Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    سینما یادداشت‌ها

    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد / نگاهی به «بنشی‌های اینیشرین» مارتین مک دونا

    پرویز جاهدپرویز جاهد۲۷ دی , ۱۴۰۱
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    بنشی‌های اینیشرین
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    مارتین مک دونا؛ نمایشنامه‌نویس و فیلمساز برجسته ایرلندی تبار با اینکه در انگلستان بزرگ شد اما آثارش انعکاسی از هویت و ریشه‌های ایرلندی او به ویژه فرهنگ و زندگی ساکنان جزایر آران است که به واسطه جغرافیای خاص و محیط جزیره‌ای آنها و جوامع کوچک به هم پیوسته به هم مرتبط اند. لحن ابزورد، طنز ویرانگر و خشونت، وجوه مشخصه مهم آثار مک دونا است و رفاقت، انتقام، شفقت، رستگاری و بخشش نیز درونمایه غالب آثار او به حساب می‌آیند. «بنشی‌های اینیشرین»، فیلم جدید مک دونا، یک کمدی- تراژدی تلخ درباره فروپاشی رابطه بین دو دوست قدیمی در یک روستای ساحلی در جزیره‌ای خیالی (اینیشرین) در ایرلند سال‌های دهه بیست است که در پس زمینه جنگ داخلی ایرلند روایت می‌شود، هرچند جنگ، محور اصلی داستان نیست و جز صدای شلیک توپ‌هایی که از دوردست شنیده می شود و گفتگوی کالم (با بازی برندون گلیسن) با مامور پلیس دهکده، هیچ نشانه دیگری از این جنگ در فیلم وجود ندارد.

    «بنشی‌های اینیشرین»، فیلمی غنی و عاطفی و چندلایه با رفرنس‌های تاریخی، فرهنگی و مذهبی است که به سبک همیشگی مک دونا با لحنی کمیک و طنزآمیز روایت می‌شود. فیلم، پلات مینی‌مالیستی ساده‌ای دارد اما دارای لایه‌های پیچیده و مبهمی است که فهم دقیق آنها نیازمند شناخت مخاطب از مفاهیم فرامتنی و تاریخی و فولکلوریک ایرلند است. ساختار روایی فیلم نیز ساده و خطی و بر اساس الگوی قصه‌های فولکلوریک و پریان است: روزی روزگاری در سرزمینی دور مرد کشاورز ساده لوحی بود که با خواهرش در کلبه‌ای زندگی می‌کرد و دوستی دیرینه ای با یک مرد ویولن زن تنها داشت. اما یک روز مرد ویولن زن به او می‌گوید که دیگر نمی‌خواهد او را ببیند و دوستی آنها به پایان رسیده است…»

    برخی عناصر قصه‌های فولکلوریک نیز در فیلم وجود دارد. عنوان فیلم (که نام قطعه‌ای موسیقی است که کالم می‌سازد) از یک اعتقاد قدیمی مردم ایرلند سرچشمه می‌گیرد: “ارواح مونثی که فریاد می زنند، ناله می کنند و سوگواری می کنند به نشانه این است که یکی از اعضای خانواده به زودی خواهد مرد.” همینطور پیرزن جادوگر و غیبگویی که آینده شومی را برای ساکنان جزیره پیش‌بینی می‌کند. پادریک (نام شخصیت اصلی نمایشنامه «ستوان آینیشمور» اثر مک دونا نیز پادریک هست)، این جوان روستایی ساده لوح (چیزی در مایه «آقای هالو»ی مهرجویی) هر روز راس ساعت دو برای دیدار با دوست قدیمی‌اش کالم و نوشیدن یک لیوان آبجوی سیاه رنگ گینس به میکده محلی می‌رود. تا اینکه یک روز کالم سر قرار نمی‌آید و پادریک می‌فهمد که کالم تصمیم به قطع ارتباط با او گرفته و دوستی آنها در معرض فروپاشی است. این تصمیم عجیب کالم برای پادریک غیرقابل فهم است و او را به شدت آزرده می‌کند. او پادریک را تهدید می‌کند که اگر بخواهد با او تماس بگیرد و حرف بزند، یکی از انگشتان خود را قطع خواهد کرد. اما پادریک این تهدید او را جدی نمی‌گیرد و خیال می‌کند که کالم دچار سوء‌تفاهم شده و به تلاش‌اش برای نجات دوستی خود با کالم ادامه می‌دهد. اما کالم در تصمیم خود جدی است چرا که هدف مهمی دارد و می‌خواهد وقت و انرژی خود را وقف موسیقی و آهنگسازی کند به جای اینکه با آدم “کودن” و حرافی مثل پادریک در میکده روستا بگذراند.

    خبر برهم خوردن رفاقت کالم و پادریک، در جزیره‌ای که هیچ اتفاق مهمی در آن نمی‌افتد و مردمش مثل آن زن مغازه‌دار برای شنیدن خبرهای تازه له له می‌زنند، مثل بمب صدا می‌کند وخوراک خوبی برای شایعه پردازان محلی به ویژه صاحب میکده و نیز کشیش روستا فراهم می‌کند.

    پادریک، آدمی ساده لوح و برون‌گرا اما به شدت عاطفی و با قلبی بزرگ است. شخصیتی که به شدت سمپاتی تماشاگر را برمی انگیزد. کالم نیز با اینکه شخصیتی مرموز، پیچیده و درون‌گرا است و کمتر اجازه می‌دهد تا مخاطب به او نزدیک شود اما می‌توانیم عمق تنهایی، ملال و اندوه را دریابیم. مردی که حالا در سن پیری به دنبال آرامش است و احساس می‌کند عمرش تلف شده و به بطالت رفته و حالا باید کاری بکند و اثری هنری و ماندگار خلق کند. شیبان (خواهر پادریک) برای پادرمیانی میان آنها از کالم می‌پرسد “تو از پادریک چی می‌خوای کالم؟”

    کالم: “سکوت. فقط سکوت.”

    شیبان: “باز هم یک مرد ساکت دیگه در اینیشرین. ای خدا.”

    تاکید مک دونا بر روی رفاقت و همدلی‌های انسانی در روزگاری که رفاقت‌های قدیمی و رسم‌های جوانمردی کم رنگ شده بسیار قابل تامل و ارزشمند است.

    با اینکه شکرآب شدن رابطه بین پادریک و کالم سوژه خوبی برای مردم جزیره شده اما هیچکس نمی تواند عمق ناراحتی پادریک و ضربه ای را که از این بحران عاطفی خورده درک کند. حتی کشیش روستا نیز وقتی به اعترافات کالم گوش می دهد به دنبال انگیزه هایی مبهم و گناه آلود برای فهم این بحران است و قادر نیست رفاقت عمیق انسانی بین دو دوست و انگیزه کالم را برای قطع این دوستی درک کند. کشیش موقع اعتراف کالم از او می‌پرسد: “آیا تو افکار ناپاکی نسبت به پادریک داری؟”

     اما ما به عنوان تماشاگر از رفتار و حرف‌های کالم می‌فهمیم که او دچار افسردگی شدیدی است و احساس می‌کند که ادامه رفاقت با پادریک افسردگی او را شدیدتر می‌کند. افسردگی، ملال و جنون البته در آن روستای دورافتاده که انگار انتهای جهان است، امر تازه‌ای نیست. خواهر پادریک در جواب کالم که می‌گوید برادرت آدم ملال‌آوری است و مرا کسل و افسرده می‌کند، می‌گوید “همه شماها توی این جزیره ملال‌آورید.”

    بیزاری کالم از پادریک و مصمم بودن او در قطع رابطه دوستانه‌اش با او از یک سو باعث افسردگی و انزوای پادریک شده و از طرف دیگر حس انتقام جویی را در او برمی انگیزد تا حدی که سعی می‌کند با ترفندهایی، دوستان جدید و شاگردان موسیقی کالم را از او براند.

    پادریک در بیان حرف‌ها و احساسات درونی‌اش ناتوان است و نمی تواند ناراحتی و دلخوری اش از کالم را بیان کند. در صحنه‌ای او به کالم می‌گوید:

    -“تو می دونی قبلا چی بودی کالم؟”

    – “نه نمی دونم.”

    – “تو آدم خوبی بودی و حالا می دونی چی هستی؟”

    – “نه نمی دونم.”

    – “تو آدم خوبی نیستی.”

    – “خوب بودن همیشگی نیست پادریک. هست؟ آیا بهت گفتم که همیشگی هست؟”

    در ادامه پادریک در جواب کالم که می‌گوید “تنها موسیقی، شعر و نقاشی و نام موتزارت باقی می‌مونه و بعد از 50 سال، دیگه کسی ما را به یاد نمی آره” (نقل به مضمون) می‌گوید: “من موتزارت را نمی‌شناسم. پس تئوری تو غلطه. فقط خوبی می مونه. مادر من زن خوبی بود. من او را به یاد می آورم. پدرم هم مرد خوبی بود و من او را به یاد دارم. خواهرم هم زن خوبیه و من برای همیشه او را به یاد دارم… من کوچکترین اهمیتی به موتزارت نمی دهم یا بوربووِن (او حتی نام بتهوون را نمی‌تواند درست تلفظ کند). من پادریک سویله بین هستم و مرد خوبی‌ام.”

    دیالوگ‌های مک دونا، فقط بار دراماتیک ندارند یا در خدمت روایت نیستند بلکه مثل همه کارهای نمایشی و سینمایی او، گاهی خصلتی کاملا ابزورد دارند:

    پادریک: “قطعه ای که ساختی خوب شده؟ اسمش چیه؟”

    کالم: “بنشی‌های اینشرین”

    پادریک: “ولی هیچ بنشی در اینشرین نیست.”

    کالم: “می‌دونم، فقط تکرار حرف‌های اس و اچ را دوست داشتم.”

    پادریک: “آره می دونم. اس و اچ در اینشرین خیلی زیاده.”

    کالم: “شاید بنشی هم باشه.”

    میزانسن‌های مک دونا نیز اغلب بر تنهایی و ملانکولی پادریک و کالم و همینطور خواهر پادریک یا جدایی بین پادریک و کالم تاکید دارد از جمله صحنه‌ای که کالم جلوی کلبه‌اش رو به دریا نشسته و قطعه غمناکی را با ویولون‌اش می‌نوازد یا صحنه زیبایی که پادریک در اتاق نشسته و الاغ مرده‌اش را بغل کرده و اسب او را می‌بینیم که از پنجره به آنها نگاه می‌کند. دقت کنید به شباهت این صحنه با صحنه‌ای که پادریک از پشت پنجره بخار گرفته میخانه با حسرت به همنشینی کالم با شاگرد موسیقی‌اش نگاه می‌کند. یا نمایی لانگ شات که آنها در جاده در جهت مخالف از کنار هم رد می‌شوند و کالم حتی نیم نگاهی به او نمی‌اندازد اما پادریک بعد از چند قدم می‌ایستد و با اندوه به دور شدن کالم نگاه می‌کند.

    «بنشی‌های اینیشرین”، درامی ساده و اگزیستانسالیستی است. تنهایی و ملال پادریک بعد از پایان رابطه دوستانه او با کالم به شدت غم‌انگیز است. او سعی می‌کند جای خالی کالم را در زندگی ملال آورش با کره الاغش پر کند. به همین دلیل حادثه‌ای که به واسطه دخالت کالم برای الاغ او پیش می‌آید، او را به سرحد خشم و جنون می‌رساند. به نظر می رسد که این داستان و این شخصیت‌ها برای مک دونا، جنبه‌ای تمثیلی داشته و در وجهی بزرگ‌تر، رفاقت نزدیک و دیرینه کالم و پادریک که ناگهان به طرز احمقانه‌ای به دشمنی میان آنها بدل می‌شود، تمثیلی از جنگ داخلی ایرلند است:

    کالم: “چند روزه صدای توپ ها نمی‌آد شاید صلح شده.”

    پادریک: “ولی فکر کنم دوباره شروع بشه و این چیز خوبیه.”

    مک دونا، موفق می‌شود ملال زندگی روستایی را نه تنها از طریق دیالوگ‌های هوشمندانه اش بلکه به کمک سبک تصویری فیلم و فضاسازی ملانکولیک اش با تاکید روی طبیعت سرد و دلگیر جزیره و آسمان ابری آن منتقل کند.  در این میان لباس‌های رنگی شیوبن (با بازی کری کاندون) خواهر پادریک در تضاد شدید با فضای خاکستری و کسالت‌بار زندگی او و افسردگی درونی‌اش است. محیط موهوم و رمزآلود جزیره و آدم‌های عجیبش به ویژه خانم مک‌کورمیک، جادوگر پیر روستا و پیش گویی‌های شوم او و خشونتی که در فیلم جاری است، یک نوع حال و هوای ماکابر به فیلم داده است و آن را تا مرز ژانر هارور می‌برد.

    رابطه پادریک با خواهرش شیوبن هم رابطه جالبی است که این سال‌ها کمتر در فیلم‌ها دیده‌ایم. شیبان مانند کالم دچار ملال و اندوه است و کتاب‌های غم انگیز می‌خواند. او از زندگی در جزیره و مردمان آن خسته شده و با اینکه برادرش را عمیقا دوست دارد و دلش برای او می‌سوزد اما در نهایت تصمیم به ترک او و جزیره می‌گیرد.  جز پادریک، جوان دیگری نیز در جزیره است که او هم آدم ساده دلی است و قبل صاف و مهربانی دارد. دومینیک با اینکه به ظاهر عقب مانده است اما نسبت به پادریک درک روشن‌تری از اتفاقات پیرامونش دارد. در جایی خطاب به پادریک می‌گوید: “اون مرد چاق، انگشت بریده اش را برای تو انداخت. شاید همه اینها به خاطر اینه که تو روی پای خودت بایستی.” دومینیک بی‌اخلاقی را تحمل نمی‌کند و وقتی می‌فهمد که پادریک برای اینکه شاگرد موسیقی کالم را دست به سر کند به دروغ به او گفته که پدرش مرده است، از او جدا می‌شود: “همیشه فکر کردم تو بهتر از بقیه‌ای اما الان می‌بینم که فرقی با اونهای دیگه نداری.”

    پدر دومینیک، مامور پلیس و آدم خشن، بی‌اخلاق و منحرفی است که پسرش را آزار می‌دهد. او به کالم می‌گوید که حاضر است برای شش شیلینگ و یک وعده غذا به مین لند برود تا مامور اجرای اعدام چند نفر باشد (مک دونا نمایشنامه‌ای با عنوان «مامورهای اعدام» هم دارد). او حتی نمی‌داند که محکومین به اعدام کی‌اند و به چه دلیل به اعدام محکوم شده‌اند. برای او فقط پولی که از این بایت می‌گیرد مهم است و اینکه همیشه دلش می‌خواست شاهد مراسم اعدام باشد و اینکه دار زدن را به تیرباران ترجیح می‌دهد.

    مک دونا به جای پرداختن مستقیم به مسائل سیاسی و تاریخی ایرلند، ترجیح داده که به طور تمثیلی به این مسائل بپردازد و به جای آن بر چالش‌های اخلاقی رابطه بین دو دوست و بحران اگزیستانسالیستی آدم‌های فیلم تاکید کند.  او موفق می‌شود تضادهای اخلاقی، عاطفی و گیج کننده زمان ما را در قالب داستانی ساده و ملانکولیک بیان کند. «بنشی‌های اینیشرین»، فیلمی ساده اما باشکوه درباره ارزش رفاقت و روابط سالم انسانی و تلاش آدم‌ها برای غلبه بر افسردگی، بیهودگی و ملال زندگی روزمره و خشونتی است که دنیای ما را به سمت نابودی می‌برد.

    بن دیویس، فیلمبردار فیلم، بیشتر صحنه‌های بیرونی را با نور طبیعی گرفته و صحنه‌های داخلی را نیز بر اساس واقعیت تاریخی زندگی مردمان جزیره که سال‌ها فاقد الکتریسیته بودند و از شمع و چراغ گازسوز برای روشنایی استفاده می‌کردند نورپردازی کرده است. به اعتقاد من «بنشی‌های اینیشرین» نه تنها یکی از بهترین فیلم‌های به نمایش درآمده در سال گذشته است بلکه بهترین کار سینمایی مارتین مک دونا بعد از فیلم درخشان کمدی ابزورد «در بروژ» است. بازی زوج هنری کالین فارل و برندون گلیسن، نیز یادآور حضور ماندگارشان در فیلم «در بروژ» است و هر دو شایسته بهترین تقدیرها و جوایز.

    مارتین مک دونا بنشی‌های اینیشرین
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیدرباره پینوکیو دل تورو
    مقاله بعدی «نه» گفتن؛ از سوسن تسلیمی تا به امروز
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.