Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما پرونده‌های ویژه پرونده شماره ۲

    مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

    امین نورامین نور۱۵ مرداد , ۱۳۹۹
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    مسیر سبز
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    از زمان تولد سینما و پیشروی آن به عنوان رسانه‌ای تاثیرگذار در سرگرم‌سازی مردم و تحت سیطره قرار دادن تفکرات آن‌ها، کمپانی‌ها، نویسندگان و فیلمسازان مختلف تلاش بر این داشته‌اند تا دغدغه‌ها و حرف‌های بزرگ و مهم را از طریق این مدیوم به شکل‌های متفاوتی بیان کنند. از سفر به فضا گرفته تا اقتباس از مهم‌ترین داستان‌ها و رمان‌های تاریخ، مسائل فرهنگی و اجتماعی، اتفاقات بزرگ تاریخی و دین و مذهب مد نظر آن‌ها بوده و بارها و بارها در فیلم‌ها و سینمای کشورهای مختلف به این موضوعات پرداخته شده است. اما مذهب/دین در اشکال گوناگون و با دارا بودن طیف گسترده‌ای از موضوعات و مضامین و هم‌چنین مخاطبین بسیار، یکی از جذاب‌ترین، پرکشش‌ترین و بحث‌برانگیز ترین مسائل برای بیان از راه سینما است. و قطعا یکی از این شاخه‌های مذهبی که بسیار پررنگ و مهم‌تر از شاخه‌های دیگر است (با توجه به خاستگاه سینما و شکل فعالیت کشورهای مختلف در این حوزه) پرداختن به مسیح، مسیحیت و داستان‌ها و اعتقادات مربوط به او است. از دیرباز کارگردانان زیادی بوده‌اند که چه در اقتباس‌هایشان از رمان‌ها و داستان‌های کهن، این موضوعات را نمایش داده‌اند و چه خودشان به طور صرف در صدد ساخت اثری در باب مسیح و مسیحیت برآمده‌اند. نامی‌ترین آن‌ها در سینمای نسل قبل کارل تئودور درایر دانمارکی، روبر برسون فرانسوی، اینگمار برگمان سوئدی و پیر پائولو پازولینی ایتالیایی هستند و در زمان حال نیز مارتین اسکورسیزی و پل شریدر آمریکایی و چند تن دیگر سردمداران این موضوع نام خواهند گرفت. بدیهی است نام‌های بسیار دیگری نیز می‌توانند ذکر شوند که دغدغه‌ی مسیح و مسیحیت را در فیلم‌هایشان داشته‌اند. اما توجه به این نکته که پرداختن به مسیحیت با پرداختن صرف به مسیح تفاوت‌هایی دارد، می‌تواند راهگشا باشد. از این رو فیلم‌های بی‌شماری خواهند بود که در آن‌ها بعد مسیحیت دیده می‌شود و اشاراتی مذهبی را می‌توان از آن‌ها بیرون کشید، اما فیلم‌های زیادی نیستند که به خود مسیح و شخصیتش پرداخته باشند. از این رو کارگردانانی که نام برده شدند، از دیگران پیشی خواهند گرفت. با این مقدمه می‌خواهم به سراغ یکی از کارگردانان آمریکایی و به طور خاص یکی از فیلم‌هایش بروم که به دلیل همکاریش با یکی از نویسندگان خاص، همواره جلوه‌ی مسیح و مسیحیت در فیلم‌هایش دیده می‌شوند و در این فیلم خاص بیش از همه‌ی آثار همدسته و هم‌دوره می‌توان جلوه‌ای از خود مسیح را دید. فرانک دارابونت که هم‌کاری‌هایش با استفن کینگ در دهه‌ی نود آثار درخشانی را برجای گذاشت، کارگردانی است که می‌توان به وضوح رگه‌های مسیحیت و جلوه‌ی خود مسیح را در آثارش دید. در رهایی از شاوشنک حضور همیشگی کتاب مقدس و رخ دادن کنش اصلی فیلم به وسیله‌ی این کتاب و خلق شخصیتی که ویژگی‌هایی خاص را درون خود داشت، این مساله را عیان می‌کرد. و در فیلم مد نظر من، یعنی مسیر سبز این نگاه به مسیح و شمایل او در دنیای امروز، بسیار بسیار پررنگ‌تر شد و می‌توان گفت شخصیتی که او به همراه کینگ در این فیلم خلق کرده‌اند و نامش را «جان کافی» گذاشته‌اند، جلوه‌ای از خود مسیح در دنیای امروز است. اما این فیلم و این شخصیت، دارای ویژگی‌هایی هستند که می‌توان آن‌ها را در باب اسطوره‌ای و تمثیلی مسیح بررسی نمود.
    از آن رو که اسطوره ارزش اعتقادی و ریشه‌دار مذهبی دارد و حضورش در دنیا از ازل تا به ابد برای کمک به مردم و در حالت منفی‌اش برای درک طرف مقابل بدی و کژی بوده و برای درک این که این دنیا طبق نظمی پیش می‌رود و همه‌ی انسان‌ها به دنبال ناجی و رهبری می‌گردند تا آن‌ها نجات دهد و هدایت کند، در بسیاری از ادیان و مذاهب از جمله بخشی از مسیحیت اثبات شده است. و از طرفی دیگر اسطوره داستانی جدی است که مردم آن را باور می‌کنند. مردم اسطوره‌ها را با یک یا چند ویژگی منحصر به‌فرد و یا نامی خاص می‌شناسند که شنیدن آن نام تداعی‌گر همان ویژگی‌ها خاص و خارق‌العاده خواهد بود.

    مسیر سبز

    اما من اینجا برای رفتن به درون فیلم مسیر سبز از تعریف جان دامینیک کروسان در مورد تمثیل و اسطوره بهره خواهم برد. تعریفی که همانند فیلم دارابونت، علاوه بر عمیق و راهگشا بودن، بسیار سهل‌الوصول و قابل فهم است. کروسان معتقد است که: «اسطوره جهان را تثبیت می‌کند، تمثیل آن را واژگون می‌سازد». به بیان ساده‌تر کارکرد امر اسطوره‌ای نه به چالش طلبیدن عقاید ما و یا ترغیب ما به بازاندیشی در آن‌ها، بلکه فقط تایید آن‌ها است. به این ترتیب اسطوره‌ها (قدیم و جدید) در خدمت توجیه وضع موجود هستند. اما تمثیل مختل می‌کند و واژگون می‌سازد، تمثیل ثبات وضع موجود را بر هم می‌ریزد و حتی زمینی را که بر آن ایستاده‌ایم به چالش می‌طلبد. طبق این تعریف در فیلم دارابونت که آن را از رمان استفن کینگ اقتباس کرده و شخصیت خلق شده در آن را به تصویر کشیده است، ما با جلوه‌ای از مسیح روبه‌رو هستیم که به طور اعجاب‌انگیزی هم اسطوره‌ای از او است و هم تمثیلی از او. یعنی در زمان‌هایی در راه تثبیت باورهای ما نسبت به مسیح گام بر می‌دارد و در زمان‌هایی باورهای ما را به بازی می‌گیرد و آن‌ها را زیر و رو می‌کند.
    مسیر سبز با نمایش جستجوی چند مرد در مزارعی خشک آغاز می‌شود که همگی تفنگ به دست با حالی مضطرب، نام دخترانی را صدا می‌زنند، تصویر سیاه می‌شود و ما در چشمان به تازگی باز شده‌ی پیرمردی که رنگی روشن دارند تصویر را مجدد می‌بینیم. همه‌چیز در ذهن/خواب او بوده است. پل اجکام (تام هنکس) زندانبان سابق در بلوک ای زندان که به مسیر سبز معروف بود. روزی یک زندانی متهم به قتل دو دختر بچه را به بند او می‌آورند. بندی که هر کس در آن باشد، محکوم به اعدام با صندلی الکتریکی است. آن زندانی یک سیاه‌پوست عظیم‌الجثه‌ی ژنده‌پوش است که خود را جان کافی معرفی می‌کند. قطعا در ابتدا و با دیدن هیبت او، برای کسی که داستان را نمی‌داند، باور اینکه کسی جز او مرتکب قتل شده و شرورتر از او در این دنیا وجود ندارد سخت است. اما اولین مواجهه‌ی جدی ما با جان کافی زمانی است که او اعلام می‌کند از خوابیدن در تاریکی می‌ترسد. فضای قصه و فیلم طوری پیش می‌رود که نیروها/عاملین شر خود را به ضوح نشان می‌دهند (آن‌ها می‌توانند اسطوره‌های شر باشند، مانند شیطان) و در مقابل نیرو/عامل خیر قرار می‌گیرند. از زمان ورود جان کافی به مسیر سبز هرچه که ما در فیلم می‌بینیم در خدمت پرداختن به بعد اسطوره‌ای و یا تمثیلی مسیح است که در قالبی چون جسم جان کافی عرضه شده است. باوری مذهبی وجود دارد که می‌گوید رستاخیز مسیح به گونه‌ای است که او در شکلی دیگر به دنیا باز می‌گردد و نجات‌دهنده خواهد بود. باوری که با زمان اسطوره‌ای نیز قرابت دارد. زمانی که آغاز و پایانی ندارد و آغازش، مانند پایانش است و برعکس، محدودیتی برای آن نمی‌توان قائل شد و بر خلاف زمان تاریخی، وابسته به گذشته‌ی خود است (حادث ذاتی است نه حادث زمانی).
    مسیر سبز در کنه خود چیزی دارد که می‌توانیم آن را ساده کردن و نمایش توانایی‌هایی خارق‌العاده‌ی مسیح بنامیم. یعنی به آن شکل که هرکسی آن‌ها را ببیند متوجه شود که این خود مسیح است که در حال انجام چنین معجزاتی است. این ساده‌سازی از فضاسازی فیلم آغاز می‌شود و تا خلق شخصیت‌ها و ادای دیالوگ‌ها ادامه می‌یابد. ما با فضایی طرف هستیم که کوچک شده‌ی یک جامعه‌ی بزرگ است، در آن نیروهای خیر و شر وجود دارد و کسانی هستند که آماده‌ی پذیرفتن معجزات خواهند بود و کسانی نیز حضور دارند که می‌خواهند مسیح/جان کافی را به عنوان یک گناهکار بزرگ به سزای اعمال خود برسانند. این کوچک شدن جامعه در قالب یک زندان، که در آن طیف مختلفی از افراد دیده می‌شود، ویژگی جذابی به فیلم برای درک بهتر معجزات مسیح می‌بخشد. مسیح/جان کافی در برخورد با هرکدام از این شخصیت‌ها می‌تواند جلوه‌ای از توانایی‌های فراانسانی خود را نشان دهد و درک آن‌ها از سوی ما کاملا سهل و ممتنع باشد. هر کدام از المان‌های فیلم در خدمت این مساله هستند که ما را با یک حرکت، یک حرف و یک کنش به یاد مسیح بیندازند (ویژگی اسطوره‌ای به یاد آوردن اسطوره با یک حرکت خاص و یا با یک نام). حال در این فیلم نام مسیح به طور مستقیم روی شخص قرار نمی‌گیرد و کالبدی که برایش انتخاب شده نیز با چیزی که در ذهن ما نقش بسته، فاصله‌ای دور و دراز دارد (یک سیاه‌پوست قوی هیکل با زخم‌های فراوان، دندان‌هایی زرد و لباسی مندرس، که همان سیاه‌پوست بودنش برای پذیرفته نشدن در جامعه‌ی آن روز آمریکا کافی است) اما مواجهه‌ی ما با او مواجهه‌ای است که می‌تواند ذهنیتمان را تغییر دهد. جان کافی دست به روی بدن پل اجکام می‌گذارد و او را شفا می‌دهد. شفا یافتن او در عشق‌بازی با همسرش (که گویی مدت‌ها از انجام این کار ناتوان بوده) متجلی می‌شود و حالا ما نیز همراه با شخصیت اصلی فیلم، باور می‌کنیم که با انسانی خارق‌العاده طرف هستیم (بعد اسطوره‌ای مسیح برای تثبیت توانایی‌های او). دومین مواجهه با معجزات او، در زنده کردن موشی است که لحظاتی قبل مرده است. یکی از زندانبانان به محض دیدن جان گرفتن موش، نام عیسی مسیح را به زبان می‌آورد (یکی دیگر از ویژگی‌های بارز مسیح، که مرده را زنده می‌کرده). حالا ما دیگر با بعد اسطوره‌ای مسیح در قامت جان کافی همراه شده‌ایم. باور کرده‌ایم که او می‌تواند بیماران را شفا دهد و مرده‌ها را زنده کند. سخت‌ترین کار او در درمان همسر رییس زندان است که نمود بیرونی این سختی را می‌توانیم در خارج کردن/شدن غده‌ها/بدی‌ها از بدن جان کافی ببینیم. عملی که با هوشمندی فیلمساز به بهترین شکل نمود بیرونی و بصری یافته تا هم ما به خوبی متوجه عمق این دردها شویم و هم دم مسیحایی جان کافی/مسیح را بهتر درک نماییم. در جایی از فیلم جان کافی به پل اجکام می‌گوید که از همه‌ی این دردها خسته شده، و این‌ها هر روز در همه‌جای جهان ادامه دارد (درک زمان اسطوره‌ای و باور ارتباطات فراانسانی جان کافی). او چیزهایی را می‌بیند که دیگران نمی‌بینند. جان کافی، دو نیروی شر فیلم را در یکی از بهترین سکانس‌های تاریخ سینما به سزای اعمالشان می‌رساند. او دردی که از بدن همسر رییس بیرون کشیده را به بدن پرسی وتمور (یکی از اسطوره‌های شر فیلم) وارد می‌کند، پس از آن دوربین در داخل سلول وایلد وارتون (یکی دیگر از اسطوره‌های شر فیلم) قرار می‌گیرد و هر دو نیروی شر فیلم را در یک راستا درون قاب خود دارد، پرسی وتمور دچار جنونی آنی می‌شود و وایلد وارتون را می‌کشد. او به بیمارستان روانی (جایی که بنا بوده در آن کار کند) به عنوان بیمار و در همان اتاقی که وایلد وارتون را از آن آورده‌اند منتقل می‌شود (ادامه‌دار بودن زنجیره‌ی شر در جهان). پس از این اتفاق، جان کافی بخشی از وجود خود را به پل اجکام می‌دهد، او چیزهایی را می‌بیند که جان توانایی دیدنشان را دارد. اما به جان می‌گوید که خسته است. در شب پیش از اعدام جان کافی، پل با او صحبت می‌کند و می‌گوید که اگر بخواهد او را فراری می‌دهد، اما جان می‌گوید که خودش دوست دارد که زندگی‌اش تمام شود. پل از او می‌پرسد که جواب خدا را چه باید بدهد وقتی یکی از معجزات او را از بین خواهد برد، جان می‌گوید که با انجام این کار در حقش لطف می‌کند و خدا نیز راضی است (اشاره به اینکه مسیح با همه‌ی تواناییش در زنده کردن مردگان، شفای بیماران، جلوی مرگ خود را نمی‌گیرد تا با رستاخیز مجددا در قالبی دیگر در باور بعضی‌ها به جهان بیاید و نجات‌دهنده باشد. و این چرخه ادامه خواهد داشت). جان کافی/مسیح دو نشانه از خود باقی می‌گذارد تا به آیندگان بگویند که مسیح را در کنار خود داشته‌اند و معجزاتش را دیده‌اند. پل اجکام که خود اعتراف می‌کند به عنوان کفاره‌ی گناهش (نشاندن جان کافی روی صندلی الکتریکی) با دم مسیحایی جان/مسیح نامیرا شده و آقای جینگلز (موش) نیز همراه او زنده مانده تا صحت حرف‌هایش را تایید کند و دو موجودی که هر دو مورد لطف جان کافی/مسیح قرار گرفته‌اند. باوری مسیحی می‌گوید که مصلوب شدن مسیح، به عنوان کفاره‌ی گناهان بشر انجام شده است. مانند اتفاقی که در فیلم رخ می‌دهد، جان به شکلی دیگر کشته می‌شود و کسی باید بماند تا همه‌چیز را برای دیگران و نسل‌های بعدی تعریف کند. اما فیلم در زمان‌هایی نیز جان کافی را از حالت اسطوره‌ای مسیح خارج می‌کند و طبق تعریف کروسان تمثیلی از او را به ما نشان می‌دهد. اولین مواجهه‌ی ما با جان همراه با بیان ترس او از تاریکی و تنهایی است، و در ادامه وقتی قدرت خارق‌العاده‌ی او را مشاهده می‌کنیم، در باور چنین امری دچار تناقض خواهیم شد. جان به زندانبانان می‌گوید که همه‌چیز را نمی‌داند، او فقط بعضی چیزها را می‌بیند و می‌داند. او انسان‌های بد را به سزای اعمالشان می‌رساند و در واقع جواب بدی را با عملی بد می‌دهد و در بذل و بخشش مالش به یکی از نمادهای شر، خساست به خرج می‌دهد (نان ذرتش را به وایلد وارتون نمی‌دهد). تمام موارد زیرمتنی‌ای که در تناقض با کلیت اسطوره‌ای جان کافی/ مسیح در فیلم قرار داده شده‌اند تا باورهای ما را به بازی بگیرند و در نهایت ما را وجهی تمثیلی از مسیح، طبق تعریف کروسان مواجه کنند. اما موضوع مهم این است که چه در وجه اسطوره‌ای مسیح و چه در وجه تمثیلی او در فیلم (که او را به عنوان یک انسان، با تمام ضعف‌ها و قوت‌هایش در کنار دیگران نشان می‌دهد) مسیح و جلوه‌ی او حضوری قدرتمند و تاثیرگذار در اثر دارند و مسیر سبز فیلمی برای نمایش باورپذیر مسیح و معجزاتش در دوره‌ای از عصر جدید است. و همانطور که گفته شد، اعجاب مسیر سبز در ساده‌سازی همین مسائل بزرگ و سخت است که بارها و بارها پیش از این در کتب و فیلم‌های مختلف راجع‌به آن‌ها صحبت شده و تعمیم آن‌ها به مدیومی به نام سینما در فیلم دارابونت به بهترین شکل ممکن صورت گرفته است.

    مسیر سبز

    اما در کنار همه‌ی این‌ها، فیلم ویژگی‌های سینمایی جذابی دارد که چنین مفاهیمی را توانسته ساده‌سازی کند و در فرمی بصری و درست و دقیق به ما عرضه نماید. فیلمنامه‌ی مسیر سبز با اقتباسی دقیق از رمان کینگ نوشته شده که در آن شکل روایت بسیار تاثیرگذار است. روایتی که از ذهن شخصیت اصلی آغاز می‌شود و به خاطرات او فلش‌بک می‌خورد و در تمام مدت‌زمان اثر ما می‌توانیم با ذهن او همراه باشیم و همین موضوع کششی درست را برایمان ایجاد خواهد نمود. شخصیت‌ها نیز به اندازه‌ی روایت می‌توانند مهم باشند. شخصیت‌هایی که هرکدام به عنوان جزیی مهم از فیلمنامه، تاثیر بسزایی در پیشبرد پیرنگ خواهند داشت. از پل اجکام گرفته تا آقای جینگلز موش، همگی تکه‌ای از این روایت را بر دوش می‌کشند و سر بزنگاه تاثیر خود را می‌گذارند. این شکل روایت استیلیزه که از فیلمنامه‌ای استیلیزه و بدون اضافات بیرون آمده، مسیر سبز را در جایگاهی از سینما قرار می‌دهد که کمتر فیلمی می‌تواند به آن دست پیدا کند. فیلمی که موضوعات سخت و دیریاب و همینطور پر از ابهام را به گونه‌ای درون قصه جای می‌دهد که هم شنیدنش برای ما شیرین و لذت‌بخش باشد و هم فهم آن چندان کار سختی نباشد و همزمان می‌تواند اصول و قواعد را رعایت کند و مابه‌ازاهای سینمایی بسیاری برای شخصیتی همچون مسیح قرار دهد تا درک و دریافت این شخصیت برای ما سهل و ممتنع باشد. سکانسی که جان کافی/مسیح برای آخرین خواسته‌ی پیش از مرگش درخواست تماشای یک فیلم می‌کند و به سالن سینما پناه می‌برد، می‌تواند جامعیت و همینطور صمیمیت یک اثر سینمایی را برای ما نمایان کند، آن فیلم که برای جان کافی، روی پرده پخش می‌شود محرک اصلی قصه می‌شود و بتدا و انتهای اثر را از آن خود می‌کند. اینگونه هم مسیح برای ما عیان شده است و هم سینمایی که همگی برای تماشای مسیح به آن پناه آورده‌ایم.

    این مطلب به کوشش تیم تحریریه مجله تخصصی فینیکس تهیه و تدوین شده است.

    جان کافی فرانک دارابونت مسیر سبز
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیآیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟
    مقاله بعدی تاریخ سینما به مثابه قصه پریان / نقد فیلم روزی روزگاری در هالیوود ساخته کوئنتین تارانتینو
    امین نور

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.