به انتخاب زد.

    قبرها از دوران باستان تا کنون تغییرات زیادی را به خود دیده‌اند. سنگ‌نوشته‌ها از نوشته‌هایی که صرفاً هویت یک قبر را نشان می‌دادند، به مقبره‌هایی با مجسمه‌ها و تصاویر افراد تغییر ‌کردند یا به نوشته‌هایی بلند از شرح زندگی متوفی بدل شدند. در سده دوازدهم بود که شیوه‌ی نگرش افراد به زندگی دستخوش تغییر شد. انسان به فردی‌بودن مرگ فکر کرد. او دیگر در درهم‌آمیختگی مرگ و زندگی نمی‌زیست. مرگ برای او به آینه زندگی بدل شده بود. (آریس, ۱۴۰۱)

    برای من همواره صحنه‌های مرگ شخصیت‌ها برجسته‌تر از سایر بخش‌های یک متن در ذهنم مانده است. مرگ چون محروم‌شدن از امکان زندگی مثل مرگ بابا گوریو، مرگ مادر فاکنر در گوربه‌گور یا مرگ خودخواسته آژاکس، … همه را از نظر می‌گذرانم. می‌دانم اگرچه بعد از هایدگر نظریه‌پردازانی مثل دلوز نظریات کاملاً متفاوتی راجع‌به مرگ داشته‌اند اما برای من آرای هایدگر، یعنی زنده‌بودن شجاعانه و اصیل با در نظر گرفتن مرگم که نقطه تمایزم با سایر موجودات است. آری‌گفتن به پذیرفتن مسئولیت زندگی؛ آری‌گفتن به خود زندگی. مرگ به همان اندازه مهم است که تولد من مهم بوده است. مواجهه‌ من با مرگ در متون ادبی شاید فقط میل من به فهمیدن بیشتر وضعیتی‌ست که برای من ضروری اما گنگ است. شاید همدردی با متوفی است؛ با چهره مادربزرگ پروست که چشمان نافذش قرار است دیگر نوری نداشته باشند. مرگ بیاید و آرام چهره‌اش را به صورت سنگیِ مجسمه‌ای بدل کند که فاقد امکان هر گونه تجربه‌ای‌ست. همگی این‌ها یادآور حضور مرگ هستند. چیزی که از آن می‌گریزیم.

    ***

    منابع

    آریس, ف. (۱۴۰۱). تاریخ مرگ. تهران: نشر مرکز.

    راتال, م. (۱۴۰۳). چگونه هایدگر بخوانیم. تهران: نشر نی.

    پارسا, م. (۱۴۰۲). مجموعه مقالات ترجمه شده: هایدگر و مرگ. تهران: شوند.

    پروست, م. (۱۴۰۱). در جستجوی زمان از دست‌رفته: طرف گرمانت. تهران: مرکز.

    تاریخ مرگ در جستجوی زمان از دست رفته فیلیپ آریس مارسل پروست
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیفاوست به روایت دیمین شزل / ده‌سالگی ویپلش ساخته دیمین شزل
    مقاله بعدی سالوادور دالی و سينمای سوررئالیستی
    مهدیس شالچی

    مطالب مرتبط

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    امیر گنجوی

    تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

    رادمان دادبه

    وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

    آرتیست ریدر
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.