Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ادبیات

    نقد استبداد و قدرت در «چهار صندوق» بیضایی

    پرویز جاهدپرویز جاهد۱۰ مرداد , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    «چهار صندوق»، نمایشنامه‌ای دو پرده‌ای و یکی از نمادگراترین نمایشنامه‌های بیضایی است که دارای مضمونی سیاسی و انتقادی است. این نمایشنامه، از نخستین نمایشنامه‌های بیضایی است که برای اولین بار در سال 1346 در جُنگ «دفترهاي زمانه» به چاپ رسيد اما بعد در سال 1358 به وسیلۀ انتشارات روزبهان منتشر شد. بیضایی در «چهارصندوق»، با زبان و رویکردی نمادین؛ به نقد قدرت و استبداد در یک جامعۀ فرضی و رابطۀ قدرت و حاکم خودکامه با مردم و اقشار گوناگون در این جامعه می‌پردازد. نمایشنامه؛ پنج شخصیت اصلی دارد که چهار تن از آنان به عنوان «نفرپوش» ظاهر می‌شوند و هر کدام از نفرپوش‌ها، با رنگ خاصی مشخص شده و نمایندۀ یک قشر خاص اجتماعی‌اند. علاوه بر این چهار تن، مترسکی هم در نمایش هست که این چهار تن برای مقابله با خطرات و تهدیدات احتمالی، آن را خلق کرده‌اند.

     «چهارصندوق» با اینکه اثری نمادگرا است، اما درونمایۀ سیاسی و انتقادی آشکاری دارد و نقدی بر فضای سیاسی اجتماعی دهۀ چهل ایران و نیروهای اجتماعی و سیاسی فعال در آن روزگار است اما رویکرد فراتاریخی، اسطوره‌ای و نمادپرداز بیضایی باعث شده که این نمایشنامه نیز همانند بیشتر آثار او محدود به دورۀ تاریخی خاصی نشده و همواره طنین تازه‌ای داشته باشد. بیضایی «چهار صندوق» را بر مبنای نمایش‌های سنتی ایرانی مثل تخت حوضی یا سیاه بازی (مجلس تقلید) نوشته است. نمایش‌هایی که در آنها به نوشتۀ بیضایی در کتاب «نمایش در ایران»، ضمن نمایاندن مفاسد سطحی مردم، افراد طماع و مال‌پرست مورد هجو قرار می‌گرفتند. هنر بیضایی در «چهار صندوق» همانند دیگر آثارش، استفادۀ خلاقانه از عناصر و شیوه‌های نمایش‌های سنتی ایرانی مثل تخت حوضی، نقالی، سیاه بازی و تعزیه است. بیضایی با شناخت و تسلطی که بر ساختارها و قالب‌های نمایش‌های سنتی و کهن ایرانی دارد، به شیوۀ مبتکرانه‌ای ضمن استفاده از  این قالب‌ها و فرم‌های سنتی، آنها را تغییر داده و به شکلی مدرن و در ساختارهای جدید در آثارش به کار می‌گیرد. به عبارتی او از ظرفیت‌های بیانی و دراماتیک نمایش‌های سنتی ایرانی برای بیان اندیشه‌های اجتماعی و هنری‌اش استفاده می‌کند. در واقع بیضایی از قالب‌ها و شمایل‌های آشنای فرهنگ و نمایش ایرانی آشنايي‌زدايي کرده و آنها را در قالب و شمایل تازه‌ای معرفی می‌کند. هیولاها، پادشاهان و قهرمانان آثار او، مثل اژدهاک، ضحاک یا دیو دیگر همان اسطوره‌ها و شمایل‌های آشنای قصه‌ها و افسانه‌های اساطیری، حماسی و فولکلوریک ایرانی نیستند بلکه از قالب کلیشه‌ای و آشنای خود درآمده و در قالب جدیدی ظاهر می‌شوند و نقشی متفاوت با قبل به عهده می‌گیرند.

    نمایشنامه چهار صندوق

    یکی از عناصری که بیضایی به عنوان یک نشانه دلالت‌گر در «چهار صندوق» استفاده می‌کند، رنگ است. در تعزیه نیز سمبولیسم رنگ وجود دارد و معمولاً اولیا با رنگ سبز و اشقیا با رنگ سرخ معرفی می‌شوند. اما بیضایی، رنگ‌ها را با همان مفاهیم مذهبی و نمادینی که در تعزیه دارند به کار نمی‌گیرد. او هر یک از شخصیت‌های نمایش را با یک رنگ خاص مشخص کرده که هر رنگ؛ نمایندۀ یک تیپ یا قشر اجتماعی است اما بیضایی آنها رااز سطح تیپ‌های کلیشه‌ای فراتر برده و هویت ویژه‌ای به آنها می‌بخشد. این تقسیم‌بندی شخصیت‌ها بر اساس رنگ در «چهارصندوق»، ریشه در نمایش‌های آئینی مثل تعزیه و سیاه بازی دارد. بیضایی؛ فرم نمایشی «چهار صندوق» را از  نمایش‌های سنتی و رقص و سیاه بازی رایج در ایران دوره قاجار گرفته است. او در «نمایش در ایران» در این باره می‌نویسد:

    “چهار رقاص را با چهار رنگ لباس قرمز و زرد و آبی و بنفش قبلا در چهار صندوق پنهان می‌کردند و چند صندوق‌کِش آنها را به محوطه رقص می‌آوردند و می‌گذاشتند و می‌رفتند. اندکی بعد در میان هیجان تماشاگران و به همراه موسیقی شوخ؛ درِ صندوق‌ها یک یک باز می‌شد و رقاص‌ها بیرون می‌آمدند و ابتدا دسته جمعی و بعد هر یک به تنهایی و عاقبت باز هم دسته جمعی چند گونه رقص می‌کردند که تا اواخر شب طول می‌کشید، بعد به صندوق‌ها برمی‌گشتند و صندوق‌کش‌ها می‌آمدند و آنها را می‌بردند… به هر حال این گونه رقص که فراوان مورد علاقه مردم بود چندی بعد با تغییر شکل و با نام چهار صندوق به تقلید راه پیدا کرد و در این حال به جای رقاص بنفش یک شخص تازه یعنی سیاه در کنار سه نفر دیگر ظاهر می‌شدو چهار مرد خصوصیات و رنگ و لهجه یکدیگر را مسخره می‌کردند، دعوایی درمی‌گرفت و زرد برنده می‌شد و بعد آشتی و آخر کار همه با رقص و آواز به صندوق‌ها برمی‌گشتند.” (بهرام بیضایی، نمایش در ایران. ص 160).

    در پرده اول «چهار صندوق»، شخصیت های نمایش که از جانب نیروهایی موهوم (این نوع نیروهای ناشناخته و موهوم، یکی از ویژگی‌های ادبیات داستانی و نمایشی ایران در دهه چهل است از جمله در «عزاداران بیل» و «ترس و لرز» ساعدی) احساس خطر کرده‌اند؛ برای مقابله با دشمن موهوم، تصمیم به ساختن یک مترسک می‌گیرند. اما مترسک به جای ترساندن دشمن و مقابله با آن، خود به دشمن سرسخت آنها و حاکمی دیکتاتور و مستبد تبدیل می‌شود. مترسک جان می‌گیرد و به تدریج کنترل اوضاع را در دست خود گرفته و بر خالقان خود یعنی آن چهار تن مسلط می‌شود. او آنها را مجبور می‌کند تا هر یک برای خود صندوقی بسازند تا آنها را در صندوق‌هایشان زندانی کرده و از یکدیگر جدا نگه دارد. آنها جرات ایستادن در مقابل اقتدار و خودکامگی مترسک را ندارند و هر کدام از ترس در صندوق خود خزیده‌اند و در نهایت این سیاه (نمایندۀ توده‌های مردم) است که صندوق خود را شکسته و در برابر مترسک قیام می‌کند. این بخش از نمایشنامه، در واقع دلالتی آشکار به روشنفکرانی است که با انگیزه های خیرخواهانه و انسان‌دوستانه، نسخه‌هایی برای رهایی جامعه از شر ظلم و استبداد می‌پیچند اما بعد متوجه می‌شوند که چه نسخه اشتباهی برای جامعه پیچیده‌اند و نتیجه کارشان، جز ویرانی و تباهی، حاصلی نداشته است. سرخ و سبز و زرد می‌خواهند در برابر سلطه و اقتدار مترسک بایستند اما هر کدام، خیلی زود به نوعی با مترسک کنار می‌آیند. مترسک با شکنجه دادن سیاه، او را مجبور می‌کند چهار صندوق برای خودش و بقیه افراد (رنگ‌ها) بسازد.

    در پرده دوم، شخصیت ها (رنگ‌ها)، هر کدام گزارشی از صندوق‌های خود ارائه می‌کنند. آنها به همدیگر بی‌اعتماد شده‌اند و زرد از همه می‌خواهد که صندوق‌های خود را بشکنند اما سرخ و سبز از انجام این کار طفره می‌روند و تنها سیاه صندوق خود را می‌شکند و شجاعانه در برابر مترسک فریاد می‌کشد: “خورشید. خورشید.” و صحنه تاریک می‌شود. در پرده دوم نمایشنامه، زرد در ظاهر به وضعیت جدید تن می‌دهد و در گزارش دوپهلویی که از صندوق خود ارائه می‌کند با لحنی کنایی، رضایت خود را از شرایط جامعه اعلام می‌کند: “در صندوق من همه گونه وسایل امن و آسایش فراهم شده. ما مجهز به حرارت سنج برقی و سرماسنج خودکار، بلیط بخت آزمایی و مطبوعات آزاد هستیم…ما صاحب یخ قالبی، کره قالبی، افکار قالبی و همه چیزهای قالبی هستیم.” (بیضایی، چهار صندوق. ص 50)

    پس از آن زرد سعی می‌کند که بقیه را به مبارزه با مترسک ترغیب کند: “اگر تو خودت کاری نکنی، هیچ کس دیگه به فکرت نیست. اونی که باید تو رو نجات بده خود توئی نه کس دیگه.” (بیضایی. چهار صندوق. ص 66) او از آنها می‌خواهد صندوق‌های خود را بشکنند اما خود در شکستن صندوقش تردید نشان می‌دهد و تنها سیاه است که صندوق خود را می‌شکند و قربانی می‌شود.

    در «چهار صندوق»، شخصیت زرد نمایندۀ قشر اندیشمند و روشنفکر جامعه است که در تاریخ معاصر ایران همواره با قدرتِ حاکم در چالش بوده و گاهی با قدرت ساخته و سازش کرده و گاهی با آن در افتاده و قربانی شده است. در «چهار صندوق»، زرد کسی است که پیشنهاد ساختن مترسک را می‌دهد اما بعد که با استبداد و سلطه‌جویی مترسک مواجه می‌شود، به اعتراض علیه او برمی‌خیزد. بیضایی نشان می‌دهد که استبداد و خودکامگی نتیجه خطاهای مردمان به ویژه روشنفکران جامعه است. آنها با انگیزه محافظت جامعه در برابر شر، خود باعث پدید آمدن شر بزرگ‌تری می‌شوند. بیضایی با شناختی که از تاریخ روشنفکری در ایران دارد می‌داند که زرد به عنوان نیرویی روشنفکری که اهل عمل نیست، نه تنها خطری جدی برای مترسک به حساب نمی‌آید بلکه مترسک حتی در جایی از نمایش صراحتاً به او می‌گوید که از مخالفت او خوشحال است: “مترسک: بهت اجازه میدم که با من مخالفت کنی، این کار غرور منو راضی می‌کنه.”

    زرد؛ روشنفکری مبارز و جسور است که چون در به قدرت رسیدن مترسک نقش داشته حالا خود را بیش از بقیه مسئول می‌داند و شجاعانه و بدون ترس در مقابل مترسک می‌ایستد اما مترسک به جای نابود کردن او، سعی می‌کند وجهه و اعتبار او را در جامعه از بین ببرد. او وانمود می‌کند که زرد با او سازش کرده و با این کار به همدستانش خیانت کرده است. سرخ و سبز، حرف مترسک را درباره خیانت زرد می پذیرند و تلاش زرد برای اثبات بی‌گناهی‌اش بی‌فایده است. تنها سیاه است که خیانت زرد را باور نمی‌کند.

    از طرفی شخصیت سرخ، نمایندۀ اقشار بازاری و کاسبکارِ سنتیِ سودجو، فرصت طلب و سازشکار است که به راحتی در مقابل قدرت زانو می‌زند تا منافع حقیر خود را حفظ کند:

    “سرخ : می‌دونید که من تاجر ناچیزی بیشتر نیستم.

    مترسک : اجازه می دم که همون تاجر ناچیز باقی بمونی.

    سرخ : خدایا چه لطفی! – قربان اجازه بدین افتخار بوسیدن دستتونو…” (بیضایی. چهار صندوق)

    نمایشنامه چهار صندوق

    سرخ تنها به فکر سود و زیان خودش است و رابطه‌اش با مترسک بر این اساس بنا شده و به همین خاطر خواهان براندازی او نیست: “هیچ بدی نرفته که بدتری جاش نیاد” (بیضایی. چهار صندوق. ص 79)

    شخصیت سبز نیز درواقع نماینده علم و مذهب است و به همین دلیل فرد بانفوذ و مورد احترامی در جامعه است. او با اینکه در مبارزه با مترسک مصمم است اما پایداری و شهامت لازم را برای این کار ندارد. او بیشتر اهل لفاظی، خطابه‌سرایی و پرت و پلاگویی است و تهدیدی جدی برای مترسک به حساب نمی‌آید:

    “”من بی‌طرفم. کاملا بی‌طرف. ” (بیضایی. چهار صندوق. ص 32) سبز نمایندۀ اقشار مذهبی ریاکار و عالمان دروغگو  و بی‌عمل است که دین را دکان خود ساخته و از آن در جهت منافع خود بهره‌برداری می‌کنند:”سبز: پدرانم متولیان قبور بودند و از صبح تا شب اوراد و اذکارشان جاری بود. پدرم روزی دو بار نماز وحشت می‌خواند، و من نخستین چیزی که آموختم دعای غربت بود. من بین کتیبه‌ها گم بوده‌ام. بین طومارهای کهنۀ پوسیده و خطوط معوج نامکشوف…” (بیضایی. چهار صندوق)

    شخصیت سیاه نیز در نمایشنامه، رعیت و اقشار محروم جامعه را نمایندگی می‌کند. انتخاب رنگ سیاه هم بر تیره روزی و سیاه بختی توده‌های محروم جامعه اشاره دارد و هم برگرفته از شخصیت سیاه در نمایش‌های روحوضی و سیاه بازی ایرانی است. بیضایی در بسیاری از نمایشنامه‌هایش، از شخصیت‌هایی مثل سیاه و طلحک به عنوان نماینده و زبان گویای اقشار محروم و فرودست جامعه استفاده کرده است. سیاه؛ نماینده مردم تهیدست و سرکوب‌شده است که در پایین‌ترین نقطه هرم قدرت قرار گرفته و به همین دلیل، به رغم مخالفت با قدرت؛ مورد حمایت شخصیت‌های دیگر قرار نمی‌گیرد و آنها در نهایت به او خیانت کرده و او را تنها رها می‌کنند. هرچند نگاه بیضایی نسبت به مناسبات قدرت و رابطه روشنفکران و مردم با حکومت در نمایشنامه‌های بعدی‌اش به ویژه در نمایشنامه‌های آخرش تا حدی تغییر کرده است. او دیگر نه آن قدر خوشبین به قدرت مردم و نه آنقدر بدبین به صداقت روشنفکران است.

    سیاه در «چهارصندوق»، همچون سیاهِ نمایش‌های سیاه بازی، زبان تند و تیزی دارد و بی‌رحمانه قدرت حاکم را نقد می‌کند. سیاه؛ به ظاهر، فردی احمق و ساده لوح اما در واقع شخصیتی باهوش و تیزبین است که می‌داند چگونه و کجا حرف بزند و چطور با حرف‌های گزنده و ویرانگرش مترسک را بترساند.او فاقد قدرت اقتصادی و سیاسی است اما به وضعیت نابسامان خودش آگاه است و با اینکه می‌گوید «درد دنیا روی دل» اوست و «نباید چیزی بگوید و جیک بزند» و باید «نون خشکش را سق بزند»، اما ساکت نمی‌نشیند و با زبانی نیش‌دار، افشاگری کرده و حقایق تلخ را افشا می‌کند هرچند به خاطر ساده لوحی‌اش از طرف زرد تحقیر می‌شود:

    “سیاه: من که چیزی به عقلم نمی‌رسه.

    زرد: تو اصلا عقل هم داری؟” (بیضایی. چهار صندوق. ص 21)

    نمایشنامه چهار صندوق

    سیاه برخلاف زرد، در مبارزه علیه مترسک، چهره منفعلی است و مثل اغلب توده مردم، منتظر ظهور یک ناجی است تا بیاید و آنها را نجات دهد: “یکی می‌آد منو نجات می‌ده.” (بیضایی. چهار صندوق. ص 55) اما برخلاف زرد یا سبز، او تنها نیرویی است که مترسک واقعا از او می‌ترسد و از وجود او احساس خطر می‌کند: “مترسک: تو خیلی باهوشی. بد ذات. تو خیلی خطرناکی.” (بیضاییی. چهار صندوق. ص 41)

     با این حال سیاه وقتی می‌بیند که زرد و سبز و سرخ از ترس کنار می‌کشند، شهامت به خرج داده و با شکستن صندوقش، به تنهایی در برابر مترسک می‌ایستد: “من هنوز هستم. هنوز هستم.”

    بیضایی در «چهار صندوق» نشان می‌دهد که هر کدام از این افراد که نماینده قشر و طبقه خاصی از جامعه‌اند، چگونه بر اساس منافع طبقاتی خود حرف زده و رفتار کرده و رابطه خود را با قدرت حاکم تنظیم می‌کنند. از این نظر با اینکه نزدیک به پنج دهه از عمر «چهارصندوق» می‌گذرد اما مضمونسیاسی و انتقادی آن و چالشی که در آن بین قدرت خودکامه و نیروها و اقشار مختلف سیاسی و اجتماعی جریان دارد، همچنان تازه و پر طنین است. بیضایی خود هرگز این امکان را نیافت که نمایشنامۀ «چهار صندوق» را در ایران اجرا کند. جمله‌ای که در انتهای این اثر از بیضایی نقل شده، بیانگر حساسیت سیاسی این نمایشنامه در هر دو دورۀ قبل و بعد از انقلاب است: «اجرای چهار صندوق هر بار از صحنه پایین کشیده شد.»

    از طرفی کارگردان‌های مطرح دیگر تئاتر نیز اجازۀ اجرای رسمی این نمایشنامه در ایران را پیدا نکردند اما برخی از کارگردان‌های جوان و گروه‌های دانشجویی، این نمایشنامه را در تهران و شهرستان ها روی صحنه بردند و یا به عنوان کار دانشجویی و به صورت غیررسمی در کارگاه‌های تئاتری و فضاهای دانشگاهی اجرا کردند. در سال‌های اخیر، این نمایشنامه، چند بار در خارج از کشور اجرا شد. نخستین بار سهیل پارسا، کارگردان تئاتر مقیم کانادا، آن را در سال 1991 به زبان انگلیسی در شهر تورنتو اجرا کرد.  پس از او مهناز گیاه پرور، در سال 2012، آن را با کسب اجازه از بهرام بیضایی درشهر کوآلالامپور (پایتخت مالزی) به مدت چهار شب به روی صحنه برد. در سپتامبر 2012 نیز یک گروه تئاتری ایرانی به نام برگ، این نمایشنامه را به مدت دو شب در شهر اسلو (پایتخت نروژ) روی صحنه اجرا کرد.

    نمایشنامه بهرام بیضایی چهار صدوق
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیکاهو / داستان کوتاه از هاروکی موراکامی
    مقاله بعدی گفتگو با هاروکی موراکامی درباره داستان «کاهو»
    پرویز جاهد

    مطالب مرتبط

    وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

    آرتیست ریدر

    «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

    محمدرضا صالحی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.