Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما

    روشنفکرانِ فیلم‌های مهرجويی

    پرویز جاهدپرویز جاهد۲۲ مهر , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    روشنفکران مهرجویی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

     داریوش مهرجویی خود بخشی از سنت و فرهنگ روشنفکری ایرانی است. فیلمسازی روشنفکر و تحصیل کرده در رشته فلسفه که در طول زندگی‌اش، دارای چرخش‌های فکری و ایدئولوژیک بوده و بین مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم هایدگری، الهیات کی یرکه گور تا اگزیستانسیالیسم روشنفکرانه فرانسوی (سارتر و کامو) و عرفان ایرانی سرگردان بوده و این چرخش‌ها و سرگردانی در فیلم‌های روشنفکرانه او و نیز رمان‌هایی که در سال‌های اخیر نوشته، بازتاب روشنی داشته است.

    روشنفکران و مسئله روشنفکری همیشه و از زمان دانشجویی مهرجویی در آمریکا، دغدغه او بوده. پایان‌نامۀ دانشجویی او در رشته فلسفه که چند سال قبل با عنوان «روشنفکران رذل و مفتش بزرگ» در ایران منتشر شد، با رویکردی فلسفی و انتقادی به آثار داستایوسکی می‌پردازد. در این کتاب، مهرجویی با استناد به برخی شخصیت‌های معروف رمان‌های داستایوفسکی، مثل ایوان کارامازوف، راسکولینکف و کیرلف، به رابطه روشنفکران و مردم و روشنفکران و قدرت می‌پردازد. نگاه مهرجویی به روشنفکران برخلاف نگاه فیلمسازانی مثل بیضایی یا رهنما، نگاه بدبینانه‌ای است و بیشتر به نگاه ابراهیم گلستان نزدیک است. مهرجویی، این روشنفکران را “رذل” خطاب می‌کند چرا که به عقیده او، باورهای ایدئولوژیک آنها نه تنها به سعادت مردم منجر نشد بلکه باعث شکل‌گیری حکومت‌های خودکامه و توتالیتر شد. البته مهرجویی فقط به روشنفکران طبقه متوسط بدبین نیست بلکه این بدبینی او شامل طبقات فرودست جامعه نیز می‌شود. برخلاف فیلمسازان رئالیست اجتماعی سینمای ایران، مهرجویی، فیلمسازی سوسیالیست و عدالت‌خواه نبود و جز در یکی دو فیلم مثل «آقای هالو»، «مهمان مامان» و «اجاره‌نشین‌ها»، نه تنها نسبت به اقشار محروم اجتماعی، به ویژه روستاییان و حاشیه‌نشینان شهری، هیچ نوع سمپاتی نشان نمی‌دهد بلکه حتی تصویری سیاه و به شدت منفی از آنها ارائه می‌کند. به اعتقاد من، این رویکرد مهرجویی، تحت تاثیر یک نوع تبارشناسی اخلاقی نیچه‌ای و مبتنی بر ایده “اخلاق بردگان” نیچه بود که آن را به ویژه در فیلم‌های «گاو»، «دایره مینا»، «بانو» و تا حدی در «سنتوری» می‌بینیم. در فیلم «بانو» او همانند لوئیس بونوئل در «ویریدیانا»، کمترین همدلی را با فقرا و بیچارگان نشان می‌دهد هرچند در «مهمان مامان» تا حد زیادی سعی کرده این نگاه را تعدیل کند.

    روشنفکران مهرجویی

    بحران هویت، فردیت مدرنیستی، ازخودبیگانگی، تضاد بین سنت و مدرنیته، ایمان و بی ایمانی، عشق، نقد وضعیت اجتماعی حاکم و تا حدی عدالت‌خواهی از مهم‌ترین درونمایه‌های فلسفی و سیاسی است که کم و بیش در تمام آثار مهرجویی از فیلم «گاو» تا «آسمان محبوب» و نیز رمان‌های او وجود دارد. مهرجويی در طی بیش از نیم قرن فيلمسازی، داستان های منحصر به فردی را در باره اقشار، گروه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی ایران به ویژه روشنفکران طبقه متوسط روايت کرده است. تضاد ميان سنت و مدرنيته، درونمايه بيشتر فيلم‌های مهرجويی را تشکيل می‌دهد. مهرجويی اغلب اين وضعيت پارادوکسيکال را از طريق يک شخصيت روشنفکر که دچار -بحران شده و خود را با مناسبات فرهنگی و اجتماعی پيرامونش بيگانه حس می‌کند، به نمايش گذاشته است. آنها اغلب روشنفکرانی‌اند که نمی‌توانند خود را با وضعيت يک جامعه سنتی رو به مدرن هماهنگ کنند و در نتيجه دچار بحران هویتی و اگزیستانسیالیستی می‌شوند.

    مهرجویی فیلمساز بسیار باهوشی بود و درک بسیار درستی از شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه، روحیات و خواست‌های مخاطب و نیز مناسبات حاکم بر سینمای ایران داشت. به اعتقاد من همه فیلم‌های مهرجویی متاثر از فضای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی روزگار اوست که با رویکرد فلسفی ویژه او ساخته شده‌اند. مهرجويی در اين مورد گفته است: “نقش فلسفه در فيلم‌هايم برجسته است به خاطر اينکه اين فيلم‌ها اغلب فردی را نشان می‌دهد که در يک وضعيت بحرانی قرار دارد، بنابراين برجسته کردن مفاهيمی چون عشق، مرگ و زندگی، مبارزه و پيروزی در فيلم‌هايم طبيعی است. اين يک نگاه اگزيستانسياليستی است که جوهر يا معنای يک داستان و کيفيت تعامل‌های شخصيت اصلی داستان را تعيين می کند. بنابراين فرديت يک شخصيت برايم اهميت زيادی دارد و هميشه فکر می‌کنم که چگونه معنای اين فرديت و هويت فردی را که با ارزش‌های جمعی تاريخی آن يکی شده را می‌توان ساخت. هميشه از خودم می‌پرسم که من کيستم و اينکه آيا تجربه‌های شخصی ام با فرهنگ، زبان، و اخلاقيات جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم همخوانی دارد. به همين دليل شخصيت‌های فيلم‌های من منحصر به فردند و تيپ‌های کليشه‌ای نيستند و نمايندگان ملموس يک طبقه يا گروه اجتماعی‌اند…”

    روشنفکران مهرجویی

    مهرجویی، طبقه متوسط ایرانی و نیازها و خواست‌های آن را خوب و دقیق می‌شناخت و بحران‌ها و موقعیت آسیب‌پذیر این طبقه را در شرایط امروز جامعه ایران درک می‌کرد. از این رو توانست این طبقه را به واقعی‌ترین و باورپذیرترین شکل‌ ممکن در فیلم‌هایش تصویر کند. تصویر طبقه متوسط ایرانی با لایه بندی‌های مختلف و متنوع را در «هامون»، «سارا»، «لیلا»، «پری»، «بانو»، «اجاره نشین‌ها»، «درخت گلابی» و «سنتوری» می‌توانیم ببینیم. «بانو»، اثری تمثیلی از وضعیت پس از انقلاب ایران و تحقیر فرهنگ طبقه متوسط رو به بالا (خرده بورژوازی) و غارت آن به وسیله توده‌های بی‌ریشه روستایی بود. «درخت گلابی»، اثری شاعرانه و خیال‌انگیز درباره زندگی یک نویسنده و روشنفکر طبقه متوسط سرگشته بود که دچار بحران خلاقیت و آفرنیش ادبی شده و با موقعیت متزلزل، آرمان‌های گذشته و عشق از دست رفته‌اش در چالش بود. «هامون» نیز درباره آدمی درمانده با خاستگاه طبقه متوسط بود، روشنفکری به بن بست رسیده که در حالِ غرق شدن بود و برای نجات و رسیدن به ثبات و جایگاه امن، دست و پا می‌زد.

    روشنفکران مهرجویی

    مهرجویی در فیلم‌هایش، روایت‌گر آشفتگی ذهنی، پریشانی روح و اضطراب درونی انسان بود. این اضطراب، جغرافیا نمی‌شناسد و می‌تواند در هر دسته از آدم‌ها و در هر کجا نفوذ کند، در روستایی فلاکت زده در اطراف قزوین («گاو») یا روستایی در شمال ایران («پستچی») یا روستایی در ایلام (بمانی) یا شهری مثل تهران که لوکیشن بیشتر فیلم‌های شهری مهرجویی بوده است. ریشه این اضطراب در فیلم‌های مهرجویی متفاوت است. در برخی فیلم‌ها مثل «دایره مینا»، «بمانی»، «سنتوری»، «مهمان مامان»، «بانو»، «سارا» و «لیلا»، این اضطراب، زمینه‌ای اجتماعی دارد و ناشی از فقر اقتصادی، مردسالاری یا تعصبات مذهبی و قومی است اما در بیشتر فیلم‌ها، ناشی از بحرانی هویتی و وجودی است. شخصیت‌های این دسته از فیلم‌های مهرجویی (از جمله «گاو»، «پستچی»، «هامون»، «پری» و «درخت گلابی») با هر درجه‌ای از آگاهی و روشنفکری، در یک وضعیت اگزیستانسیال گیر کرده‌اند و در نهایت کارشان به جنون می‌کشد. جنون شخصيت‌های مهرجويی، نتيجه امتناع آنها از پذيرش ارزش‌هاو هنجارهای مسلط و پذیرفته شده جامعه و تضاد فرديت آنها با خواست‌ها و تمايلات جمعی است. اين روحیه فردگرايی، آنها را با جامعه و ارزش‌های حاکم بر آن بيگانه ساخته و به سمت جنون می‌راند. این نوع جنون اگزیستانسیالیستی، یکی از درونمایه‌های مرکزی آثار مهرجویی است که نمونه‌های آن را در «گاو»، «پستچی»، «اجاره‌نشین‌ها»، «هامون»، «سنتوری» و «پری» می‌بینیم. «گاو» با صحنه ای از آزار یک دیوانه بی آزار به وسیله کودکان روستا شروع می‌شود و با جنون مشد حسن پایان می‌گیرد. جنون در «پری» حتی سابقه خانوادگی دارد مثل جنون خانواده گلس در داستان «فرنی و زویی» سلینجر که «پری» برداشتی آزاد از این داستان و داستان دیگر سلینجر به نام «یک روز موز ماهی» است. در «فرنی و زویی»، همه اعضای خانواده گلس، دچار جنون‌اند و کارشان یا به خودکشی می‌کشد یا راهی تیمارستان می‌شوند. در فیلم «پری»؛ علاوه بر خود پری که دچار جنونی رمانتیک و عرفانی می‌شود، برادرش اسد نیز روشنفکری به پوچی رسیده است که خانه‌اش را به آتش می‌کشد. صفا، برادر دیگر پری نیز شخصیتی ملانکولیک و دچار افسردگی است. داداشی، برادر کوچکتر پری نیز یک مشنگ تمام عیار است.

    روشنفکران مهرجویی

    روشنفکران در فيلم‌های مهرجویی طيف‌های متنوعی دارند. آنها يا موجودی غرب زده و خودباخته اند که شناخت اندکی از فرهنگ و جامعه خود و درکی مبهم از فرهنگ و فلسفه غرب دارند(مثل مهشيد همسر هامون که از يک سو هنرمندی مدرن و نقاش آبستره است و از طرف ديگر دنبال عرفان بودايی و يوگا و فال قهوه است يا مريم زن جوان و تحصيل کرده غرب فيلم «بانو» يا مهندس غرب زده فيلم «پستچی») يا روشنفکرانی مارکسيست و مبارزانی سياسی اند که در مورد باورهای فلسفی و سياسی خود دچار ترديد شده و به پوچی رسیده‌اند(حميد هامون، اسد در فيلم «پری» و محمود شايان در «درخت گلابی») و یا دنبال چاره‌جويی اند. از اين زاويه حتی مش اسلام فيلم «گاو»، نسبت به سطح شعور و جایگاه اجتماعی‌اش در روستای بيل، نوعی حکیم و روشنفکر جهان سنتی محسوب می شود اما با این حال قادر نیست جنون اگزیستانسیالیستی مشد حسن را درک کند. بهمن فرسی در نقش دامپزشک در فيلم «پستچی»، تصوير ديگری از يک روشنفکر است که همانند پزشک پادگان در نمایشنامه «وویتسک» بوشنر (فیلم «پستچی» بر اساس آن ساخته شده)، با تقی پستچی مثل يک موش آزمايشگاهی رفتار کرده و به بهانه مداوا او را تحقير می‌کند. احمدرضا احمدی نيز در همين فيلم، در نقش يک مهندس جوان از غرب برگشته و يک شبه روشنفکر شاعر مسلک ظاهر می‌شود که با همسر تقی پستچی روی هم ریخته و باعث جنون تدریجی او می‌شود. بهمن فرسی هم در «دايره مينا»، يک روشنفکر ناراضی و منتقد سیستم است اما همانند مش اسلام در فیلم «گاو»، جز نق زدن و پرخاش کردن، کاری از دستش برنمی آيد. در «اجاره‌نشين‌ها» نيز مهرجويی کاريکاتوری از يک روشنفکر برج عاج‌نشين می‌سازد که در بالاترين طبقه آپارتمان در انزوا و بی توجه به آنچه که در پيرامونش می گذرد، زندگی می کند و باغچه ايده آل خود را بر بام خانه ای بنا کرده که از پای بست ويران است و در نهايت هم فرو می‌ريزد. هامون نيز روشنفکری حقير و درمانده است که اسير کابوس‌ها و توهمات و هذيان‌های ذهنی خود است و برای رسيدن به تکيه گاه مطمئنی، به هر سو چنگ می زند. هامون از نظر تماتيک شبيه بوف کور هدايت است. قهرمان بوف کور نيز فردی منزوی و پريشان است که از همه آدم‌ها و جهان اطرافش بريده و اسير کابوس‌ها و تخيلات وهمناک خود می‌شود و در نهايت راه نجات را در توسل به نوعی عرفان شرقی می‌بيند.

    شخصیت روشنفکر سرگردان، معلق و پا درهوا، در رمان‌های مهرجویی نیز وجود دارد. سلیم، قهرمان رمان «به خاطر یک فیلم لعنتی» هم جوانی است که همانند حمید هامون دچار بحران هویت شده و خود را با جهان پیرامونش بیگانه حس می کند.تفاوت او با هامون این است که او دغدغه‌ی فلسفه و عرفان ندارد اما به دنبال هویت و جایگاه دیگری است: «من باید بنشینم و به این بیاندیشم که چرا برخلاف روحیهٔ خداپرستانه و مذهبی همه، که به دنبال سعادت بخشیدن به افراد جامعه از طریق تلطیف روح اخلاقی آن‌هاست، در این جامعه این همه فساد و دورویی و بی‌اخلاقی و زشتی و بی‌ادبی حاکم است. فساد، از همه نوعش، بیش از همه مالی و بیش از همه اخلاقی…» تقریباً همه رمان‌های مهرجویی، به نوعی خودبازتابانه‌اند و جنبه‌های اتوبیوگرافیکال دارند و می‌توان نشانه‌ها و رفرنس‌های آشکاری به زندگی او در آمریکا، فرانسه و ایران را در آنها پیدا دید. راوی رمان «برزخ ژوری»، همانند مهرجویی فلسفه خوانده و خاطرات سینمایی و هنری و تاملات فلسفی مشترکی با مهرجویی دارد. «سفرنامه‌ی پاریس»، بیشتر از دیگر رمان‌های مهرجویی جنبه اتوبیوگرافیک دارد و ماجرای اقامت نویسنده در پاریس را در سال‌های بعد از انقلاب تا سال 1364 و بازگشت او به ایران روایت می‌کند، هرچند کاملا مستند نیست و ترکیبی از واقعیت و خیال است. با اینکه شخصیت‌ها نام واقعی ندارند و از نام‌های مستعار برای معرفی‌شان استفاده شده اما نشانه‌هایی که مهرجویی از آنها می‌دهد برای اهل ادبیات، سینما و فلسفه، کاملا شناخته شده‌اند. مامود معروف به مایک میلکی، شخصیت اصلی کتاب «در خرابات مغان» نیز یک اصفهانی تحصیل کرده در آمریکاست که دغدغه مذهبی، فلسفی و عارفانه دارد. به اعتقاد مهرجویی، “این رمان درباره این‌ است که چطور ایمانت را حفظ کنی، آن هم در شرایطی که همه از الحاد حرف می‌زنند، از زندقه حرف می زنند. ژان پل سارتر می‌گوید خدا نیست، هایدگر می‌گوید انسان خودش خدا را خلق کرده و مارکسیست‌ها دائم داد می‌زنند ‌دین افیون توده‌هاست. در چنین زمانه‌ای او سعی می کند قداست و ایمانش را حفظ کند.”

    روشنفکران مهرجویی

    بنابراین، روشنفکران آثار مهرجویی، غالباً اشخاصی افسرده و سرخورده‌اند که از نظر فکری به بن بست رسیده و دچار یاس فلسفی شده‌اند. آنها بین گذشته و حال سرگردان و معلق‌اند و تکیه‌گاهی ندارند. آنها همانند حمید هامون تنها و سرگشته اند و دنبال فهم جهان و راهی برای نجات‌اند یا مثل محمود شایان در «درخت گلابی» دچار انفعال و سترونی شده‌اند و یا مثل پری، اسیر توهمات ذهنی‌اند و حقیقت را از طریق تجربه‌ای عرفانی و جنون‌آسا جستجو می‌کنند. در میان فیلم‌های مهرجویی، «هامون» و «درخت گلابی»، بیشتر از بقیه فیلم‌های او روی بحران روشنفکری در جامعه ايران متمرکز شده‌اند. «هامون»، روایتی مدرنیستی و متفاوت از زندگی و موقعیت روشنفکران ایرانی بود که پیشتر در سینمای ایران دیده نشده بود. روشنفکر فیلم «هامون» تا حد زیادی تصویری از خود مهرجویی و دغدغه های فلسفی،عرفانی و روشنفکرانه او بود. حمید هامون، روشنفکر مضطرب و پادرهوایی است که بین عشق، ایمان و باورهای روشنفکرانه گذشته‌اش (احتمالاً مارکسیستی) سرگردان مانده است. او آدم آویزانی است که هیچ تکیه‌گاه قابل اعتمادی ندارد (خودش را «آويخته» خطاب می‌کند) و در برزخی فلسفی گرفتار شده است. هامون در صحنه‌ای از فيلم می‌گويد که در «زندگی هيچ پخی نشده» و ديگر «به هيچ چيز اعتقاد ندارد». او شخصیتی گرفتار کابوس‌ها و هذیان‌های روحی و روانی است و توانایی ایجاد ارتباط با جامعه، همسر و اطرافیانش را ندارد و خود را با آنها بیگانه احساس می‌کند و در نهایت به خودویرانگری می‌رسد و خودکشی می‌کند. او شخصیتی مدرنیستی است که دچار ازخود بیگانگی با جامعه ماتریالیستی و شبه مدرن پیرامون خودش می‌شود و به تعلقات مادی پشت پا می‌زند و در مواجهه با فرهنگ بازاری و کاسبکارانه مهاجم درهم می‌شکند و دچار جنون می‌شود. مهشید، همسر هامون نیز که روزگاری عاشق و همدل‌اش بود و ایده‌های روشنفکرانه او را تحسین می‌کرد و به خاطر او به ارزش‌های بورژوایی و خانوادگی‌اش پشت پا زده بود، حالا اعتقاد و عشق‌اش را به او از دست داده و «مزخرفات» او را قبول ندارد و خواهان جدایی از اوست. مهشید نیز دچار ازخودبیگانگی است. او نیز شخصیتی معلق و پا در هواست؛ نمونه زنی تحصیل کرده از طبقه متوسط و مدرن ایرانی که بین ارزش‌های سنتی و مدرن معلق مانده اند. او به رغم گرایش‌اش به فرهنگ مدرن، هنر آبستره و تظاهرات روشنفکرانه‌اش، فردی سنتی است که تمایلاتی به ذن، بودیسم و عرفان شرقی دارد. نقاشی‌های آبستره می‌کشد اما فال قهوه می‌گیرد و با یوگا به خلسه می‌رود.

    احتمالاً مهرجویی برای عبور از سد ممیزی حاکم بر سینمای ایران، در ترسیم شخصیت دقیق هامون و هویت روشنفکری او تا حد زیادی خودسانسوری کرده است. اما کاملا روشن است که حمید هامون از دل چه پس‌زمینه سیاسی و فلسفی ظهور کرده. او ظاهراً روشنفکری آرمان‌خواه بود که حالا دچار انفعال و سرخوردگی شده و به اصطلاح بریده است و برای رسیدن به آرامش به عرفان پناه می‌برد. مهم‌ترین مشکل فیلم «هامون» در ریتم تند آن و شخصیت‌پردازی حمید هامون است. روشنفکری حمید هامون و دغدغه‌های ذهنی و فلسفی او تا حدی سطحی و متظاهرانه است. شخصیت شلوغ، پرهیاهو و برون‌گرای او اجازه نمی‌دهد تماشاگر، تردید فلسفی او را باور کند. همین طور ضرباهنگ تند فیلم، فلاش بک‌های متعدد و تغییر پی درپی سکانس‌ها، زوم‌های سریع، و حرکت پرشتاب شخصیت‌ها، اگرچه می‌خواهد بیانگر آشفتگی حمید هامون باشد، اما در تضاد با سبک آرام و سنگین این نوع سینمای روشنفکرانه (به طور مشخص سینمای آنتونیونی و برگمن) است. از طرفی رمانتی‌سیسم عارفانه حمید هامون نیز در تضاد با اگزیستانسیالیسم روشنفکرانه اوست. اگزیستانسیالیسم مهرجویی در هامون، ترکیبی از اگزیستانسیالیسم کی یرکگوردی و سارتری است. سارتری از این جهت که قهرمان روشنفکر فیلم «هامون» به پوچی رسیده و همانند انسان پوچ‌گرای سارتر و کامو در زمان حال زندگی می‌کند و قدرت نگریستن به گذشته و مواجهه با آینده را ندارد. نمونه بارزتر چنین شخصیتی را بعدا در «درخت گلابی» و «سنتوری» نیز می‌بینیم. ارجاعات آشکار فیلم به «هشت و نیم» فلینی، «ترس و لرز» کی یرکگور، میرچا الیاده، « آسیا در برابر غرب» داریوش شایگان، « تذکره الاولیاء»، اشعار شاملو و بسیاری منابع ادبی، فلسفی و هنری دیگر، بیانگر علائق و دلمشغولی‌های روشنفکرانه و هنری متنوع و وسیع مهرجویی است که در «هامون» بازتاب یافته است. تاثیر سینمای فلینی را نیز بر مهرجویی در «هامون» می‌توان دید. صحنه‌های کابوس حمید هامون در آغاز و میانه فیلم، شباهت زیادی به رویاهای گوئیدو در «هشت و نیم» فلینی دارد.

    به اعتقاد من مهرجویی، سینماگری مولف بود و فیلم هایش دارای یک پیوستگی تماتیک و تشخص سبکی خاصی است هرچند در برخی فیلم هایش از جمله فیلم های اخرش کمتر نشان از سبک فیلم های قدیمی اش در آنها هست. حتی در «هامون» نیز یک نوع آشفتگی سبکی وجود دارد که اجازه نمی دهد فیلم به درستی در مسیر سینمای مدرنیستی اروپایی و کارهای فلینی و انتونیونی حرکت کند. ضرباهنگ تند فیلم فلاش بک های متعدد تغییر پی در پی سکانس ها زوم های سریع و ریتم تند بازیگران همه در تضاد با سبک آرام و آهسته فیلم های مدرنیستی اروپایی است.

    روشنفکران مهرجویی

    هامون شخصيتی معلق و پا درهوا بود که همه تعلقات فکری گذشته اش سست شده و چون بید بر سر ايمانش می‌لرزید. محمود شايان نیز در «درخت گلابی» تقريبا چنین وضعيتی داشت. او نيز مثل هامون احساس تنهایی، بيهودگی و ازخودبیگانگی می‌کند. او  روشنفکری مايوس و سرخورده از فعاليت‌ها و مبارزات سياسی است که دچار انفعال، تلخی و افسردگی شده. منتهی برخلاف هامون که آدمی شلوغ و پرهياهو است، او شخصیتی آرام، متين و درون گرا دارد. هامون، روشنفکری رمانتيک و ايده آليست بود که با شکست آرمان‌هايش دچار بحران شد و به جنون و خود ويرانگری رسید اما محمود نسبت به او، شخصیتی متعادل‌تر و معقول‌تر است و به همین دلیل کارش به جنون نمی‌کشد. محمود نيز مثل هامون، در تمام طول زندگی اش به شکل‌های مختلف و از سوی آدم‌های مختلف تحقير می‌شود؛ میم، دختری که او دوستش دارد هميشه شعرهایش را مسخره می‌کند، پدرش او را کتک می‌زند، حکومت او را به جرم عقاید سیاسی‌اش زندانی و تحقير می‌کند. محمود، صدای پای عمر را می‌شنود و تلخی گذر زمان را حس می‌کند و در تاريکی باغ به دنبال پاسخی برای پرسش‌های فلسفی خود می‌گردد. او نيز همانند گوئيدوی «هشت و نيم» فلينی، نيروی زايش و خلاقيت خود را از دست داده و قدرت به پايان رساندن رمان خود را ندارد. میوه ندادن درخت گلابیِ باغ دماوند، تمثيلی از موقعيت محمود و سترونی ادبی اوست. او که روزگاری فضيلت روشنفکری را در اعتراض، انقلابی‌گری و تعهد سياسی و مارکسيسم می‌ديده، حالا به سرخوردگی و ياس فلسفی رسيده و دچار حس پوچی شده است. محمود، شاید همان آقای بديعی، روشنفکر «طعم گيلاس» کیارستمی است که دچار ياس فلسفی شده و سرخوردگی از ايدئولوژی‌های سياسی و انقلابی‌گری او را به سمت خودويرانگری می برد و به مرز خودکشی می‌رساند، هرچند محمود حرفی از خودکشی نمی‌زند اما در صحنه‌ای از فيلم يکی از دانشجويانش از او می پرسد: “آيا درسته که اين روزها فقط به مرگ می‌انديشيد؟” جز محمود، ميم، معشوق او نيز در «درخت گلابی» با رفتار شورشی اش، نوع لباس پوشيدن اش و کتاب‌هايی که می خواند، شمایلی از یک دختر روشنفکر چپِ انقلابی است.

    ساختار روايتی «درخت گلابی» نيز همانند «هشت و نيم»، از طريق فلاش‌بک‌ها بين زمان حال و گذشته در حرکت است. مهرجویی هیچوقت تاثیرپذیری اش از سینمای هنری و مدرنیستی اروپا و فیلمسازانی چون برگمن، فلینی و آنتونیونی را انکار نکرده است. او سینماگری مولف و مدرنیست بود که همانند همتاهای مدرنیست غربی‌اش، دغدغه های فلسفی و روشنفکرانه داشت و این دغدغه‌ها را با سبکی کاملاٌ مدرنیستی در آثارش تصویر کرده بود. سینمای مهرجویی، بازتاب ترس‌ها، اضطراب‌ها، تنهایی و بی‌پناهی انسان ایرانی در کشاکش بین سنت و مدرنیته اند. تصوير روشنفکر از خودبيگانه‌شده ايرانی را بيش از هر فیلمساز دیگری می‌توان در فيلم‌های مهرجويی جستجو کرد.

    مهرجویی فیلمسازی بود که دغدغه‌های شخصی و فلسفی خود را داشت و هیچگاه برای خوشامد و پسند فستیوال‌ها فیلم نساخت. فیلم‌های بعد از انقلاب او که بیانگر زندگی روشنفکران و طبقه متوسط و مدرن ایرانی بود، جذابیتی برای فستیوال‌های غربی و کارچاق‌کن‌های داخلی و خارجی آنها نداشت. آنها بیشتر دنبال جاذبه‌های اگزوتیک جامعه ایرانی بودند که در فیلم‌های مهرجویی غایب بود. به همین دلیل تقریبا هیچکدام از فیلم‌های مهم بعد از انقلاب او در فستیوال‌های مطرح دنیا به نمایش درنیامد و جایزه‌ای کسب نکرد. اما مهرجویی جایگاه معتبر و رفیعی در سینمای ایران دارد و این جایگاه را مدیون فستیوال‌های غربی و تایید کارگزاران و کارشناسان آنها نیست بلکه فیلم‌های شاخص و ارزشمند او سند اعتبار و شایستگی و ماندگاری اوست. یادش زنده باد.

    داریوش مهرجویی
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیاحضار تاریخ در تئاتر یا هانتولوژی مطرودین و فراموش‌شده‌ها / درباره‌ی نمایش «ادبیات» به کارگردانی محمود امین
    مقاله بعدی پر از درد و رنج و راز و عشق! / درباره فیلم «هامون» و راز محبوبیت آن
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.