Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ادبیات

    یک پارانویای خانوادگی؛ نگاهی به رمان اردوی زمستانی

    محمدرضا صالحیمحمدرضا صالحی۳۱ فروردین , ۱۴۰۳
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    رمان اردوی زمستانی
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    در این یادداشت کوتاه نگاهی اجمالی خواهیم داشت به رمان اردوی زمستانی نوشته‌ی امانوئل کارر که نشر مَد با ترجمه‌ی مستقیم از فرانسوی ابوالفضل الله‌دادی منتشر کرده است. پیش از این کتاب‌های دیگری نیز از امانوئل کارر به فارسی ترجمه و منتشر شده بود؛ کتاب غیرداستانی «خصم» و رمان «سبیل». رمان اردوی زمستانی جدیدترین کاری است که تا به امروز از این نویسنده‌ی فرانسوی راهی بازار نشر ایران شده است.

    از رمان اردوی زمستانی پیش از ترجمه‌ی الله‌دادی، ترجمه‌ی دیگری نیز موجود بود. مترجم در مقدمه‌ی خود از این ترجمه یاد کرده و می‌گوید: «ترجمه‌ی موجود از این رمان نیز متأسفانه از همان سطر اول به خطا رفته و در نهایت متنی سرشار از اشتباه و جاافتادگی به دست داده است، چنان‌که می‌شود گفت با روایت خود کارِر فرسنگ‌ها فاصله دارد.»

    رمان اردوی زمستانی درباره‌ی پسر نوجوانی به نام نیکلا است که باید چندهفته‌ای در یک اردوی زمستانی مدرسه‌ای، به همراه سایر شاگردان، شرکت کند. غالب اتفاقات رمان نیز در طول همین اردوی زمستانی رخ می‌دهد. البته در طول رمان فلش‌بک‌هایی نیز به اتفاقاتی در گذشته‌ی نیکلا زده می‌شود و هم‌چنین در فصل بیست‌وششم یک فلش‌فوروارد به بیست‌سال بعد زده می‌شود. با این مقدمه، برویم سراغ خود داستان.

    از همان لحظه‌ای که پدرِ نیکلا به اتوبوس اردو شک می‌کند و با رفتن پسرش همراه با سایر بچه‌ها مخالفت می‌کند و پسرش را شخصاً به ویلای زمستانی می‌برد، نیکلا را تبدیل به یک «دیگری» یا outsider می‌کند. خود نیکلا از این قضیه به صورت غریزی آگاه است بنابراین از حضور پدرش در جلو ویلای زمستانی شرمنده می‌شود. در همین اولین خط‌های رمان می‌خوانیم:

    «پدرش دم در ویلای کوهستانی با او خداحافظی کرده و باز هم گفته بود که مراقب باشد، اما نیکلا آن‌قدر بی‌تاب رفتن او بود و چنان از حضورش احساس شرم می‌کرد که به حرف‌هایش گوش نداده بود. نیکلا از دست پدرش دلخور بود، از این‌که آن‌جا حضور داشت و نگاه‌هایی را به سوی هردوشان می‌خواند که به‌زعم او تمسخرآمیز بودند.»

    رمان اردوی زمستانی

     نیکلا از سایر بچه‌ها جدا می‌افتد و حتی یک روز دیرتر به اردو می‌رسد. همین موضوع اولین مرحله‌ از فرایندی است که باعث می‌شود نیکلا نتواند در آن جمع جا بگیرد. این قضیه‌ی عدم جاگیری در فلش‌بک‌ها نیز به‌خوبی دیده می‌شود. مثلاً وقتی راوی ماجرای بازگشت نیکلا به خانه برای خوردن ناهار را تعریف می‌کند. نیکلا هر روز به خانه بازمی‌گردد درحالی که هم‌کلاسی‌هایش ناهار را در مدرسه می‌خورند. بنابراین وقتی نیکلا هر روز به مدرسه بازمی‌گردد، از چیزهایی که در آن ساعت‌ها رخ داده کاملاً بی‌خبر است و باید خودش را از نو با بقیه هم‌ساز کند. این قضیه شبیه به این است که در یک جمع چند نفره، فقط یک نفر باشد که شوخی‌‎ها و کنایه‌های بقیه را نفهمد.

     مرحله‌ی دوم بلافاصله رخ می‌دهد؛ نیکلا ساکش را در ماشین پدرش جا می‌گذارد و وسایل اسکی و حتی وسایل خواب ندارد. این‌جاست که دو نفر به داد او می‌رسند؛ پاتریک، یکی از مربیان اردو و شخصیت عجیب هودکان، یکی از به‌اصطلاح بولی‌های مدرسه که همه‌ی شاگردها از او و هیکل درشت و غریبش حساب می‌برند. به همین دلیل است که نیکلا در تمام تخیلات و فانتزی‌های خودش مدام می‌خواهد تحت حمایت آن‌ها باشد. به شخصیت نیکلا در ادامه بیشتر خواهیم پرداخت.

    رمان اردوی زمستانی دارای سی‌ویک فصل کوتاه است و این یکی از جذابیت‌هایش است؛ زیرا کوتاه بودن فصل‌های رمان و بالا بودن ریتم روایت آن باعث می‌شود که خواننده با اشتیاق زیاد و بدون خستگی آن را دنبال کند. یکی دیگر از جذابیت‌های رمان ستینگ آن است. برف و برودت هوا و هم‌چنین تک‌ماندگی ویلای زمستانی، به‌گونه‌ای، تک‌ماندگی و انزوای شخصیت نیکلا را در این رمان نمایندگی می‌کند. در جایی از رمان که نیکلا به علت ترس‌هایی که پدرش در او ایجاد کرده دچار شب‌ادراری می‌شود، توصیفی از بیرون این ویلا می‌شود که بهتر است آن را با هم بخوانیم:

    «پاهای برهنه‌اش در برفِ پانخورده فرو می‌رفت. از میان محوطه گذشت. اتوبوس هم به جانور خفته‌ای می‌مانست: توله‌ی ویلای کوهستانی، چسبیده به پهلوی او، خوابیده با چشم‌های باز و چراغ‌های درشت خاموش.»

    این‌جا نقطه‌ی اوج مشکلات بیرونی نیکلا است. او دچار شب‌ادراری شده و از بخت بد ادرارش از تخت طبقه‌ی بالا نشت کرده است روی شخصیت هودکان. البته مشکلات نیکلای ریشه در کودکی‌اش دارد. امانوئل کارر ریشه‌ی این ترس‌ها را به‌تدریج در طول روایت رمان به مخاطب می‌‎شناساند. یکی از مهم‌ترین دلایل مشکلات کنونی نیکلای، ترس‌هایی است که پدرش برای او ساخته. پدرش او را از «بیرون» و از افرادی که در بیرون از خانه هستند، می‌ترساند. در چیزهایی که پدرش تعریف می‌کند چیزهای خشن زیاد است، از بچه‌دزدهایی که در شهربازی‌ها می‌پلکند و اعضای بچه‌ها را می‌بُرند تا اتوبوس‌هایی که چپ می‌کنند و مسافرهای‌شان را به کشتن می‌دهند. ببینید نیکلای در مسیر ویلای زمستانی (وقتی پدرش او را می‌‎بَرد) انتظار دارد که چه چیزی ببیند و راوی سوم‌شخص داستان چه‌طور به ذهن او نفوذ کرده و ادراکات کانونی‌شده‎‌ی او را روایت می‌کند:

    «بینی‌اش را به شیشه چسبانده و این امید را در سر پرورانده بود که ماشین‌های مچاله‌شده را ببیند، نیز اجساد خونینی را که در میان چرخش چراغ‌های گردان روی برانکارها این‌سو و آن‌سو می‌رفتند. اما هیچ ندیده و پدرش حیرت‌زده گفته بود نه، گویا تصادفی در کار نبوده. بدین ترتیب راه‌بندان تمام شده، اما راز آن بر جای مانده بود.»

    البته نفوذ راویِ رمان اردوی زمستانی به ذهن نیکلا به این بازنمایی محدود نمی‌شود. او خیالات و توهمات و خواب‌ها و کابوس‌های نیکلا را هم می‌سازد و نشان می‌دهد که نیکلا نوجوانی است به‌شدت بدبین، رؤیاباف و مرگ‌اندیش. هرچیزی برای او می‌تواند جرقه‌ای باشد از انواع دردسر؛ از طرد شدن و سرزنش گرفته تا دزدیده شدن و مرگ. همه‌ی این ویژگی‌ها باعث می‌شود که او مدام در نوعی ترس و اضطراب وجودی زندگی کند و حتی خیالاتش را از این اوهام پارانوییدی پر کند. هر چیزی که در اطراف او باشد می‌تواند تداعی‌گر مرگ و وحشت باشد. مثلاً وقتی پدرش یادش می‌رود که ساک او را به ویلا بازگرداند، نیکلا تقریباً مطمئن می‌شود که پدرش مُرده است و بلافاصله خودش را در قالب نقش پسری پدرمرده فرو می‌برد و در تخیلاتش دیگران را مجاب می‌کند که برای او دل بسوزانند. قضیه وقتی بدتر می‌شود که بعضی از این ترس‌ها به‌وقوع می‌پیوندد. برای شخصی که از کودکی با پارانویای پدر و مادرش به‌صورت کاملاً ایزوله بزرگ شده، تحقق فقط یکی از ترس‌ها می‌تواند بسیار ویرانگر باشد. نمونه‌ی یکی از این ترس‌ها، کشته شدن و پیدا شدن جنازه‌ی پسربچه‌ای به نام رُنه در دویست‌کیلومتری ویلای زمستانی است.

    امانوئل کارر

    درمورد راوی سوم‌شخص رمان اردوی زمستانی چیزهای دیگری هم می‌توان گفت. او به‌نوعی بازیگوشانه روایتگری می‌کند. در غالب موارد چسبیده است به پیشانی نیکلا و تماماً ادراکات او را بازنمایی می‌کند ولی با این حال اصلاً خودش را محدود به ادراکات او نمی‌کند. این راوی ممکن است قسمتی از جلسه‌ی اصطلاحاً اؤلیا و مربیان را روایت کند که نیکلا در آن حضور نداشته است. همچنین این راوی ممکن است در اواخر رمان، ناگهان صحنه‌ای از بیست سال بعد را روایت کند و ککش هم نگزد و بلافاصله برگردد به صحنه‌ و زمان اصلی رمان.

    در نهایت ممکن است برای خوانندگان رمان اردوی زمستانی این سؤال پیش بیاید که «خب، چی شد؟»، مخصوصاً بعد از ماجرای تماس تلفنی مادر نیکلا با ویلای زمستانی و بازگشت فوری او به خانه به‌خاطر مسائلی که پدرش ایجاد کرده است. خواننده قطعاً به خاطر دارد که قبل از این تماس تلفنی، نیکلا درمورد پدرش لاف‌هایی زده و شخصیت هودکان را حسابی تحت تأثیر قرار داده است. او به هودکان گفته است که پدرش به‌تنهایی با قاچاقچیان کودک درگیر بوده و قطعاً ردّ قاتلان رُنه را هم در همین حوالی گرفته و اصلاً به همین دلیل است که یادش رفته ساک نیکلا را بازگرداند. هودکان که از این حرف‌های نیکلا ترسیده، همه‌چیز را به پلیس لو می‌دهد. ما واکنش پلیس را به این قضیه نمی‌دانیم، فقط می‌دانیم که پدر نیکلا کاری کرده که می‌تواند مورد خشم واقع شود. آیا او واقعاً در قضیه‌ی رُنه نقش داشته؟ آیا او خلافی انجام داده است؟ آیا او یک هیولا است؟ آیا واقعاً تصادف کرده و مُرده است؟ دقیقاً نمی‌دانیم. تنها چیزی که می‌دانیم اولاً این است که او چند سال قبل کار بدی می‌کند که خانواده‌اش مجبور می‌شوند شهرشان را ترک کنند و وادار به نوعی مهاجرت اجباری شوند. گویا حالا پدر نیکلا کار دیگری کرده. سرنخ‌های زیادی در رمان وجود دارد ولی نمی‌توان به‌طور قطع گفت که او چه‌کار کرده است. یکی از مهم‌ترین سرنخ‌ها، دیالوگ پاتریک است به مربی دیگر یعنی ماری‌آنژ: «می‌دانی، بلایی که سر رُنه آمده هولناک است، ولی به گمانم دلم برای این یکی بیشتر می‌سوزد. تصور کن، باید بار این ماجرا را بر دوش بکشد. چه بر سر زندگی‌اش می‌آید؟… پدرش دو سال پیش هم دردسر درست کرده. آن‌قدرها هم جدی نبوده، اما به‌هرحال ماجرای خیلی کثیفی بوده است.»

    ثانیاً می‌دانیم که نیکلا بعد از خداحافظی با پدرش و آمدن به ویلای زمستانی، دیگر هرگز او را ندیده است یا حداقل هرگز دیگر با او سخن نگفته است. رمان به صورت مستقیم به این مسئله نمی‌پردازد ولی برای فهمیدن آن کافی است یک بار دیگر جملات ابتدایی رمان را مرور کنیم:

    «بعدها، نیکلا دیرزمانی کوشید آخرین حرف‌هایی را که پدرش به او گفته بود به یاد بیاورد. حتی اکنون نیز در تلاش برای به یاد آوردن آن‌هاست.»

    بنابراین جمله‌هایی را که پدر نیکلا به او دم در ویلای زمستانی گفته، آخرین جملات او به نیکلا بوده است.

    درست است که رمان کارِر جذابیت‌های یک رمان کاراگاهی و جنایی را در کنار سایر جذابیت‌های خاص خودش دارد، اما هدف کارر به هیچ عنوان نوشتن یک رمان جنایی که در آن قاتل‌ها پیدا می‌شوند و سروته رمان بسته می‌شود، نبوده است. هدف ساختن کودکی و نوجوانی انسانی تکیده، منزوی و احتمالاً ترسو است که یحتمل قرار است بزرگسالی بسیار سختی داشته باشد. به همین دلیل است که راوی داستان مدام در دریای خیالات شخصیت اصلی رمان شنا می‌کند و از این خاطره به آن خاطره می‌رود و ترس‌ها و کابوس‌های او را بازنمایی می‌کند.

    رمان اردوی زمستانی امانوئل کارر
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیگالری نقد / قسمت هفتم: ساختارگرایی در نقد فیلم
    مقاله بعدی me_too# علیه me_too# / درباره فیلم چگونه سکس کنیم
    محمدرضا صالحی

    مطالب مرتبط

    وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

    آرتیست ریدر

    «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

    محمدرضا صالحی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.