Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما

    گالری نقد / قسمت سوم: آستانه زندگی

    پژمان خلیل‌زادهپژمان خلیل‌زاده۵ بهمن , ۱۴۰۲
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    آستانه زندگی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    نام فیلم: آستانه زندگی – 1958

    کارگردان: اینگمار برگمان

    منتقد: اریک رومر

    مجله کایه‌دو سینما – شماره 94 – آوریل 1959

    دیدن یا ندیدن

    هر ماه تقریباً یک فیلم جدید از برگمان بر سر در سینماهای شهر به ما پیشنهاد تماشا می‌شود و بدون شک، این اشتراک از بهترین معاملاتی است که عاشقان سینمای پاریسی در چند ماه گذشته به آن دست یافته‌اند. اما عاشقان سینما اصولاً حالتی افراط‌گرا و در اغلب موارد احساسی و جوگیرانه عمل می‌کنند، و از تضمیناتی که در رابطه با لذتی که از یک اثر برداشت می‌کنند، سریعاً واکنش نشان داده و نقطه نظرات موقت و لحظه‌ای آکنده از ناراحتی‌های موضعی از خود بروز می‌دهند که این امر شامل هر سینماگر و هنرمند بزرگی می‌تواند گردد. برگمان در همه جا، اعتبار دارد اما این اعتبار، مخالفان را بی‌قرار نگه می‌دارد که بدیهی است ما از ارزش‌های موقتی آن‌ها متعاقباً دور نیستیم، زیرا ما همواره اعتراض‌گر بوده‌ایم و به طولانی شدن این وضعیت نیز باور داریم.

    در نامه‌های دریافتی از جانب خوانندگان مجله به مناسبت فهرست ده فیلم برتر سال، واکنش‌هایی مشاجره برانگیز و تندی در برخی از نامه‌ها نسبت به متون و محتوای کایه‌دو سینما دیده می‌شد. برخی از خوانندگان برگمانولتری(برگمان‌گرایی متناقض) ما را تقبیح کردند، یکی دو نفر حتی تا آنجا پیش رفتند که نویسنده نقد “مهر هفتم” را به سیاه‌ترین شکل ممکن به لجن کشیده بودند. با این وجود چه بهتر از این که با نقد مواجهه شویم؟! هیچ چیز افسرده‌کننده‌تر از استعانت از دلایل قابل قبول نیست. من به این مخالفان توهین نمی‌کنم و آنها را اولترا سینه‌فیل‌های دمدمی مزاجی می نامم. من به آنها می گویم که اتفاقاً برگمان آنچنان در ترازبندی خاص و ویژه کایه درجه‌بندی و طبقه‌بندی نمی‌گردد

    (*مترجم* منظور رومر به طبقه‌بندی ویژه و خاص چند فیلمساز مشخص با عنوان “مولف‌های همیشه مولف” در متر ارزشگذاری کایه‌دو سینماست که اصطلاحاً به این چند فیلمساز ویژه از دید هئیت تحریریه مجله، “فیلمسازان معبد پانتئون کایه‌” گفته می‌شود، سینماگرانی همچون: جان فورد، هاوارد هاکس، نیکلاس ری، آلفرد هیچکاک، کنجی میزوگوجی، ژان رنوار، روبرتو روسلینی، ارسن ولز، چاپلین، ساموئل فولر، روبر برسون و چند کارگردان دیگر که با برچسب مخصوص سینماگر مولف نزد منتقدان و نظریه‌پردازان فیلم این مجله ستایش‌های پر طمطراق در چندین شماره شده‌اند و همیشه به عنوان نوعی منبع یا مآخذ فرمالیستی و تماماً سینمایی/هنری مورد ارجاع قرار می‌گیرند**)

    حتی اگر این درست باشد که ما اولین کسی بودیم که درباره او خواندیم و نوشتیم این به سادگی ثابت می‌کند که ما فرقه‌گرا نیستیم. مطمئناً در سینمای او جنبه‌های زیادی وجود دارد که نمونه‌ای از آن چیزی است که ما در جاهای دیگر راجبش نطق کرده و صفحات سیاه کرده بودیم، که برای ارجاع ظریف و متقن به شماره‌های سابق مجله می‌توانم در دو کلمه خلاصه‌اش کنم: باستان‌گرایی و ادبیات. اما در نهایت بازنگری در قضاوت.های عجولانه برای ما کمترین وظیفه است.

    منتقدان و مخالفان می‌گویند یکی از شکست‌های ما (این بار از جنبه‌ای کاملاً متفاوت) این است که دوست داریم کمتر درباره یک فیلم صحبت کنیم تا درباره خود سینما. باید در محتوایی کاملاً ژورنالیستی به این امر اشاره بارز کنم که گفتن “این سینماست!” از آنجایی که دیگر مد نیست، ما در فحوای کانتکستِ مفهومی مجله فرمول دیگری برای جایگزینی آن پیدا کردیم یعنی؛ «سینما همین است!». هیچ فیلمی اگر مثال زدنی نباشد وارد کانتکست تعریف شده ژورنال  ما نمی‌شود. مهم این است که بتوانیم این کار طولانی تعریفی و استعلایی در بستر امر ژورنالیسم سینمایی را که اولین گام‌های آن با مرجعیت آندره بازن تئوریزه و رهبری داشت را همچنان ادامه دهیم. اما سینمایی که برگمان به ما ارائه می‌دهد چیز جدیدی برای آموختن به ما ندارد یا حداقل این چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. حتی اگر بعداً دریابیم که مناسب است این نگاه سطحی و ظاهری را بازبینی کنیم. اجازه دهید تشخیص دهیم که این کارگردان ما را به عنوان یک فیلمساز، و حتی یک نویسنده مجذوب خود می‌کند. اینطور نیست که او بیش از هر کس دیگری در اعتماد به نفس تجمل به خرج دهد و به ژست کاذب تن دهد. برعکس، برگمان بسیار کمتر از برخی فیلمسازان پیشین و بسیار قدیمی خود، درباره امر خودوارگی هنری و تشخص عام مولف بودن با وسواس‌هایش فاش گشته و همه چیز او در سطح و ظاهر لو  می‌رود

    اما این جهان شخصی که مثلاً اشتروهایم یا استرنبرگ ما را به آن معرفی کرده بودند، جهان یک هومو-سینماتوگرافیک بود، یعنی موجودی که تماماً توسط آنها ساخته شده یا به آنها داده شده است. اگر برگمان فقط با اعترافات خود ما را غنی می‌کرد، نمی‌توانستیم او را اولین دراماتورژ اقتباسگر از رمان/تئاتر  بر صفحه نمایش بنامیم. اما در این هنر، که جوهر آن نمایش دادن دراماتیک است، “نمایش دهندگان”در اسلوب هنری من، هنوز متعلق به کلاسیک‌هاست. او بنابراین یک رمانتیس است و شاید اولین رمانتیسین باشد، به طوری که می‌توان به طور مطمئن‌تر یا بیشتر مطابق آنچه ژان دومارچی می‌گوید، با تعریفی که هگل ارائه داد در او، تقطیع و همجوشی دیالکتیکی به صورت واضح بین فرم و ایده مشاهده می‌کنیم.. در تمام فیلم‌های دیگر برگمان که شایسته این نام هستند – حتی بی‌ارزش – فرم قابل توجه است، و در ساختار و بطن آثارش به طور خودجوش یک دید ساده و دقیق از جهان را تأیید می‌کند که حال می‌تواند خوش‌بینانه یا بدبینانه باشد و همینطور در فرگشتی دیالکتیکی به امر مادی‌گرا یا معنویت تطبیق دراماتورژیک داده شود. خلاصه اینکه سینما همیشه خواه ناخواه فیلسوفی تحسین برانگیز را همچون برگمان به منصحه ظهور می‌رساند. مابعدالطبیعه نزد برگمان نیز شاید چندان پالوده نشده باشد، اما آگاهانه است. تصویر در بیشتر اوقات در جهان برگمانی تایید کننده مستقیم و واضح نیست اما از سوال و چالشی خودبنیاد پشتیبانی می‌کند که باید به صراحت از قبل پرسیده شده باشد (*مترجم* به بیانی همان دستگاه میل در مکانیسم دال و مدلول در برابر الت و معلول که وارد یک سیستم دیالگتیکی محضِ ماتریالسستی شود) در جهان سینمایی برگمان سئوال‌ها و چالش‌ها در مدد تصویر و دراماتورژی فرمی، به صورت مکرر و پی در پی به جای تظاهر، تثبیت عینی و ذهنی می‌شوند. به همین دلیل سئوال‌ها در دنیای سینماتوگرافی برگمان دارای اعتلای درجه و ارزش خودبنیادینی هستند و تا مرز قداست و امر قدسی پیش می‌روند.

     مرگ چیست؟ ، زندگی چیست؟ این سؤالات در یک فیلم و یا هر فیلمی ممکن است در ما بیدار شوند اما به طور تصادفی و بدون داشتن قوانین اخلاقی این پارادایم خوانشی و تفهیمی و ایجابی رخ می‌دهد ولی برای برگمان، این موضوع تنها شامل تماس مشترک درباره مرگ (مانند مهر هفتم و توت فرنگی‌های وحشی) یا زندگی نیست، بلکه در مورد کیفیت اخلاقی، یعنی مربوط به رفتار ما در هر دو مورد است. برای هدایت ما در مورد واقعیت موضوع در “آستانه زندگی” این دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها کاملاً ضروری هستند، اما به تنهایی کافی نیست تا این فیلم را به یک فیلم بزرگ تبدیل کند. می‌دانیم که متن این اثر برای اولین‌بار در مورد برگمان، سناریویی است که از شخص دیگری وام گرفته شده است، یعنی ایزاکسون رمان نویس. اما با این وجود که فیلمنامه بر مبنای یک منبع ادبی/رمان است ولی در واقع برگمان آن را در دراماتورژی نمایشی از آن خود ساخته است، البته روی کاغذ به نظر ما قابل نقد و کم اشکال نیست، درست مانند سناریوهای دیگر دارای مشکلاتی می‌باشد که بدیع هستند. مثلاً ماجراجویی‌های موازی و متنوع این سه قهرمان از دام‌های تیپ‌سازی در امان نیست. یکی از زنان (اینگرید تولین) سقط جنین می‌کند و آن را مجازاتی برای رابطه و بچه‌دار شدنِ بدون عشق در نظر می‌گیرد.

    دومی (اوا دهل بک) به وضوح بی‌تابی خود را برای مادر شدن بیان می‌کند اما متعاقباً ظلم سرنوشت را با به دنیا آوردن فرزند مرده‌اش می‌سنجد. سومی (بی بی اندرسون) که مادر شدن را نمی‌خواهد، سرانجام سرنوشت محتوم خود را می‌پذیرد. این دربِ سه‌گانه با طریقیت روایتیش در واقع دربِ ورود به ملودرام است، اما ملودرام در شرایطی واقع می‌شود که لحظات بزرگ زندگی، از جمله آغاز آن، به خطوط بی‌قص نیاز داشته باشد و موقعیت‌های بغرنج انسانی و اخلاقی را برانگیزاند.

    من از کلمه در جمع استفاده می‌کنم تا نشان دهم که کاربرد آن در حوزه روانشناختی بیشتر از حوزه فیزیکی و ماتریالیستی است. برگمان کمتر از هر کس دیگری بر روی زمین، از تصاویر خشن نمی‌ترسد. اما برتری این فیلم نسبت به همه آثار واقع‌گرایانه و نئورئالیستی کنونی در دیگر کشورها حقیقتاً جسارت متنی و تماتیکش نیست، بلکه این فیلم به ما کمک می‌کند تا این فضیلت بزرگ را در کارگردان تشخیص دهیم که یک صداقت آرام و خالی از هر آرزوی تحریک در کنش‌گرایی وی دیده می‌شود، امری مفروض که اکثربت به یقین فیلمسازان حتی افراد قوی از نظر سینما، یک ذره حس شور یا ذوق و شیطنت برای تصویرگرایی مفهوم میل به مثابه لذت شهوانی و اروتیک را در بسترسازی‌های دراماتیک خود از وجودشان نشتی می‌کند به حدی که بعضاً برای سینماگران بزرگ (مثلا بونوئل یا فلینی) اینگونه لذت نافرمانی را به یک خصوصیت طبیعی در  هنرشان در نظر گرفته‌ایم و آن را فاکتوریل مهم سبکی‌شان بر شمرده‌ایم. این مدل فیلمسازها (مثل هیچکاک)، همان طور که می‌گویند، از “سرگرم شدن با نگاهی از سوراخ قفل در پشت دربی بسته” لذت می‌برند و به آن افتخار می‌کنند، اما با این وجود در فیلم‌های برگمان به شکل تعمدی از چنین کانتکست و اتمسفری دم به دم فاصله خواهیم گرفت حتی به زعم ابتذالیتی اندک هم چنین دینامیسم پارامتریکی شاهد نخواهیم بود و از بستر سطحی و ظاهری حتی در بدترین و ضعیف‌ترین فیلم او هم  نه چنین پارادایم دراماتیزه شده‌ای سراغ داریم و نه روحیه گزارش‌نویسی هم وجود دارد. شگفت‌انگیز و منحصر به فرد در اینجا، عدم وجود هرگونه نگاهی است که به اندازه ای موجه است، نه تنها برای کنجکاوان، بلکه برای پزشکان و جامعه‌شناسان؛ ما این زنان را با دید این زنان می‌بینیم. ما با آنها هستیم، هرگز پشت در نیستیم و نخواهیم بود تا از سوراخ کلید دید بزنیم.

    آستانه زندگی

    ما تماشاگران خردسال و بزرگسال، صحبت‌ها و حس و حال بدن خود را به طور کامل با یکدیگر به اشتراک می‌گذاریم و دست بسته در معرض دیده شدن مستقیم (نه چشمران) بر صندلی‌ها رو به پرده نمایش به شکل ایستا در سکون بسر می‌بریم. (دیده شدن و دیدن در کانون تمرکز ایستایی و سکون بدن/چشم/حس)

    گفته شده است که برگمان یک هنرمند بی‌نظیر در ترسیم زن است. اما این کافی نیست: او دیوار تفکیک جنسیت را از میان برمی‌چیند، حتی در این فیلم که اینجا درباره یک داستانی است که توسط یک زن روایت می‌شود، ولی امر جنسیت‌زدگی تک بُعدی برقرار نیست، و اصولاً باید گفت که اینگونه رفتار عدم تفکیک جنسی درباره همه داستان‌های قبلی که تنها برگمان خلق کرده است صدق می‌کند.

    همذات پنداری تماشاگر با شخصیت بر اساس همدستی جنسی یا همزیستی جنسیت‌زده نیست، بلکه بر اساس احترام و احساس انسانیت است.

    این فیلم که دوست دارم از لحاظ اخلاقی در موردش صحبت کنم، در عین حال تمرین سبکی برای یک مولفِ در حال سبک‌مدار شدن می‌‌تواند طبقه‌بندی شود. البته به معنای شریف کلمه. مسلم است که برگمان، رها شده از وظیفه خلق داستان، توانسته است صحنه پردازی خود را به عنوان یک کل منسجم و تقریبا آزاد، بهتر سامان دهد.

    ما از ابتدا تا انتها یک اختراع شگرف از جزئیات را مشاهده می‌کنیم، به‌ویژه با توجه به بازی بی‌بی اندرسون که سرشار از میل و ایجاد حس طبیعی است. برگمان که فراموش نکنیم نویسنده هم است و در عین حال کارگردان تئاتر هم می‌باشد، لذت ناب بازی برای نمایش را در خود به شکل عجین شده و توامان هنری/نمایشی همراه دارد و از این طریق لبه‌های تا حدی تیز داستانی را که برایمان تعریف و دراماتورژی نماشی و بصری نموده، به شکلی تماماً همذات‌پنداری شده برایمان دست‌یافتی و نرم و گرم می‌کند. صحبت کردن درباره این فیلم آسان نیست، زیرا دو احساس متضاد را در ذهن ما به جا می‌گذارد. از یک جانب، خود موضوع ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به ما حسی عمیق‌تر از احساسات بدنی می‌دهد. اما در عین حال، ما تعجب می‌کنیم که کارگردان چگونه با استفاده از یک موضوع ناخوشایند و گاهاً به عنوان یک عنصر بهانه در نظر گرفته شده، اینگونه موفق عمل می‌کند. به همین دلیل است که برای پایان، به آنچه در ابتدا گفتم، درباره رمانتیسم بازخواهم گشت؛ آنچه در مورد برگمان ما را شگفت زده می‌کند و سپس کم کم ما را به وجد می‌آورد وجود دو نوع ایده با منشأ متفاوت در آثارش است. اولی ایده‌هایی به معنای محدود کلمه، مفاهیم انتزاعی است که می‌تواند بر روی کاغذ یافته‌های فیلمنامه‌نویس صورت‌بندی شود. دومی هم تصاویر و مواردی که به صحنه‌سازی در می‌آید و قوام و استیلای فرمیک به ساختار متنی- بصری می‌بخشد.

    بعضی از آن‌ها و برخی دیگر به لحاظ قوت خود پیشرفت می‌کنند، کمی شبیه دو ارتعاش با فازهای مختلف که در حال بازی گیج‌کننده‌ای از تداخل و کنش‌گری دینامیک هستند. از نظر قوانین هنر، این یک نقص است، اما کارگردان ما آنرا قابل تحمل می‌کند، نه با قدرت هنر، بلکه با ریاضت. شاید حتی نگاه و ایده در او نسبت به دیگران دقیقاً همان روابط را ندارند.

    این تصویر، تصویر اصلی نیست، شیوه‌ی عبارت معمول است. تنها به عنوان استثنا استفاده می‌شود، استثنایی که ممکن است به اندازه‌ی تمام پلان‌های فیلم باشد، اما با این حال استثنا است.

    همانطور که می‌توانیم در برخی از فیلم‌های هیچکاک از «گذری به گفتمان» صحبت کنیم، در اینجا با یک انتقال واقعی رو به تصویر مواجه هستیم که می‌توان «گذر به رانه بصری» بنامیمش . لحظه‌ای که تصاویر شکوفا می‌شوند دقیقاً همان لحظه‌هایی هستند که در رمانی که می‌توان از فیلم برداشت کرد، در آن‌ها نیز شکوفا گشته‌اند، هرچند با شدت کمتر. اگر در گهواره-کشوهای آنها ردیفی از نوزادان را می بینیم، اینجا جایی نیست که سینما به راحتی به چشم ما خطاب می شود؛ اگر گریه‌های آنها را می شنویم به این دلیل نیست که فیلم با موسیقی متن ارائه شده است. نه، بلکه به این دلیل است که برای ما و برای قهرمان، یک احساس دیداری یا شنیداری به شکل مولد مجازی، نقطه‌گذاری کانونی می‌گردد که به عنوان یک احساس نشان داده شده است. اعتراف می‌کنم که اگر قبلاً “توت فرنگی‌های وحشی” را ندیده بودم (داستان مردی است که جوانی خود را در اندیشه مرور می‌کند) این تصویر کانونی و مرکزی الهام بخش من نمی‌شد و برایم غریبه می‌ماند.

    “در آستانه زندگی”، با نگاه اول، احساسی از دراماتورژی زاهد مآبانه مانند درام‌های درایر یا برسون را به ما انعکاس می‌دهد، اما اگر فقط در این کانسپت اثر و مابه‌ازای فرمی آن را بسنجیم قطعاً توانایی واقعی برگمان را نادیده خواهیم گرفت. من معتقدم رویکرد او برعکس آنهاست؛ برگمان واقعیت را بر اساس الزامات هنر، خالص نمی کند. آنچه پاک است اولاً نگاه اوست. او هرگز تسلیم وسوسه دیدن یا دیدن دیگران برای لذت آن نمی شود. بنابراین، می‌توانیم تمام کارهای او را به‌عنوان جستجوی دقیق‌تر، اما مضطرب و ناامیدکننده‌ای برای بی‌گناهی خاصی در نظر بگیریم، که از زمان وجود سینما از دست رفته و انسان را برای انسانیت ساخته است. در هر انحرافی در هر یک از فیلم‌های برگمان، من این تصور را دارم که مستقیماً وارد یک بهشت سبز مجازی و ایمانی شده‌ام.

     

    دسترسی به مطلب پیشین:

    ۱- اوردت – ۱۹۵۵

    ۲- خانه بامبو – ۱۹۵۵

    اینگمار برگمان اریک رومر کایه دو سینما گالری نقد آستانه زندگی
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلینقش ارمنی‌ها در سینمای ایران
    مقاله بعدی صد فیلم: ۳۲- «نامه یک زن ناشناس»؛ افسون حرکت دوربین
    پژمان خلیل‌زاده

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.