Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    مقالات سینما

    نمایش ترس در میزانسنی آزمایشی / درباره سریال آنها (بخش دوم)

    پژمان خلیل‌زادهپژمان خلیل‌زاده۲۶ مهر , ۱۴۰۰
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    همانطور که در بخش نخست مقاله‌ نقد و بررسی و معرفی سریال «آنها» از پنج قسمت آغازین گفتیم، اکنون در بخش دوم مقاله به سراغ پنج قسمت واپسین سریال «آنها» خواهیم رفت. براساس دیاگرام مقاله به صورت مجزا و اپیزودیک در باب هر قسمت قلمی خواهیم زد.

     

    قسمت ششم – جان حامد

    سریال آنها

    پس از نمایش و پرداخت به خرده‌قصه‌های تواتری، اینک «آنها» در قسمت ششم بر همان روال دراماتیک و داستان‌گویی‌اش پیش می‌رود. در این اپیزود که در مورد زندگی منزویانه‌ی یک استاد دانشگاه است، با روایتی جدید و منحصربفرد روبرویم. همانطور که در هر قسمت به یک نوع سوژه در روند ژانر وحشت و رازآلود پرداخت می‌شد اکنون در «جان حامد» با یک قصه‌ی بی‌بدیل و جالب مواجهه می‌شویم.

    حامد که اخیراً دانشجویش دست به خودکشی زده است، از پس بحران و فشار روحی فردی‌اش در تعلیقی از توهم و الیناسیون با یک چالش عجیب روبرو می‌گردد. شروع فیلم با معرفی شخصیت مکمل اثر استارت می‌خورد که با پیش‌برد موتیف مکمل و المان تطبیقی و ایجابی شخصیت‌پردازی، به کمک این مکمل با پرسوناژ حامد و چالشش آشنا می‌شویم. این نوع نحوه‌ی روایت و پل زدن به قلب ماجرا، یک معرفی داغ و خوب را برای پیرنگ دامن می‌زند. ما بوسیله‌ی این دوست و از منظرگاه و دریچه‌ی نگاه وی با حامد و اتمسفر فردی‌اش آشنا می‌شویم. در داستان‌های رازآلود دامن زدن به چنین تواتر پارامتریکی، اساساً یک بحران را در قلب درام ایجاد می‌کند و چگالی پر تنش اصطلاحاً بر منظرگاه ابژکتیو ما تحمیل می‌شود. حامد از طریق این دوست است که در عمق بحران به موضع ایجاب و روان‌نژند خود پی می‌برد و سپس این چالش تبدیل به معضل نهادینه‌ی کاراکتر مکمل و نهایتاً مخاطب می‌شود.

    معضل فتیش اشیا و در پس آن، اختلال در روحیه‌ی ابژکتیو اشیا، خود بک بستر پرتنش را ایجاد می‌کند، یعنی دقیقاً همان پارامتر بغرنجی که چگالی خانه حامد و پرسونای او اسیرش می‌شوند. فیلم‌ساز به خوبی این اخلال را از ساحت فتیش تبدیل به معضل ترسناک انسانی می‌کند. اشیا خانه به شکلی عجیب و مرموز که سرآخر هم رمزگشایی نمی‌شوند تبدبل به مامور عذاب حامد بخاطر گناهش می‌شوند. کمپوزیسیون صدا و میزان ماکزیمال اثرگذاری‌اش، باعث به وجود آمدن تعلیق دراماتیک می‌شود. با اینکه این اپیزود ضعف‌های داستانی دارد، اما منحصربفرد بودن المان‌شدگی و نمادشدگی در این قسمت، یک چهارچوب رمزآلود سمپات را می‌آفریند که تا به آخر و آن پلان اینسرت بر برگه کاغذ و اعداد صفر و یک، پایانی پر از تشویش را در بسترسازی درام بارگذاری می‌کند.

    «جان حامد» یک طریقه‌ی قصه‌گویی تازه و بی‌بدیل را در سلسله روایات «آنها» خلق می‌کند که این ویژگی روایت اگزوتیکش، فی‌نفسه فضاسازی را بر همه چیز مقدم می‌کند. دوربین‌ ایستا و میزانسن‌های متروک در خانه‌ی حامد بسیار به جا و درست است و بار دیگر شاهد تنظم امر تکنیک و سازه‌ی نظم‌یافته‌ هستیم.

     

    قسمت هفتم – گوشه‌نشینان

    سریال آنها

    در قسمت هفتم بر پایه‌ی همان سیر سنتی و استفاده از کارکرد تم وحشت به مثابه‌ی قصه‌های بومی، فیلم‌ساز به سراغ یک مبنای دراماتورژی با زیست وطنی می‌رود.

    بار دیگر مقوله‌ی جن سوژه‌ی فیلم‌ساز ماست، سوژه‌ای که بسیار در چهارچوب آثار وحشت سینمای ما می‌تواند پتانسیل قصه‌گویی و تعلیق داشته باشد.

    این قسمت هم تقریباً با فضایی آرام مانند قسمت سوم (هورلا هورلا) حول یک جوان تنها و امروزی کلید می‌خورد که با آمدن یک دوست قدیمی همه چیزش تغییر کرده و معضلی ترسناک برایش رقم می‌خورد. فیلم‌ساز از تنهایی هاتف استفاده‌ی بهینه برای بارگذاری درام منفک و مشوش خود می‌کند و این تنهایی را به دو پوآن روایی جامپ‌کات پیرنگی می‌زند. این قسمت داستان کمی با کنش‌گرایی از بستر چندپاره شدن و پرداخت غیرخطی نسبت به سوژه شکل و ساختمان‌بندی می‌گیرد. پس از گذشت چند دقیقه و ورود آنتاگونیست فیلم یعنی گلرخ به ماجرا، ما شاهد یک فلش‌بک طولانی به روزهای پیشین هستیم. دختر به نوعی با ساحت فم‌فاتالی خود مرکزیت قصه را حول خود به شکلی گسسته شکل می‌دهد بدین گونه که با آمدنش، داستان دو پاره می‌شود و ما از ماجرای تشویش‌برانگیز سابق مطلع می‌شویم و پس از آن به فرآیند زمان حال می‌رسیم و جایگزینی قربانی شدن به جای اغوا کردن اکتسابی. نویسنده و فیلم‌ساز به نوعی از کارکرد شماتیک و روایی نئونوآرهای آمریکایی در دهه‌ی هشتاد و نود که وارد ژانر وحشت شدند، در «آنها» و این قسمت استفاده می‌نماید. با انتقال بستر زمانی ما خیلی زود به سمت مرکزیت داستان و نقطه‌ی ممزوج‌کننده‌ی هسته‌ی تم حرکت می‌کنیم. سبک فیلمبرداری و به کارگیری از دوربین روی دست اما فاقد تکان‌ها و لرزش‌های عصبی کننده در کنار کنتراست نور و بازی‌اش با تاریکی، یک ساختار دفرمه در لحظه و تخلیه‌ی آنی درام برای مخاطب ایجاد می‌شود. به جای اینکه مخاطب شاهد ورود موجودات عجیب‌الخلقه و اشکال دفرمه و اگزجره باشد، فیلم‌ساز با هوش خود روند و تلرانس میزانسن را بین تقارن سکوت و مونوتن‌های تزاحمی مقسم می‌کند و هر جایی که به مرکز کنش و اضطراب و تخلیه‌ی درام نزدیک می‌شویم، ابن کنتراست صداست که همه چیز را هدایت می‌کند و سپس حضور تضاددی سایه‌ها. کارگردان ما به خوبی در حالت و مرزی دو جانبه به سمت نمایش معلق و معوج از موجودات فراطبیعی قدم می‌گذارد و همین امر عدم نمایش آنها و انعکاس فیدبک حضورشان در اصوات و سایه و آن سکانس داخل پارک که موجودی انسان‌وار اما هضم شده در سایه که به سمت هاتف می‌دود، تمامیت شکل‌گرایی «گوشه‌نشینان» در امر التهابی این مضمون مهم و کلیدی را می‌سازد. توازی روایت‌ها و ورود و خروج کاراکترها و قرارگیری منظم آنها در اوج و فرود درام با آن ساختار غیرخطی، بسیار مناسب هدف‌مندی و نظم گرفته‌اند. فقط بازی دیبا زاهدی  در نقش گلرخ کمی تصنعی است و  بخصوص در اکت‌های مسکوتش در سکانس فلاش‌بک و آشنایی اصلی‌اش، بسیار بد است. کاراکتر نگاهش حس تعلیق آنچنانی برای مخاطب در لحظه نمی‌آفریند و میمیک صورت بسیار فوتوژنیک و دکوراتیو عمل می‌کند. اما بازی کاراکتر هاتف با بازی عرفان ابراهیمی خوب و اندازه است با اینکه او هم در فرازهایی تپق اکتی و تحرکی می‌زند.

     

    قسمت هشتم – ویو ابدی

    سریال آنها

    تا به اینجای سریال «آنها» که با فراز و نشیب در اپیزودها طرف بودیم، شاید بتوان گفت یکی از بدترین قسمت‌های سریال همین اپیزود است. اپیزودی کم‌مایه با داستانی یک خطی که تمام ملات و بن‌مایه‌اش را براساس همان غافلگیری پایانی تئوریزه کرده است؛ غافلگیری که بشدت رو هواست و در ثانیه با یک ضربه‌شست لو دهنده از حقیقتی پوک و بی‌پشتوانه، حاصل زیادی برای مخاطب ندارد.

    «ویو ابدی» داستان چند خطی‌اش بر این منوال است که زن و شوهری به همراه یک بچه یک ساله به دیدن خانه‌ای می‌روند، اما شوهر وقتی به بالکن می‌رود از آن بالکن به پایین سقوط می‌کند و چون ساعت ده و ده دقیقه شب این اتفاق افتاده است روح شوهر هر شب همین ساعت می‌آید‌. پلات چند خطی و خلاصه‌وار این قسمت همین بود، پلاتی که تمام خطوط و محورهای مواصلاتی درامش را بر پایه‌ی یک اتفاق ناگهانی می‌خواهد بسط طولی و عرضی بدهد. مشکل اصلی و کُمیت لنگان داستان دقیقاً از همین گره‌ی مضمحل ابتدایی آغاز می‌شود. فیلم‌ساز بدون اینکه به درستی و به روش دراماتیک برای مخاطب کنش پرت‌شدگی را تبدیل به عاملیت لحظه و سپس علیت طولی و عرضی درام و پیرنگ کند، خیلی مقوایی و سردستی این اتفاق را رقم می‌زند. مرد خیلی مصنوعی و عروسکی به تراس می‌رود و ناگهان پرت می‌شود. سوژه‌ی پرت‌شدگی المان مهم در عامل بودن این اتفاق متافیزیکی باید باشد که متاسفانه از درون پوچ و مضمحل است. حال بر روی ستون و پِی خودمضمحل و سست ساختمان اثر، کارگردان می‌خواهد ضرباهنگ و ریتم بر روی آن سوار نماید که منطقاً چنین اتفاقی نمی‌افتد. در پاساژ بعدی و قله‌ی ثانویه، خیلی زود ما باید منتظر شوهر مرده باشیم و بخاطر چنین سوژه‌ی کلیشه‌ای در ژانر وحشت و تریلر، عملاً برای مخاطب همه چیز لو رفته محسوب می‌شود. به بیانی دو سوم فیلم تماماً فعلیت و فاعلیت و علیتش نزد مخاطب مستهلک و درون‌تهی است و هیچ سنخیت ابژکتیو و حتی سوبژکتیوی ندارد. شبح شوهر مرده که هر شب در ساعت مقرر زن را در خانه آزار می‌دهد اصلاً دلیل متقن و منطقی بر سیر دال و مدلولش وجود ندارد. آیا آزار است یا یک دیدار؟؟! زن چرا تشویش دوگانه دارد؟ مگر جن یا شبح خبیثه دیده است؟؟!!!

    در این اپیزود ما دائماً با تنالیته‌های هوازی دراماتیک و لکنت در ارائه‌ی نمایش مواجهه هستیم. گویی نویسنده و فیلم‌ساز فقط و فقط ایده‌ی غافلگیری پایان فیلم – که چقدر بازی‌ها افتضاح است – در ذهن‌شان تلالو زده و حال برحسب آن پایان‌بندی رفته‌اند به چیدمان چنین پلاتی که زن و مردی به خانه‌ای می‌آیند، مرد برحسب اتفاقی باسمه‌ای کشته می‌شود و اتفاقات شبح‌بازی و نهایتاً می‌رسیم به میزانسن پایانی و رویارویی با روح اسیر شده در برزخ خانه که به طور جالبی نمی‌داند مرده است، رخ خواهد داد.

    چنین داستانی با این گره‌های کور و آن گره‌گشایی آخر نه پرداخت بسیطی دارد و نه اتفاقاً بسط چنین روایتی اصلاً در حال و تحوالات عقیدتی زیستی و اکولوژیک ما نیست. فیلم یک کپی بد و عقب‌افتاده و بشدت سرسری از آثار دسته چندم فرنگی است که می‌خواهند کنش پایانی را همانند برگ برنده رو کنند. بازی‌های فیلم به کل، همه‌اش افتضاح است. بازی‌هایی مفت و نسیه که ارزنی ارزش اکت و میزانسن و متورانسن‌دهی هم ندارد. از ابتدا تا انتها با دوربینی گیج طرفیم که دائماً بین هال و اتاق خواب و حمام رفت و آمد دارد و به طرز بامزه‌ای یک سکانس نفس‌گیر یا کنجکاو برانگیز در تراس هم نداریم. «ویو ابدی» در کنار بدترین‌های «آنها» رده‌بندی می‌شود، اپیزودی فاحش و سرهم‌بندی شده و ابتر.

     

    قسمت نهم – صدادزد

    سریال آنها

    همانطور که از ابتدا تولیدکنندگان «آنها» در اپیزودهایی دست به معرفی و پیش‌برد قصه‌هایی با ایده‌های نو و جالب زدند، اینبار در قسمت نهم یک موضوع و چالش انفرادی تازه را مورد ارزیابی دراماتیک قرار می‌دهند. یک گوینده‌ی رادیو به شکلی مرموز و مخوف صدایش توسط یک نیروی ماورایی دچار اختلال گویش می‌شود و هر چه که در زندگی و افکار و اندیشه‌هایش موج می‌زند را این صدا بدون کنترل فرد به بیرون آواز می‌دهد. ایده‌ی جالب و قابل پردازشی است، با اینکه شبیه به چنین اختلال‌های نیمچه سوررئال و فانتزیکی در آثار ژانر وحشت و معمایی در سینمای جهان به آن پرداخته شده است. فرزاد با بازی مناسب نیما رئیسی یک زندگی دوگانه و پنهانی دارد و با ساخت زیستی پر از دروغ و فریب، برای خویش حایل‌های امنی را فراهم کرده است که ناگهان این صدای مرموز تمام وجود و زندگی‌اش را برهم می‌زند. فیلم در ارائه‌ی داستان در پله‌ی نخست خوب وارد ماجرا می‌شود و حتی با چند سکانس و پردازش مبهم مانند در خواب سخن گفتن فرزاد با دخترش، این ابهام را با یک چاشنی مناسب بارگذاری دراماتیک می‌کند، اما در پرداخت به علیت سوژه، پیرنگ هیچ کنش و دالی ارائه نمی‌دهد. این حالت عجیب که سوار بر مونوتن صدای فرزاد شده است اصلاً چیست؟؟! حالتی از جن‌زدگی است؟! یا یگ اختلال ماورالطبیعی و یا شاهد یک ادغام متافیزیک با نیرویی شر هستیم؟! هیچکدام این دال‌ها پرسشی بصری و علیتی به مثابه‌ی پردازش نمایشی ندارد. مانور اصلی داستان و فیلم بر روی کنش در پسا-اختلال صوتی کاراکتر نهفته است. قصه بهتر می‌بود که با یک یا دو فلاش‌بک، یک نیمچه تم کوچک را در حالت درونی و اختلالی فرزاد از دوران کودکی مرموز و مبهمش در داستان قرار می‌داد و یا بر اثر یک رابط و واصل بیرونی که به دلایلی این نیروی ماورایی صدادزد را بر سمتش گسیل کرده است. در استدیوی رادیو ما فقط یک صدای لرزان از پشت تلفن را می‌شنویم و سپس گویی این صدادزد به فرزاد مانند یک بیماری سرایت می‌کند، اما علیت این موضوع و شکل‌گیری چنین موضع و المان حاد و بغرنجی چگونه رخ می‌دهد، یک علامت سئوال بزرگ است. پیام اصلی و روبنایی و زیربنایی «صدادزد» این است که در زندگی‌ باید حواس‌مان را بیشتر جمع کنیم تا با غرایز و خصوصیات‌مان تن به فریب و تزویر و ریا ندهیم و این پیام به دلیل عدم پرداخت پرمایه بر پارامتر شکاف پرسونای فرزاد، زیادی تبدیل به شعار گل‌درشت می‌شود.

    بازی بازیگران همه به کل بد است و مصنوعی، به جز نیما رئیسی که او هم بیشتر از صدایش مایه می‌گذارد، ولی از آن‌سو مثلا بازی زن فرزاد فاجعه‌ی مطلق است. بازیگر مورد نظر حتی راه رفتن درست در میزانسن و میمیک گرفتن در مقابل دوربین را آموزش ندیده است و بیشتر شبیه به این دختران کلیپ‌های موزیک ویدئو است که برای شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود. آن یکی زن که رابطه‌اش هم به درستی با فرزاد مشخص نیست تا حدودی با این در و آن در زدن چند اکت از خود بروز می‌دهد. پایان فیلم که به پلان بریدن زبان می‌رسد بهتر بود عربان‌تر رو به دوربین صورت می‌گرفت به شکلی که هدف نهایی صدادزد به ثمر می‌نشست، اما پایان ماجرای صدادزد با آن بریدن در پشت پرده‌ی کات، درست مثل آمدنش در ابهام باسمه‌ای و غیرعریان ول است.

     

    قسمت دهم – غراب‌دره

    سریال آنها

    سریال «آنها» با قسمت دهم خود پس از نمایش نه قصه‌‌ی مختلف و متنوع در پلات‌ها و روایت‌های مختلف، به پایان کارش نزدیک می‌شود و شاهد آخرین اپیزود آن هستیم. فیلم‌ساز همانطور که قسمت نخست را در گام اول برای نمایش قالب کلی اثرش به مخاطب که دارای درجه و تراز درخوری بود ارائه داد، اینک در پایان هم این چرخه‌ی دوار را به یک ماجرای ماورایی با حضور موجودات متافیزیک و اجنه به نقطه‌ی استعاره و ایجاز می‌رساند.

    دو دوست جوان، حمید و سیامک برای کشف گنجی قدیمی به منطقه‌ای در شمال کشور می‌روند و رفته‌رفته در یک طلسم و نفرین قدیمی خود را گرفتار دیده و نهایتاً همانند سایرین راهی جز سقوط و مرگ ندارند.

    پردازش و موجز شدن روی بازی‌ها در این اپیزود از همان ابتدا از جانب کارگردان در صحنه قابل استشمام است. فیلم‌ساز می‌خواهد پایان‌بندی منسجم و محکمی برای سیر دراماتیک سریالش تدارک ببیند. اما بازی سیامک (بابک بهشاد) با تمام زور زدن‌هایش بد است و مصنوعی و در کلیتِ اتمسفر نمی‌نشیند. در مقابل شخصیت حمید با بازی (امیر احمد قزوینی) کمی در شروع تپق دارد و با لکنت خودش را در چگالی جا می‌کند. در کل فصل آغازین «غراب‌دره» خیلی باسمه‌ای و بشدت تلویزیونی و کلیشه‌ای گرفته شده است؛ حتی حرکت موجز و منحصربفردی در تکنیک برای نمایش زیست پرسوناژها در قاب و تراکینگ‌شات نمی‌بینیم. گویی پرولوگ داستان را همینطور سرسری در یکی دو برداشت ضبط کرده‌اند تا سریعاً به لوکیشن خلوت در داخل جنگل نقل مکان کنند. چون تفاوت و تناقض را در دو خط متنافر بین نیمه‌ی اول و اوپنینگ و نیمه‌ دوم و پایان‌بندی فیلم می‌بینیم. مثلاً سکانس نشان دادن اسلحه به حمید توسط سیامک را در نظر بگیرید؛ دوربین یک جایگاه‌ مدیوم‌شات دارد که کاملاً در هوا و بین مرکزیت میزانسن است و در فاصله‌ی تراکینگ‌شات یک چگالی هوازی بین خود و سوژه جا انداخته است.

    اما اصولاً داستان «غراب‌دره» از خانه عزت همان نقشه‌خوان و گنج‌کن شروع می‌شود، به بیانی از منظر تصویر و نفس ماهوی و نفس درام نمایشی ما با میزانسن در حد معمول و منسجم طرفیم. به فراز جنگل که می‌رسیم، ایجاد کنتراست بین نور و سایه و مونوتن‌های صدا از داخل شاخ و برگ‌ها، به خوبی ساحت جایگزینی و جابجایی بین سوژه و اختلال در مرکزیت ابژه ایجاد می‌کند. کاراکتر حمید کم‌کم بر روی دور می‌افتد و اکت‌های ایجابی‌اش و بروز خوی آنتاگونیستی در پس پیوندش با حالت هیستریکی و روان‌نژندی، او را کاملاً هماهنگ با حرکات دوربین می‌کند. هر چه میزان تلرانس نور در کنتراست خود با جایگاه دوربین بهم می‌ریزد، این اخلال به ساحت پرسوناژی حمید یک انتقال بغرنج را صورت می‌دهد. مثلاً جایی که حمید اسلحه را از سیامک می‌گیرد و دیگر سقف تحمل پرخاشش به سر آمده و دائماً به اطراف خیره می‌شود. دوربین بین نماهای pov از حمید و نمای مدیوم‌شات و تمام شات از چهار نفر داخل قاب، موضع قرارگیری آنتاگونیست را دقیقاً در موضع برتر شر قرار می‌دهد و لال‌شدگی سیامک هم مزید بر علت می‌شود.

    آن مرد کوتوله دقیقاً مشخص نیست که چرا آنها را آزار می‌داد!؟ اما کشتار آخر و فوران خشمی روانی و سپس رهسپار شدن خونسرد، فراز پایانی را بیشتر ترسناک می‌کند؛ اینکه انسان‌ها می‌توانند بخاطر طمع خطرناک‌تر از شیطان یا جن باشند.

    سینمای وحشت آنها سریال آنها
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلینمایش ترس در میزانسنی آزمایشی / درباره سریال آنها (بخش اول)
    مقاله بعدی نگاهی به مینی‌سریال صحنه‌هایی از یک ازدواج (2021) Scenes from a Marriage
    پژمان خلیل‌زاده

    مطالب مرتبط

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    پرویز جاهد

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    فینیکس

    وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

    پیمان تبرخون
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.