Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما

    نمایش ترس در میزانسنی آزمایشی / درباره سریال آنها (بخش اول)

    پژمان خلیل‌زادهپژمان خلیل‌زاده۲۳ مهر , ۱۴۰۰
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    پس از سال‌ها غفلت و واپس‌زدگی در یکی از مهم‌تربن ژانرهای سرگرم‌کننده‌ی سینما – یعنی ژانر وحشت – با کالبد و چهارچوب روایی سینمای ایران، تیمی تازه‌کار با ایده‌های جذاب و نو برای پیوند دادن استاندارد ژانریک گونه‌ی «وحشت و رازآلود» در کانسپت روایی صمعی بصری رسانه‌های ما پا به میدان گذاشتند و سریال «آنها» را تولید نمودند. با رونق و پیشرفت خاصی که کالبد VOD‌ها و رسانه‌ی نمایش خانگی در این چند سال به خود گرفته‌اند و جنع کثیری از مخاطبان ایرانی را به سمت خویش جذب کرده‌اند، بلاخره شاهد یک حرکت ضدکلیشه‌ای در عرف ساختاری تولید برنامه و محتوا در شکل رسانه‌ای بودیم. سریال‌هایی که بر خلاف آثار مبتذل کلیشه‌زده‌ی ملودرام اجتماعی یا ملودرام عاشقانه بوده‌اند؛ از «قورباغه» هومن سیدی گرفته تا «زخم کاری» محمدحسین مهدویان و «هیولا» و «دراکولا» مهران مدیری. اما «آنها» ساخته میلاد جرموز و مهدی آقاجانی، یکی از مهم‌ترین اتفاقات بود، آنهم نه به واسطه‌ی ساختار و فرمش، بلکه به خاطر زایش یک الگوی قصه‌گویی دراماتیک با استانداردهای روایی سینمای وحشت که خیل عظیمی از مخاطبان سینما و تلویزیون طرفدارش هستند. به همین مثابه، مستقل از ضعف‌ها و آزمون و خطاهای پیرنگی یا تکنیکی سریال مزبور، باید جایگاهی که این اثر با همان اندازه و قواره‌ی خود به وجود آورد را مورد تشویق قرار داد و یک پیشنهاد جدی برای تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران باشد تا ادامه‌ی مسیر «آنها» را در کانسپت سریال‌های وحشت  یا رازآلود و معمایی-ماورایی ادامه دهند (البته با پیش‌برد خطی متعین و مستحکم تا به مرداب آثار دسته چندمی به اصطلاح ترسناک سال‌های قبل و یا کمدی‌-ابزوردهای صدا و سیما مانند احضار سقوط نکنند).

    ما در این مقاله‌ با دو بخش ، به ۱۰ قسمت سریال «آنها» خواهیم پرداخت که پنج قسمت اولیه را در بخش یکم و پنج قسمت ثانویه را در بخش دوم بررسی خلاصه‌‌واری می‌کنیم.

     

    قسمت اول – بت چین

    سریال آنها

    قسمت نخست در عالم حرفه‌ای سریال‌سازی استاندارد جهانی، معروف به ایستگاه پرتابی طلایی است، به خصوص برای آثار مینی‌سریال یا سریال‌های دارای حداقل تعدد قسمت در فصل اولشان. «آنها» با قسمت اولش که اگر آن را در کنار پازل قسمت‌های دیگر بگذاریم، بیشتر یک بخش تکنیکالیستی و پرحجم در ساحت رنگ و نور و حرکت تکنیکی دوربین است که فیلم‌ساز با جهت دادن خُرده‌قصه‌‌ی تک خطی‌اش می‌خواهد روی وزن فضادهی و آتراکسیون اتمسفر مانور دهد. اما این شروع غافلگیر کننده از طرف کارگردان و نویسنده‌اش کاملاً یک تعمد پیش‌فرضانه برای هجوم به ذهن خودآگاه مخاطب ایرانی‌اش است. این هجوم چگونه است؟! ما در قسمت اول شاهد روایتی غریب و تازه با چاشنی تم و مضمون سینمای وحشت عام در سطح کلانش هستیم. ترتیب دادن گره‌های داستانی به روش عملکرد کلیشه‌های ژانر ترسناک که مخاطب در ناخودآگاهش آن را چشیده است، اما چنین رویکرد و پردازشی را به طور خودآگاهانه در چهارچوب سینمای ایران انتظار ندارد. اینجاست که می‌گوییم انتخاب «بت چین» برای اوپنینگ اساساً یک جنبه‌ی معرفی مقدماتی از شیوه‌ای نیمچه استاندارد در سطح جهانی است و مخاطب با قسمت اول –  که آنچنان هم مایه و ملات چشم‌گیری ندارد – خود را در ورود پرچینی می‌بیند که تا به امروز توقع‌اش را از سینما و سریال ایران نداشته است. «بت چین» داستانی تک خطی است در مورد ورود یک قلم‌مو نفرین شده به خانه‌‌ی یک زن و فرزند کوچکش است که از پس حضور این عنصر تزاحمی – پراپ یا اکسسوآر متشنج ژانر وحشت – ناگهان همه چیز رنگ ترس و تشویش و بیگانگی به خود می‌گیرد. اپیزود آغازین بیشتر در جنبه‌ی ریتمیک خود هضم شده و با مرکزگرایی سوژه‌ها در حصار داخلی خانه یک بازی اشاره‌ای با هولِ آنی (نه ترس) انجام می‌دهد. فیلم‌ساز در این اپیزود بشدت بر محور نظم تکنیکالیستی صحنه و نور و تراکینگ‌شات‌هایش دقت عمل ظریفی دارد تا حدی که می‌خواهد با حرکت تکنیکی گویی در پوآن آغازین سریالش کارکرد دوربین و فهم منتظم کادر و قاب‌بندی و میزانسن‌دهی خطی و غیرخطی را به رخ مخاطبش بکشد و بگوید که با اثری دم‌دستی و باسمه‌ای همچون «عاشقانه» و «دل» و «ملکه گدایان» و «احضار» طرف حساب نیستید. اما با تمام رخ کشیدن‌های دوربین در «بت چین» که در صحنه حتی به جنبه‌ی متورانسن هم نمی‌رسد و فقط و فقط، لانگ‌تیک‌های با عمق میدان بالایش در تصاعد با نورهای قرمز و لاین-کدر، خاصیتی تصنعی تکنیکال را آگراندیسمان می‌کند، اما برای کلیت «آنها» نویدی از اثری قابل تامل برای مخاطب به وجود می‌آورد.

     

    قسمت دوم – نون و پنیر آوردیم

    سریال آنها

    پس از اپیزود اول، «آنها» در قسمت دومش با گامی قدرت‌مند وارد کارزار می‌شود به حدی که این قسمت یکی از پر بازدیدترین قسمت‌های این سریال می‌شود. فیلم‌ساز در همان برنامه‌ای که در بخش قبلی شرح دادیم، اوپنینگ را تصمیم می‌گیرد با شروعی تکانه‌مآبانه در حول ژانر عام وحشت آغاز کند تا مخاطب را وارد چالشی نماید که به او نوید دهد قرار است اثری غیرکلیشه‌ای در حد و حدود و چهارچوب ژانر نداشته‌ی ترسناک سینمای ایران ببیند. اما در اپیزود دوم کارگردان و نویسنده‌اش با هوشی درست و به موقع، سریعاً به سراغ قصه‌های فولکلور در اکولوژی و زیست جغرافیایی ما می‌روند و قصه‌ای آمیخته با خرافات و جادو و وهم از مدل ایرانی‌اش را برمی‌گزینند.

    «نون و پنیر آوردیم» حکایتی است از جنس داستانک‌های کلثوم‌ننه‌ای که در زیست‌گاه‌های روستایی  بیشتر رواج دارد. قصه‌ای آویخته بر تاریخی نامتنهاهی و غیرمعلوم از روابط میان اجنه و انس. جالب اینجاست که این مدل قصه را اکثراً هم‌نسلان ما به اشکال مختلف، بسته به نوع سبک زیست و محیط اکولوژیک جغرافیایی‌مان از مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها در کودکی شنیده‌ایم. داستان تعویض بچه‌ی انسان توسط از ما بهترون و نهایتاً تغییر صورت خاطیان به عنوان مجازات. حال با چنین مایه‌ای از یک داستان فولکلور عامیانه، فیلم‌ساز در «آنها» به شکلی منسجم و خوب تمام اسلوب درام‌نویسی و دراماتورژی ژانر وحشت را از جز به جز تا کل به کل تصویر و صحنه و روابط می‌سازد. آن دوربین برداشت بلند با تراولینگ‌های نرم در اتاق محصور قسمت اول، در اینجا به هیچ‌وجه منفعل نیست و در رفت و برگشت‌ها کاملاً از منظر تکنیکی با اجزای صحنه کمپوزیسیون دارد. با اینکه «آنها» از بازیگران ستاره و بولد شده‌ی سینما و نمایش خانگی استفاده نمی‌کند اما کارگردان به خوبی از همان بازیگران گمنام تئاتری و حتی نابازیگران آماتورش، به شکلی کنترل شده استفاده‌ی بهینه می‌کند؛ استفاده‌ای که در این چند سال گذشته کارگردانان الکی بساز و کنتور-انداز برای پروسه‌ی تولید (بخوانید همان طرح‌دستی نان در تولید است و نه در عرضه) نتوانستند از نیم دوجین بازیگر مثلاً چهره استخراج کنند. اپیزود دوم بدون هیچ وقت‌کشی و وقت‌فروشی (که این هم روشی است در دلالی تولید برخی آثار نمایش خانگی) سریعاً به سراغ اصل قصه و در شیفت روایی در پسِ یک سکانس، به کانون مسئله می‌رسد. استفاده‌ای که کارگردان در اینجا بار دیگر از تاریکی و بازی با کمپوزیسیون نورهای داخلی و خارجی می‌کند، دنبالچه‌ی ریتم فضادهی در قسمت اول است، اما ایجاد استرس و شروع تعلیق خیلی زود مخاطب را غافلگیر می‌کند. مخاطب به مثابه‌ی روایت راکد قسمت اول که بیشتر به بازخوردی انتلکتی و ویترینی شباهت داشت، در اپیزود پیش‌رو هم به طور پیش‌فرضانه حدسی در دایره‌ی فاعلیت خود می‌زد اما با شروع باز شدن درب آپارتمان و قرارگیری سایه‌ای کوتوله در کانون سیاهی، عملیات تعلیق و اساساً سوسپانس اتمسفر و چگالی به شکلی رگباری با ضرباهنگ تند استارت می‌خورد. در پرولوگ این قسمت با توضیح فرد جنگیر، اکنون ما می‌دانیم که آنها آمده‌اند برای قرارشان، و همین دانستن از پیش تعیین شده‌ی مخاطب، یک سوسپانس بزنگاهی را آن هم در تعیین یک زمان محدود ایجاد می‌کند.

    «نون و پنیر آوردیم» استفاده‌ی دیالکتیکی و هم‌سان از یک قصه‌ی فولکلور با چگالی سوسپانس پرضرباهنگ است که یکی از روایت‌های خوب در این چند سال گذشته در سینمای ایران با روایت ژانر ترسناک و به خصوص بکارگیری عامل متافیزیک با موجودات غیرارگانیک را به وجود می‌آورد.

     

    قسمت سوم – هورلا هورلا

    سریال آنها

    بعد از پرداختن به اصلی‌ترین رانه و المان فولکلور وحشت و بومی ایران، یعنی جن در قسمت دوم، فیلم‌ساز در سومین قسمت خود همان روند فولکلوریک با بسط دادن دقیق منطقه‌ای و محیطی، سیطره‌ی نگاه خیره تماشاگر را به بازخوانش اصیل‌تری از مقوله‌ی جن و جن‌زدگی انتقال می‌‌دهد. همانطور که در ژانر وحشت، گونه‌ی ماورالطبیعی اسلوب درام و ضرباهنگ ریتم و فضا استوار بر پارامتر مرکزی با حضور قدرتی فراتر از درک ذهن بشری قوام میابد به طوری که در طول تاریخ سینما اساساً چنین داستان‌های روانکاوانه‌ای برای مخاطب پتاتسیل زایش وحشت بر پرده را داشته است، به مثابه‌ی سنت‌های بومی و محلی و فرقه‌ای و زیستی، هر کشوری بر مبنای ذات داستان‌گویی‌اش به این گونه از ژانر وحشت می‌پردازد. در سینمای ایران ما به ندرت آثاری به شکل مستقیم و عریان و تخت در مورد پدیده‌ی جن‌زدگی و جن‌گیری سراغ داریم. آثاری که یا دست‌خوش خوانش‌های سیاسی و فرهنگی‌اند مانند: «سایه‌های بلند باد» اثر بهمن فرمان‌آرا و یا سویه‌ای مستندگونه با موضع و جبهه‌ی اگزوتیک و مستشرقی مثل مستند «زار» به کارگردانی ناصر تقوایی.

    اما پس از گذشت اینهمه سال از تاریخ سینمای ایران، میلاد جرموز از این پتانسیل قوی تماتیک در مسیر قصه‌گویی درست ژانریک در قد و قواره‌ی سینما و سریال ایران مسیری امیدوارانه را می‌گشاید. قسمت سوم با عنوان «هورلا هورلا» به زعم نگارنده بهترین قسمت سریال «آنها» است؛ اپیزودی بسیار کوبنده، جمع و جور، منسجم و به اندازه‌ی خود ترسناک و جذاب.

    جوانی فیلمبردار و کنجکاو وارد مراسم آئیتی مردم جنوب کشور بنام زار می‌شود که واگویه‌‌ی بومی و اینجایی همان جن‌گیری مرسوم کاتولیکی و کابالایی است. در این اپیزود ما به خوبی به کاراکتر پسر امروزی که بی‌اعتقاد است نزدیک می‌شویم و در روند کاملاً رئالیته‌ی فیلم ناگهان ورق به شکلی هولناک برمی‌گردد. کارگردان به بهترین شکل روایی ممکن با تمام محدودیت‌های فنی‌اش، به سویه‌ی روانکاوانه‌ی جن‌زدگی می‌پردزاد، پردزاشی که خوشبختانه به دام روشنفکری مرسوم ماتربالیست ما هم نمی‌افتد تا در انتها به هر جان کندنی باشد بخواهد اثبات کند که این جن‌زدگی نبود بلکه توهم بود. «هورلا هورلا» اتفاقاً برخلاف همین سیر، بدون هیچ دوربرگردان و مسیر انحرافی، به زیبایی مسئله‌ی جن‌زده شدن را برایمان قابل لمس می‌کند. وقتی پسر به حقیقت پی‌میبرد که با خوابیدنش، پرسونای جن‌زده‌اش در هیبت جسمانی او بیدار می‌شود، تماشای فیلم‌های ضبط شده، تبدیل به مسئله‌ی شکننده‌ی ما هم می‌گردد و در همین عمق است که چنان وحشتی به خودآگاه روانی مخاطب تزریق می‌گردد که آن کلوزآپ‌های صورت شیطانی پسر در ساحت جن‌زدگی ما را به وحشت درونی پرتاب می‌کند و این فکر حتی برای لحظه‌ای در وجودنان رعشه‌برانگیز است؛ که تو جرات نداری بخوابی، چون شیطان از جسم خواب‌ رفته‌ی تو سواستفاده و تجاوز متجسدانه می‌کند.

     «هورلا هورلا» پایان بشدت تکان دهنده‌ای دارد، پایانی که راه گریزی از زار نیست. فیلم‌ساز از چند المان در ترتیبی متقارن و متواتر مثل دوربین فیلمبرداری، تنالیته‌ی صدا، تکنیک جامپ‌کات و پرش‌های کلوزآپی، کاملاً استفاده هماهنگ و اندازه برحسب نیاز می‌کند.

     

    قسمت چهارم- عروسک مفت

    سریال آنها

    در قسمت چهارم پس از اپیزود موفق «هورلا هورلا» که واقعا داستان و فرم و پلات و ریتم را در خود به شکل منسجمی حل کرده بود و از سوی دیگر تم داستانش کاملاً ریشه‌ی بومی و فرهنگی ایرانی داشت، در قسمت چهارم، فیلم‌ساز مانند قسمت اول، یک داستان جهان‌شمول‌تر در ژانر وحشت را روایت می‌کند؛ قصه‌ای که در قواره‌ی سینمای جهانی مخاطب انواع مختلفش را دیده است که موفق‌ترین و مشهورترینش بدون شک سری آثار «آنابل» است که در این چند سال مخاطب بسیاری را از سراسر جهان به خود جذب کرد.

    «عروسک مفت» گرته‌برداری ناشیانه و کمی سرهم‌بندی شده از عروسک شیطانی «آنابل» است که وسیله‌ای است برای بازگشایی دوزخ و هم‌سانی کالبدی حضور شیطان. حال در این قسمت سریال «آنها» با چنین فرآیندی داستانگویی و ترسیم شخصیتی طرفیم. با اینکه مدت زمان محدود، بازگشایی تماتیک داستان کلی را از جانب فیلم‌ساز سخت می‌کند، اما ماهرترین سینماگران و هنرمندان با همین زمان کم، با هنر تصویر و فرم، اثر خود را بر سیطره‌ی درام و تاثیرگذاری اعمال می‌کنند.

    «عروسک مفت» در ترس لحظه‌ای در چندجا موفق عمل می‌کند، بخصوص در شروع و بازی با طبقات خانه و پردازش نور، اما تمام ارگانیسم فیلم غریب و کاهل است، به بیانی فونداسیون خام ارائه می‌شود و این اتمسفر نمی‌تواند شکل‌گرایی مثمرثمر از خود بروز دهد.

    بازی بازیگران بد و سرد و بی‌روح است، گویی کاراکتر در حال زور زدن اضافی به هر قیمتی است. اصلاً نقش مادر و مادرانگی در هیبت و زیستش هم مفت نمی‌ارزد، دوربین با او نیست و ما این سردرگمی را در پاگرد راهرو می‌بینیم که آن تلالو نور از پنجره بیشتر شبیه به نور فوتونیک مسیحی و کلیسایی است و فضا کاملاً شیفت می‌شود به «آنابل» و دنیای متروکش. فیلم‌ساز می‌توانست از چنین محرکه‌ای خارجی و شریر، رابطه و انسان بسازد، چون از پس ساختن انسان و مسئله است که تعلیق و سوسپانس زایش می‌شود و آن زمان مخاطب در طلسم جادوی تصویر شماست. «عروسک مفت» فقط در روبنا کارکرد بشدت سطحی و گذری دارد و در زیربنا بر روی آبی راکد رها شده است و به اینسو و آنسو می‌پلکد. ما از عروسک هیچ زیست انگاره‌ی درست در منطق متافیزیکش نمی‌بینیم، مثلاً تکان‌های بسیار کم سر عروسک آنابل در آن فضا یک زیرساخت ایجاد می‌کند (مستقل از اینکه آن هم فیلم رو هوایی است) و از همه مهم‌تر، نگاه آنابل خیره‌کننده‌گی میخکوب‌کننده دارد و حداقل در سطح و جهان خطی سرگرمی آدمی را دچار انحلال آرامش می‌کند، اما در اینجا با عروسکی پارچه‌ای و بی‌ریخت طرفیم که نه ریخت ساختاری دارد و نه گزاره‌ی ایجابی در لحظه، فقط عروسکی است شل و وا رفته که مثلاً شیطانی شده یا جنی شده یا امکان‌السبب جادو است؟؟!!؛ همه‌ی اینها در گیومه باقی می‌ماند.

     

    قسمت پنجم – همه‌چی تمام

    سریال آنها

    سریال «آنها» در ادامه‌ی مسیر سرگرم کننده با ناهمواری‌های غیرمسطج زیستی در تکنیک و ساختار فراگیر، به اندازه‌ی بضاعت موجز و جزئی‌‌اش به قسمت پنجم می‌رسد. فیلم‌ساز در راستای متر مبنایی که از ایتدا تعیین کرده بود که حول داستانک‌های پر رمز و راز بود اینک در اپیزود پنجم به سراغ داستانی می‌رود که سرچشمه از گذشته دارد. «همه چیز تمام» تم داستانی‌اش بسیار شبیه به قصه‌ی فیلم «اثیری» اثر محمدعلی سجادی است؛ عروس قبلی خانواده به نوعی برای عروس جدید رخ می‌نماید و می‌خواهد پیغامی به او‌ بدهد. در «آنها» با قسمت پنجم دقیقاً با چنین رویکردی طرفیم اما ضعیف‌تر و گنگ‌تر.

    «همه چیز تمام» قالب کاربردی‌اش در حیطه‌ی درام و بازگویی سوژه بسیار ضعیف عمل می‌کند تا جایی که نمی‌تواند حتی تیپ‌ها را هم دربیاورد. کاراکترها بیشتر ویترینی هستند و کنکاشت درست و موجزی نداریم. آنتاگونیسم ماجرا که همان زن شبح در لباس عروس است در چند نقطه‌ی کلیدی از رونمایی وجود خود به درستی القای بصری و دراماتیک ندارد و فیلم‌ساز با نور و بسامدهای اختلالی صوتی و مونوتن‌های مشعشع می‌خواهد حس ترس بسازد که بیشتر تکنیک و پرش‌های صوتی است. استحکام خط روایی به درستی برایمان مقوله‌‌ی منسجم پیرنگ ریتمیک ایجاد نمی‌کند و دائماً همه چیز بر گزاره‌های مسکون جریان دارد. دوربین چند حرکت ایجازی خوب در محور تکنیک ایفا می‌کند مانند بازی با حریر لباس عروس یا در فورگراند قرار دادن ساحت اشیای مورد نظر، اما کارکرد کششی و مجذوب در کلیت ندارد. «آنها» در این قسمت می‌خواهد آنهایی را به نمایش بگذارد که از خراش‌های گذشته‌ی هر فرد می‌تواند پلی به آینده و زمانه‌ی حالش باز کند اما در «همه چیز تمام» دقیقاً نقش استعلایی این پل و چگونگی و چه بودن این رابط مواصلاتی مشخص نیست. با یک گره‌ی ناچیز کلی روبرویم که نه بسامد پرضرباهنگ دارد و نه خاصیت ایجابی پر تحریک، فضا هم به درستی برای تماشاگر نقش القاگر ایفا نمی‌کند.

    شخصیت‌ها گنگ‌اند و استعلام درستی مابین پروتاگونیست بودن و یا آنتاگونیست شدن ندارند. مثلاً در «هورلا هورلا» شاهد یک تیرگی و دفرمه‌گی بسیار خوب و مطنطن بودیم که همه چیز را به شکلی کششی جلو می‌برد، اما در «همه چیز تمام» همه چیز اساساً فدای یک آتراکسیون تک اکتی، یعنی حضور نمایشی و ویترینی عروس مرگ است و کارکرد هوازی صدا و ترس ساطع شده از هول آنی، تمامیت را الکن می‌کند.

    ما برای تاثیر گرفتن از شخصیت شبح باید ابتدا به خوبی به کاراکتر مرد نزدیک شویم و سپس چگالی برایمان یک حالت دو‌طرفه و دوگانه بسازد اما در این قسمت خبری از چنین فرآیند سازشی و ساختی نیست. همه چیز حول یک اکت و محور دیالوگ‌هایی گنگ با چند عکس‌العمل مثلاً وحشت عروس خانم جدید همراه است. فیلم‌ساز می‌توانست به خوبی بر روی فتیش اشیا و رابطه‌ی همگنی آن با فضای دوگانه‌ی موجود، رابطه‌ای چند لایه ایجاد نماید که این مهم صورت نگرفت و عروس مرگ ما همچون اشباحی کرایه‌ای به اینور و آنور سرک می‌کشد، که چقدر این سرک کشیدن‌ها هم بد است. دوربین لحظه‌ای آرام نمی‌گیرد تا به ما اکت نمایشی از جانب شخصیت نفرین شده نمایش دهد و فقط آن پلان پایانی به تکرر موجودیت و سوژه‌ی گسست وام‌ بلاتغییر در عامرانگی ترس می‌دهد.

    اپیزود «همه چیز تمام» چیز تمامی ندارد که حال بخواهد کامل باشد یا نیمه کامل؛ چون اساساً ماقبل سوژه می‌ایستد و فاعلیتی اخته شده را دامن می‌زند.

    سینمای وحشت آنها سریال آنها
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیضایعات هالیوود / درباره فیلم جوخه‌ی خودکشی (The Suicide Squad)
    مقاله بعدی نمایش ترس در میزانسنی آزمایشی / درباره سریال آنها (بخش دوم)
    پژمان خلیل‌زاده

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.