Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ادبیات پرونده‌های ویژه پرونده شماره ۲

    آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

    پریسا جوانفرپریسا جوانفر۱۵ مرداد , ۱۳۹۹
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    جویس
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    چهار سال بعد از اینکه جیمز جویس دوبلینی‌ها را ترک کرده بود، در تاریخ 25 سپتامبر 1906 بعد از تمام شدن داستان‌های دیگر اولین کتابش، از رم به برادرش نامه نوشته و گفته بود که بعضی از عناصر دوبلین در داستان‌هایش از قلم افتاده، مثلا انزوای اصیل و مهمان‌نوازی آنها که در جاهای دیگر اروپا وجود ندارد. بنابراین اندکی از این گرما را وارد داستان مردگان کرده بود. این را رابرت شولز در نقدی از دوبلینی‌ها می‌نویسد. با این تفاسیر، گمان می‌کنم که او با رفتن از کشورش و دیدن خصوصیات فرهنگی دیگر اروپاییان خصوصا فرانسوی‌ها که معمولا مهمانی‌های خود را در رستوران می‌گیرند به این نتیجه رسیده و حیفش آمده که حرفی از آن نزند؛ به هر حال به قول آلن دو باتن نوشتن واکنشی است آشکار به پیامدهای فراموشی، خصوصا برای جویس در غربت. اما نکته این است که جویس ایهام‌نویس قابلی است و هم‌چنین از تجربه‌ی زیسته‌اش بسیار در نوشته‌هایش استفاده می‌کند و معمولا شخصیت‌هایش را از بین کسانی انتخاب می‌کند که با آنها آشنایی دارد، پس احتمالا علاوه بر این جنبه‌ی زندگی مردم کشورش، بدش نمی‌آمده که در مورد برخی اعتقادات مذهبی‌اش در مورد مرگ که در داستان‌های دیگر کم‌رنگ‌تر به آنها پرداخته بود، هم صحبت کند. به هر حال در خلال متن داستان مردگان، عقاید مذهبی‌اش که مانند آونگی در حرکت است به شدت رخ نمایی می‌کند و ما را به فکر وامی‌دارد که جویس تا چه حد مذهبش را راهی غرب کرد؟!
    توجه به مرگ و جهان بعد ار آن، از اسم داستان که مردگان است شروع می‌شود و تا جایی پیش می‌رود که شخصیت اصلی خود احتمالا به جمع مردگان می‌پیوندد. همه‌ی ما شنیده‌ایم که مادر جویس باعث شده او به مدرسه مذهبی برود ولی او در جوانی عقاید مذهبیش را از دست می‌دهد. با این اوصاف، اگر بخواهیم مذهب جویس را لابه‌لای خط‌های مردگان پیدا کنیم اولین نکته‌ای که به آن برمی‌خوریم در اولین صفحه از کتاب است که قرار است مجلس رقصی در خانه‌ی دو خواهر که خاله‌های شخصیت اصلی هستند برگزار شود. این مراسم سالانه به مناسبت کریسمس یعنی تولد عیسامسیح برگزار می‌شود. این دو میزبان هر کدام به نحوی مشغول به خدمت برای کلیسا هستند، جولیا که خواننده‌ی سوپرانوی درجه یک کلیسا و کیت که معلم موسیقی است. پس افردی که با آنها در این داستان آشنا می‌شویم افرادی در خدمت کلیسا و مسیحیت هستند. کسانی که غذای مهمانی کریسمسشان، غاز است که برمی‌گردد به مسیحیان قرون وسطی، هنگامی که بین روز سنت مارتین و کریسمس روزه می‌گرفتند و روزه‌شان را با غاز باز می‌کردند و این سنت با توجه به این داستان، در ایرلند هم رایج بوده است.
    در خلال داستان با پیشینه‌ی خانوادگی پروتاگونیست هم آشنا می‌شویم و متوجه می‌شویم که مادر او برخلاف دو خواهر دیگرش تجربه‌ای در موسیقی ندارد؛ اما اعتقادات مذهبی اش باعث شده برای پسران خود اسم‌های مذهبی انتخاب کند و حتی یکی از پسرانش را به مذهب تشویق کرده و از آن یک کشیش ارشد دربیاورد.
    نام پروتاگونیست داستان را مادرش توسط جویس، گابریل که همان جبرئیل است نهاده است. طبق اعتقادات مسیحیان، جبرئیل به زبان عبری به معنای «مرد خدا» است و پیام آور تولد و زندگی است. در مقابل، نام آنتاگونیست داستان میکاییل است که این نام هم در عبری به معنای «کیست که شبیه خدا باشد؟» آمده است. این نوع نامگذاری علاوه بر اینکه وزن مذهبی داستان را پررنگ می‌کند، آنها را نمادهایی از زندگی و مرگ می‌کند که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد ولی قبل از آن طبق بخش بندی داستان، رفتار افراد دیگری بررسی خواهد شد که جویس سعی کرده برخی عقاید مذهبیش را از طریق آنها به نمایش بگذارد.
    به عنوان مثال در جایی از داستان این اختلاف نظر بین دو خواهر بوجود می‌آید که خاله جولیا که حتی در پیری صدای خوبی دارد معتقد است که آواز خواندن جز برای کلیسا و در خدمت دین نباید باشد، او کسی است که برای خواندن، ساعت شش صبح کریسمس به کلیسا می‌رفته و حالا خواهرش کیت معتقد است که جولیا بیخود و بی جهت یک عمر در کلیسا آواز می‌خوانده در حالی که پاپ زن‌هایی مثل او را از کلیسا بیرون کرده است. وقتی هم که مری‌جین برادرزاده‌ی او که از کودکی در کلیسا پیانو می‌نواخته، این کار را برای خدا می‌داند، خاله کیت موافقت می‌کند که برای خدا بودن کارها مهم است اما عادلانه نیست. پس اینجا با خاله کیتی مواجه هستیم که هنوز در چنته‌ی اعتقادی خود خدا را دارد اما نگرشی انتقادی به کلیسا را نیز مطرح می‌کند که به نظر می‌رسد با توجه به دگرگونی مذهبی که در جویس وجود داشته، این اندیشه از ذهن خود جویس در قالب اندیشه‌ی خاله کیت مطرح شده باشد. البته جلوتر متوجه می‌شویم که خاله کیت که از طرفی نمی‌خواهد دل مهمانان مذهبی خود را برنجاند و از طرفی در مذهب و تقدس پاپ مردد مانده حرف خود را تصحیح می‌کند و می‌گوید قصدش جسارت به ساحت مقدس جناب پاپ نیست. و بعد از آن همگی گرسنگی مهمانان را بهانه می‌کنند تا قبح صحبت کردن در مورد مسایل مذهبی نریزد.

    دوبلینی‌ها

    بر سر شام هم صحبت به صومعه‌ی کوه مله‌ری کشیده می‌شود. این صحبت از مهمان‌نوازی و مستغنی بودن اعضای این صومعه شروع می‌شود و به این می‌رسد که راهبان این صومعه هیچ حرف نمی‌زنند و ساعت دو بعد از نیمه شب برمی‌خیزند و در تابوت می‌خوابند. این کار از نظر خاله کیت چنین تلقی می‌شود که این راهبان سعی می‌کنند جور گناهان بقیه را بکشند که روزانه مرتکب می‌شوند ولی چون این دلیل قانع کننده نیست، مری‌جین پادرمیانی می‌کند و می‌گوید که این کار یاداوری عقوبتشان است؛ که نشان دهنده‌ی اهمیت جهان بعد از مرگ در آموزه‌های مسیحیت است که راهبان این دنیا را برای خود سخت می‌گیرند تا در دنیای دیگر زندگی خوبی داشته باشند.
    طرح این موضوع بر سر میز شام کریسمس توسط جویس چند نکته را یاداوری می‌کند، اول اینکه کسانی که در مهمانی این موضوع را سر میز شام گوشزد می‌کنند خود گویی عذاب وجدانی درونی دارند که الان که آنها در حال لذت بردن از شام به عنوان لذتی دنیوی هستند، راهبان و تارکان دنیا دارند آماده می‌شوند که خواب را به عنوان یک لذت دنیوی خراب کنند و این باعث سکوت در مهمانی می‌شود، دوم اینکه اهمیت این موضوع در داستان همسویی آن با مضمون داستان یعنی تقابل مرگ و زندگی است و سوم اینکه همه می‌دانیم جویس در دورانی این داستان را می‌نویسد که امیدش را به جامعه ایرلند و مذهب از دست داده و به نظر می‌رسد با یک دید انتقادی موضوع را مطرح می‌کند که در این دنیا کسانی زندگی دنیوی خود را با نادیده گرفتن نیازهای فیزیولوژیکی که با انسان آفریده شده و از او جدا نیست به شیوه‌ای افراطی، سخت و تلخ می‌کنند تا در دنیایی که ندیده‌اند و فقط وعده آن را با واسطه شنیده‌اند به دست آورند. البته قضاوت قطعی مورد آخر با توجه به پیچیده نویسی جویس دشوار است و این را هم به ذهن می‌آورد که ممکن است این موضوع نه تنها انتقادی نبوده بلکه در راستای تایید کار راهبان مبنی بر ترک امیال دنیوی برای به دست آوردن آخرت باشد.
    در جای دیگری در داستان، ترجیح مرگ به زندگی باز هم نمایان می‌شود و آن جایی است که سر شام در مورد خوانندگان زنده و مرده بحثی مطرح شده و عده‌ی زیادی خصوصا افراد مسن‌تر، خوانندگان و نوازندگان قدیمی که مرده‌اند را می‌ستایند و به خوانندگان و نوازندگان جدید و زنده علاقه‌ای نشان نمی‌دهند و به نظر می‌رسد جویس این موتیف را عمدا برای جا انداختن هر چه بیشتر این نگرش به کار گرفته است.
    در انتهای شام گابریل سخنانی ایراد می‌کند و در آن به این موضوع اشاره می‌کند که با وجود خاطرات غم‌انگیز، باید زندگی کنیم و وظایف زنده‌مان را انجام دهیم و به عشق‌های زنده‌مان کمک کنیم. و همچنین برای خاله‌هایش دعا می‌کند و به سلامتی آنها شراب می‌نوشد. در نظر مسیحیان، نوشیدن شراب نوعی شکرگزاری به درگاه خداست و فرصتی برای یادآوری نجات و سعادت و مرگ عیسا مسیح است. نوشتن همچین صحنه‌هایی در داستان تاکیدی است بر این رسم مسیحیان و سپردن این کار به گابریل با توجه به نام او به عنوان فرشته‌ بشارت که پیام آور رحمانیت خداست، بسیار منطقی و در جهت هدف داستان است.
    در این داستان همانطور که قبلا نیز اشاره شد، موسم کریسمس است و خلاف واقع، برف می‌بارد. برف نیز در داستان نویسی استعاره از مرگ است و به کارگیری برف بر موضوع داستان که مرگ است، تاکید دارد. بیشتر زمان داستان صحبت‌هایی در مورد مرگ به میان می‌آید تا ذهن خواننده را برای نقطه عطف داستان آماده کند؛ گویی یک مقدمه چینی طولانی لازم است تا ما متوجه شویم در انتهای داستان چه اتفاقی قرار است رخ دهد.
    بنابراین در صفحات انتهایی داستان نام فردی به نام مایکل به میان می‌آید که در جوانی وقتی گرتا به دیر می‌رفته، به خاطر ابراز عشق زیر باران و در حال بیماری مرده است. قبل از هرچیز باید خاطر نشان کرد که نام گذاری این فرد مرده به نام مایکل یادآور میکاییل فرشته‌ی روز قیامت و مظهر برف است. از این جهت خود یادآور مرگ است.
    از طرفی این طور به نظر می‌رسد که گرتا در آن لحظه‌، بیشتر از اینکه عاشق شوهرش گابریل باشد، عاشق مایکل است و این موضوع نشان می‌دهد که گرتا مثل راهبان صومعه‌ی کوه مله‌ری به مرگ و دنیای پس از آن اعتقاد بیشتری دارد. پرداختن انتقادی جویس به این موتیف جالب توجه است؛ چه همانطور که معمولا عاشق‌هایی که به وصال نرسیده‌اند، حرص و حسرت بیشتری نسبت به آن دارند، در مورد دنیا و آخرت هم همینگونه است و این نمادگرایی بسیار نمایان است در داستان.
    همچنین در طول داستان دائما این نکته مورد اشاره قرار می‌گیرد که گرتا و خیلی از افراد قصد سفر به غرب را دارند و گابریل برعکس قصد سفر به شرق را دارد. این دو جهت به ترتیب نشان دهنده‌ی حرکت به سمت مرگ و حرکت به سمت زندگی است و این تضاد بین گابریل و گرتا را بیشتر نشان می‌دهد.

    جیمز جویس

    در سنت مسیحیت، میکاییل، شاهزاده‌ی برف است که با نقره پیوند دارد و در صحنه‌های انتهایی داستان حتی گابریل هم که کوشیده تا مایکل را در نظر گرتا خار و خفیف کند که در واقع کم اهمیت جلوه دادن مرگ است؛ در این کار ناموفق عمل کرده، تسلیم مرگ می‌شود و در کنار همسرش می‌خوابد و به این فکر می‌کند که مرگ گریزناپذیر است و به دانه‌های نقره‌ای برف نگاه می‌کند و می‌خواهد سفرش را به غرب آغاز کند. این اشارات علاوه بر تاکید بر اعتقاد به زندگی پس از مرگ در بین مسیحیان (حتی گابریل به عنوان یک دوبلینی روشنفکر و آوانگارد و نماد و فرشته‌ی آتش)، طبق آموزه‌های مسیحیت، به برتری میکاییل بر جبرئیل اشاره دارد. و چون جویس اعتقاد دارد «مرگ زیباترین صورت زندگی است»، تصمیم می‌گیرد گابریل را به کام مرگ بکشاند و اپی فنی بزرگ گابریل را منجر شود.
    در چند خط پایانی داستان، گابریل همینطور که برف دوبلین را نگاه می‌کند، روح مایکل زیر باران، کلیسای خلوت و قبرستان محل دفن مایکل و صلیب‌های خمیده‌ی بالای قبرها را تصور می‌کند که برف، آن را پوشانده. این تصورات که جویس با مهارت در ذهن گابریل قرار داده، نگاه انتقادی‌اش به کلیساهای خالی از معنویت و بیهودگی تصلیب مسیح و بیهودگی اعتقادات به مسیحیت را نشان می‌دهد.
    در نهایت اگر بخواهیم عقاید مذهبی جویس را در میان داستان‌هایش جستجو کنیم، به نظر می‌رسد او ناخواسته بین ایمان و بی‌ایمانی، مردد مانده و یا شاید با توجه به علاقه‌اش به ابهام و پیچیدگی نخواسته اعتقادش را عیان سازد. چنانچه در جایی مرگ را برتر از زندگی می‌داند اما در جایی دیگر آن را به دید انتقادی می‌نگرد. از طرفی می‌دانیم جویس زمانی که مردگان را می‌نوشته، اعتقادی به مذهب کاتولیک نداشته و موضع انتقادیش در مردگان مشهود است ولی برخی از آموزه‌های دینی چنان در ذهن و عملش جای گرفته که غیرقابل انکار می‌نماید و تعالیم مذهبی از اسم اشخاص گرفته تا دست و پنجه نرم کردنشان با مرگ، به صورتی نمادین و استعاری نمایان است. در نتیجه می‌توان گفت بعضی اعتقادات از کودکی چنان در ما نهادینه می‌شود که آن را از واقعیت زندگی جدا نمی‌دانیم و حتی اگر اعتقادمان را هم از دست بدهیم، موضوعاتی برایمان چنان بدیهی است که حساب آن را با دین جدا می‌دانیم در صورتی که منشا آنها دین است.

    این مطلب به کوشش تیم تحریریه مجله تخصصی فینیکس تهیه و تدوین شده است.

    جیمز جویس داستان مردگان دوبلینی‌ها
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیبالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!
    مقاله بعدی مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز
    پریسا جوانفر

    مطالب مرتبط

    وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

    آرتیست ریدر

    «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

    محمدرضا صالحی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.