Close Menu
مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس

    Subscribe to Updates

    Get the latest creative news from FooBar about art, design and business.

    What's Hot

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    Facebook X (Twitter) Instagram Telegram
    Instagram YouTube Telegram Facebook X (Twitter)
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    • خانه
    • سینما
      1. نقد فیلم
      2. جشنواره‌ها
      3. یادداشت‌ها
      4. مصاحبه‌ها
      5. سریال
      6. مطالعات سینمایی
      7. فیلم سینمایی مستند
      8. ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۲۴
      9. همه مطالب

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      پس از آنچه می‌کُشیم چگونه زندگی می‌کنیم؟ | تحلیل تماتیک فیلم «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۱ دی , ۱۴۰۴

      شک در برابر یقین، انتقام در برابر اخلاق | نگاهی به فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته‌ی جعفر پناهی از منظر فلسفه‌ی دیوید هیوم

      ۲۳ آذر , ۱۴۰۴

      «تمام آنچه از تو باقی مانده است»، روایت تراژیک سه نسل از یک خانواده فلسطینی

      ۱۷ آذر , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴

      روایت یک زندان، در میانه‌ی بحث‌های جهانی درباره‌ی سرکوب و آزادی هنر

      ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ ایرانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | مسافران

      ۱۷ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۶۵ سالگی فیلم «حقیقت»

      ۱۳ دی , ۱۴۰۴

      روایتی یگانه از حقیقت پاره پاره | بازخوانی فیلم «روز واقعه»  به نویسندگی بهرام بیضایی

      ۹ دی , ۱۴۰۴

      یک پنجره برای دیدن؛ کلاسیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها | به بهانه ۵۰ سالگی فیلم «بعد از ظهر سگی»

      ۶ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفت‌و‌گوی اختصاصی محمد عبدی با بلا تار؛ راز و رمز جهان سیاه و سفید 

      ۱۳ آذر , ۱۴۰۴

      این انتخاب تک ‌تک افراد است که در این برهه کجا بایستند: در کنار مردم یا در سمت منفعت شخصی | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: مریم مقدم

      ۶ آذر , ۱۴۰۴

      خوشحالم که کنار مردم ایستادم | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: زهرا شفیعی دهاقانی

      ۲۲ آبان , ۱۴۰۴

      رحیم شاگرد نجار یا مانکن گوچی و بربری | نگاهی به چهار قسمت اول سریال «بامداد خمار»، ساخته‌ی نرگس آبیار

      ۱۸ آبان , ۱۴۰۴

      بازنمایی ملتهب فرودستی و روایت‌های تکرارشونده | درباره سریال‌های نمایش خانگی

      ۱۳ آبان , ۱۴۰۴

      «قلب‌های سیاه»؛ جذاب و تاثیرگذار اما ناموفق در بازنمایی واقعیت جنگ با داعش

      ۱۷ شهریور , ۱۴۰۴

      مرز باریک بین جبر و اختیار | نگاهی به سریال «وحشی» ساخته هومن سیدی

      ۳ شهریور , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      بازنمایی جنون در «وویتسک» کارل گئورگ بوشنر، «وویتسک» ورنر هرتزوگ و «پستچی» داریوش مهرجویی

      ۲۱ مهر , ۱۴۰۴

      ترحم بر چلاق تیز دندان در یک تصادف ساده

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۴

      مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

      ۴ دی , ۱۴۰۴

      ایستادن مستند در زمین تاریخ | درباره سینمای مستند و مسائل آن در ایران امروز

      ۲۵ آذر , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      گم شدن در خانه دوست | درباره مستند «درخت زندگی» به بهانه درگذشت احمد احمدپور

      ۶ آبان , ۱۴۰۴

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

      ۶ اسفند , ۱۴۰۴

      گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

      ۵ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی پنجره به خط مقدم بدل می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      برلیناله ۲۰۲۶ | «اگر زنده بودم»؛ غلبه رویا بر واقعیت

      ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴
    • ادبیات
      1. نقد و نظریه ادبی
      2. تازه های نشر
      3. داستان
      4. گفت و گو
      5. همه مطالب

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      دربارۀ «بد دیده شد، بد گفته شد» ساموئل بکت

      ۱ دی , ۱۴۰۴

      آخرین پیامبر ادبیات مدرن جهان: ناباکوف

      ۲۴ آذر , ۱۴۰۴

      معصومی که سانسور شد؛ نگاهی به داستان «معصوم چهارم» هوشنگ گلشیری

      ۲۰ آذر , ۱۴۰۴

      جادوی روایتگری در رمان کوتاه «بدرودها» نوشته‌ی خوآن کارلوس اونتی

      ۱۶ مرداد , ۱۴۰۴

      بررسی فمنیستی رمان «گوگرد» نوشته‌ی عطیه عطارزاده

      ۱۰ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به رمان «رؤیای چین» نوشته‌ی ما جی‌ین

      ۹ خرداد , ۱۴۰۴

      نگاهی به داستان «خانواده‌ی مصنوعی» نوشته‌ی آن تایلر

      ۲ فروردین , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴

      ژانوس | داستان کوتاه از آن بیتی

      ۲ آذر , ۱۴۰۴

      چارلز | داستان کوتاه از شرلی جکسون

      ۱۱ آبان , ۱۴۰۴

      محدوده | داستان کوتاه از جویس کَری

      ۶ مهر , ۱۴۰۴

      گفتگو با مهدی گنجوی درباره تصحیح نسخۀ جدید کتاب «هزار و یکشب»

      ۲۴ شهریور , ۱۴۰۴

      اعتماد بین سینماگر و نویسنده از بین رفته است | گفتگو با شیوا ارسطویی

      ۲۴ اسفند , ۱۴۰۳

      هر رابطۀ عشقی مستلزم یک حذف اساسی است | گفتگو با انزو کرمن

      ۱۶ اسفند , ۱۴۰۳

      زمان و تنهایی | گفتگو با پائولو جوردانو، خالقِ رمان «تنهایی اعداد اول»

      ۷ اسفند , ۱۴۰۳

      وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

      ۳ اسفند , ۱۴۰۴

      شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

      ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴

      «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

      ۱۸ دی , ۱۴۰۴

      ماشین پرواز | داستان کوتاه از ری برادبری

      ۱۴ دی , ۱۴۰۴
    • تئاتر
      1. تاریخ نمایش
      2. گفت و گو
      3. نظریه تئاتر
      4. نمایش روی صحنه
      5. همه مطالب

      تئاتر با عشق آغاز می‌شود | نگاهی به حضور محمود دولت‌آبادی در تئاتر ایران

      ۲۱ تیر , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      گفتگو با فرخ غفاری دربارۀ جشن هنر شیراز، تعزیه و تئاتر شرق و غرب

      ۲۸ آذر , ۱۴۰۳

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴

      جشن نور و شعر و سکون در دنیای نابغه‌ی تئاتر تجربی جهان | نگاهی کوتاه به دنیای تئاتری رابرت ویلسون

      ۲۶ مرداد , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      خروج از دوزخ به میانجی عریان کردن روح | دربارۀ نمایش «آیا چشم پس از مدتی به تاریکی عادت می‌کند؟» به نویسندگی و کارگردانی علی فرزان

      ۲۳ مهر , ۱۴۰۴

      بازیابی بدن محتضر پدر از طریق آیین قربانی‌کردن | درباره نمایش «مادر» به نویسندگی و کارگردانی حسین اناری

      ۵ شهریور , ۱۴۰۴

      هجرت به باغ عدن | درباره نمایش «باغ عدن» به کارگردانی شایان افشردی

      ۱۴ مرداد , ۱۴۰۴

      جایگاه بهرام بیضایی در تئاتر و سینمای مدرن در ایران

      ۱۰ دی , ۱۴۰۴

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      جسارت در کشف قلمروهای تازه اجرایی در دو اجرای مهیار جوادی‌ها

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      فرانتس زاور کروتس، صدای مردم فلاکت‌زده و خاموش

      ۳ آذر , ۱۴۰۴
    • نقاشی
      1. آثار ماندگار
      2. گالری ها
      3. همه مطالب

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۹- سه تصویر ماندگار در فرهنگ بصری آمریکا

      ۱۹ خرداد , ۱۴۰۴

      پنجاه تابلو | ۴۸- پنج نمونۀ‌ برتر از فیگورهایی با نمای پشت در نقاشی

      ۱۱ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴

      «کیفر/ون گوگ»؛ وقتی دو نابغه به هم می‌رسند

      ۱۳ تیر , ۱۴۰۴

      ادوارد بورا؛ فراموشی درد با نقاشی 

      ۲۳ خرداد , ۱۴۰۴

      پیکاسو؛ از دل رقص تا نقاشی روی بوم

      ۴ مهر , ۱۴۰۴

      زیبایی، صرفا وعده‌ی خوشبختی‌ست نه بیشتر

      ۱۳ مرداد , ۱۴۰۴

      زیبایی و عدالت | بررسی ایده‌های اصلی الین اسکاری

      ۳۰ تیر , ۱۴۰۴

      من لئونور فینی‌ هستم

      ۱۶ تیر , ۱۴۰۴
    • موسیقی
      1. آلبوم های روز
      2. اجراها و کنسرت ها
      3. مرور آثار تاریخی
      4. همه مطالب

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      در فاصله‌ای دور از زمین | تحلیل جامع آلبوم The Overview اثر استیون ویلسون

      ۱۷ فروردین , ۱۴۰۴

      گرمی ۲۰۲۵ | وقتی موسیقی زیر سایه انتقادات و مصالحه قرار می‌گیرد

      ۱۲ اسفند , ۱۴۰۳

      دریم تیتر و Parasomnia:  یک ادیسه‌ی صوتی در ناخودآگاه ما

      ۲ اسفند , ۱۴۰۳

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      وودستاک: اعتراضی فراتر از زمین‌های گلی

      ۲۳ دی , ۱۴۰۳

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴

      چرا ما می­‌خواهیم باور کنیم که جیم موریسون هنوز زنده است؟

      ۱۸ فروردین , ۱۴۰۴

      زناکیس و موسیقی

      ۲۷ دی , ۱۴۰۳

      آنچه بر زنان خواننده در ایران می‌گذرد، شر محض است | زن، زندگی، آزادی، راه بی‌بازگشت: هانا کامکار

      ۲۷ آذر , ۱۴۰۴

      کیمیاگر و شاهزاده تاریکی: چگونه شارون آزبورن افسانه آزی را ساخت

      ۱۱ شهریور , ۱۴۰۴

      کابوس‌ها به مثابه امتداد بیداری: سیزدهمین سوگنامه کاتاتونیا (Katatonia)

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۴

      شنبه‌ی مقدس (سبث)، شیطان‌پرستی و درخشش‌های انفرادی: ۱۰ اجرای برتر آزی آزبورن

      ۱ مرداد , ۱۴۰۴
    • معماری

      دو عبادتگاه، دو رویکرد، یک جغرافیا | نگاهی به معماری دو نمازخانه‌ی پارک لاله

      ۱۲ دی , ۱۴۰۴

      فرانک گری، معماری که با ساختمان‌هایش رقصید

      ۱۶ آذر , ۱۴۰۴

      زیر سایه‌ی یک ستون | برداشتی از کیفیت فضایی شبستان‌ها

      ۳۰ آبان , ۱۴۰۴

      موزه‌ی هنرهای معاصر تهران؛ سیالیت و صلبیت درهم تنیده

      ۲ آبان , ۱۴۰۴

      معماری می‌تواند روح یک جامعه را لمس کند | جایزه پریتزکر ۲۰۲۵

      ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴
    • اندیشه

      وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

      ۱۱ اسفند , ۱۴۰۴

      تحلیل دیکتاتور از منظرِ روانکاوی با احتسابِ فیلمی از «یورای هرتز»

      ۲ اسفند , ۱۴۰۴

      وقتی به ایران فکر می‌کنم، به نور فکر می‌کنم

      ۱۶ بهمن , ۱۴۰۴

      انقلاب به مثابه نوسان

      ۱۴ بهمن , ۱۴۰۴

      زیرکانه‌ترین شوخی قرن بیستم

      ۱۵ دی , ۱۴۰۴
    • پرونده‌های ویژه
      1. پرونده شماره ۱
      2. پرونده شماره ۲
      3. پرونده شماره ۳
      4. پرونده شماره ۴
      5. پرونده شماره ۵
      6. همه مطالب

      دموکراسی در فضای شهری و انقلاب دیجیتال

      ۲۱ خرداد , ۱۳۹۹

      دیجیتال: آینده یک تحول

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      رابطه‌ی ویدیوگیم و سینما؛ قرابت هنر هفت و هشت

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      Videodrome و مونولوگ‌‌هایی برای بقا

      ۱۲ خرداد , ۱۳۹۹

      مسیح در سینما / نگاهی به فیلم مسیر سبز

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آیا واقعا جویس از مذهب دلسرد شد؟

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      بالتازار / لحظه‌ی لمس درد در اتحاد با مسیح!

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      آخرین وسوسه شریدر

      ۱۵ مرداد , ۱۳۹۹

      هنرمند و پدیده‌ی سینمای سیاسی-هنر انقلابی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پایان سینما: گدار و سیاست رادیکال

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      گاوراس و خوانش راسیونالیستی ایدئولوژی

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

      ۱۲ مهر , ۱۳۹۹

      پورن‌مدرنیسم: الیگارشی تجاوز

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      بازنمایی تجاوز در سینمای آمریکا

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      تصویر تجاوز در سینمای جریان اصلی

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      آیا آزارگری جنسی پایانی خواهد داشت؟

      ۲۱ بهمن , ۱۳۹۹

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      خدمت و خیانت جشنواره‌ها

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      سیاست‌های سینما و جشنواره‌های ایرانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      اوج و حضیض در یک ژانر / فیلم کوتاه ایرانی در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      درباره حضور فیلم‌های محمد رسول اف در جشنواره‌های خارجی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰

      ناشاد در غربت و وطن / جعفر پناهی و حضور در جشنواره‌های جهانی

      ۳۱ تیر , ۱۴۰۰
    • ستون آزاد

      «هر دم گویی به سنگ منجلیقم می‌کوبند»

      ۲۲ بهمن , ۱۴۰۴

      پیتر واتکینز و سینمای مقاومت

      ۱۹ آبان , ۱۴۰۴

      اعترافات آرتیست ریدر

      ۸ مهر , ۱۴۰۴

      آرتیست ریدر و نبرد حماسی آبادان

      ۳۱ شهریور , ۱۴۰۴

      در سرزمینی که حرف زدن خطر دارد، یک هوش مصنوعی گوش می‌دهد

      ۱۱ تیر , ۱۴۰۴
    • گفتگو

      ساندنس ۲۰۲۵ | درخشش فیلم‌های ایرانی «راه‌های دور» و «چیزهایی که می‌کُشی»

      ۱۳ بهمن , ۱۴۰۳

      روشنفکران ایرانی با دفاع از «قیصر» به سینمای ایران ضربه زدند / گفتگو با آربی اوانسیان (بخش دوم)

      ۲۸ شهریور , ۱۴۰۳

      علی صمدی احدی و ساخت هفت روز: یک گفتگو

      ۲۱ شهریور , ۱۴۰۳

      «سیاوش در تخت جمشید» شبیه هیچ فیلم دیگری نیست / گفتگو با آربی اُوانسیان (بخش اول)

      ۱۴ شهریور , ۱۴۰۳

      مصاحبه اختصاصی با جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم «من فروغ هستم» در جشنواره فیلم کوروش

      ۲۸ مرداد , ۱۴۰۳
    • درباره ما
    مجله تخصصی فینیکسمجله تخصصی فینیکس
    ادبیات پرونده‌های ویژه پرونده شماره ۳

    انقلاب به روش بهومیل هرابال

    پریسا جوانفرپریسا جوانفر۱۲ مهر , ۱۳۹۹
    اشتراک گذاری Email Telegram WhatsApp
    بهومیل هرابال
    اشتراک گذاری
    Email Telegram WhatsApp

    تازه خواندن و نوشتن را یاد گرفته بودم که صدایی از بیرونِ خانه آمد؛ صدای آشنای آن روزهای کوچه و خیابان: «سماور کهنه خریداریم…». خاله‌ی بزرگم رفت از زیرمین‌شان یک دوجین کارتن کتاب آورد، من و خواهرم انقدر هیجان زده شده بودیم که دویدیم سمت کارتن‌ها و لابه‌لای آنها را گشتیم و از بین آنها چند کتاب کشف کردیم. یکی‌اش خوب در ذهنم مانده: کنت مونت کریستو. با اینکه خیلی کهنه بود مثل گنجی قاپیدیم و نگذاشتیم به دست سماور کهنه‌خر برسد چون مامان گفت که کتاب‌ها را خمیر می‌کنند. تنهایی پرهیاهو از بهومیل هرابال را که خواندم، این خاطره برایم زنده شد که من هم مثل هانتا، شخصیت جذاب داستان، کارگری که کتاب‌های ممنوعه را به عنوان کاغذهای باطله پرس می‌کند، کتابی را نجات داده بودم. بهومیل هرابال که از جمله تحصیلکرده‌ها و روشنفکران اهل چک است که سال‌ها کارگری کرده و شاید این داستان، اصلا مستند داستانی خودش است.

    طبق چیزی که خوانده و شنیده‌ام، بهومیل هرابال از جمله کسانی است که در دوران چک تحت لوای شوروی و کمونیسم و سوسیالیسم به سر می‌برد، نوشته‌هایش از طرف اداره سانسور، ممنوع اعلام شده ولی او نوشته‌هایش را چاپ نمی‌کند، بلکه با یک حرکت انقلابی آنها را به صورت زیرزمینی تکثیر کرده و به دست خوانندگانش می‌رساند و شاید به همین دلیل است که زیرزمین به صورت موتیفی در این داستان در جریان است. زیرزمینی که در آن کاغذهای باطله را پرس می‌کند، زیرزمین خانه‌ی مادرش که در آن شیر ترشی حاوی یک قورباغه را می‌نوشد، زیرزمینی که در آن مادرش را که مرده بود، می‌سوزانند، زیرزمین‌هایی که بی‌هوا، راهی جستجویشان می‌شود و در آنها مردان تحصیلکرده‌ای را می‌بیند و می‌گوید: «مثل سگی که به لانه‌اش، به شغل‌های خود زنجیر شده‌اند…» یا جایی که می‌گوید «تنها این من نیستم، بلکه در این لحظه در پراگ هزاران نفر دیگر دارند در زیرزمین‌ها کار می‌کنند و ذهنشان پر از افکار زیبا و زندگی‌بخش است.»؛ که این زیرزمین‌ها نشان از طبقه‌ی پایین اجتماعی و کم اهمیتی توده‌ی مردم و بی توجهی به قشر روشن‌فکر جامعه است. این زیرزمین‌ها را می‌شود در فیلم انگل (Parasite) هم دید.

    از تناقضی که در عنوان کتاب بیرون می‌ریزد باید انتظار یک زندگی متناقض را برای شخصیت اصلی داشت، کسی که در  پاراگراف اول کتاب اینطور خودش را معرفی می‌کند: «سی‌وپنج سال است که در کار کاغذ باطله هستم و این قصه‌ی عاشقانه‌ی من است.» که در خیلی از فصل‌های دیگر کتاب هم تکرار می‌شود و نشان می‌دهد که کسی که عاشق کتاب‌هاست چطور از پرس کردنشان هم لذت می‌برد و با این زندگی خو گرفته است. همچنین با توجه به اینکه بهومیل هرابال نوشتن این کتاب را در سال 1974 شروع کرده شاید عدد سی و پنج به معنای مدت زمانی است که از آغاز جنگ جهانی دوم در سال 1939 می‌گذرد؛ چرا که او در این سال‌ها که کشورش اول تحت تاثیر آلمان و سپس شوروی بوده، از نوشتن با فراغ بال بازمانده.

    هرابال تنهایی پرهیاهو

    تنهایی پرهیاهو پر از استعاراتی است که فضای خفقان‌آور جنگ جهانی و دورانی که سایه‌ کمونیسم و سوسیالیسم بر کشورهای شرق اروپا چون چک است را نشان می‌دهد. من لابه‌لای برگه‌های کتاب، دائم بوی گندی را حس می‌کنم که نشان از سیاهی آن روزگار است، بوی کپک کاغذ باطله‌ای که کود حیوانی پیشش گل و ریحان است، بوی گند مانچا و بوی فاضلاب.

    او که دائم از زمین و آسمان گلایه می‌کند که به نظر من منظورش از زمین، انسان‌ها خصوصا کسانی که به زعم خودشان مشکل‌گشای بشریت هستند و منظورش از آسمان، خداست چرا که در جایی از کتاب می‌گوید: «نه آسمان عاطفه دارد و نه انسان اندیشه‌مند.»، از بین بردن کتاب را به سلاخی کردن تشبیه می‌کند و خودش را یک قصاب رئوف می‌داند. در جایی دیگر انهدام کتاب را به سوزاندن مرده تشبیه می‌کند و جایی هم کاغذهای خون‌آلودی از قصابی برایش می‌آورند که سراپایش را مثل شاگرد قصاب‌ها غرق خون می‌کند. جایی که جسد دایی مرده‌اش را بیل و بیلچه جمع کرده و بعد هم همین کار را با کاغذهایی باطله زیرزمینش که لانه‌ی موش‌هاست می‌کند.

    علاوه بر کتاب، تابلوهای نقاشان معروفی چون گوگن را هم باید نابود ‌کند و به طرق مختلف می‌خواهد کتاب‌های خوب را از انهدام نجات دهد چون از نابودی آنها احساس گناه می‌کند و حتی در قسمتی از داستان می‌رود و خودش را به پلیس معرفی می‌کند و می‌گوید مرتکب جنایت علیه بشریت شده است. او از به دنیا آمدن و مردن صحبت می‌کند و معتقد است که کار انهدام کتاب‌ها نیاز به مدرک الهیات دارد گویی پرس کردن کتاب‌ها را مثل به خاک سپردن انسان می‌داند.

    اعتراض بهومیل هرابال در تنهایی پرهیاهو علاوه بر سوسیالیسم و کمونیسم به نظام سرمایه‌داری نیز هست؛ چرا که با توجه به صحبت از روزمرگی و ظلمی که به طبقه کارگر از طرف سرمایه‌داری می‌شود، این جملات گواه این موضوع است که او زندگی روزمره را نقد می‌کند که یکی از نکات مورد اشاره‌ی لوفور است: «در حرفه‌ی من دایره و مارپیچ تطابق دارند و پیشرفت به آینده و پسرفت به مبدا در جایی با هم تلاقی می‌کنند» و یا «سی و پنج سال است که دارم به تناوب دکمه سبز و قرمز دستگاه پرس خود را فشار می‌دهم و همراه با آن سی و پنج سال هم هست که دارم بی‌وقفه آب‌جو می‌خورم…» که تا حدی یاداور فیلم عصر جدید چارلی چاپلین است. حتی می‌خواهد بعد از بازنشستگی، دستگاه پرسش را بخرد و دوباره همین کار را ادامه دهد چون این فکر را دایی‌اش در سرش انداخته که او هم بعد از بازنشستگی محل کارش را در باغی شبیه سازی کرده است.

    بهومیل هرابال

    بهومیل هرابال همچنین برای نقد روزمرگی، دو دختر کولی را وارد داستان می‌کند که هر روز برای امرار معاش، کاغذ باطله می‌فروشند و بعد از آن جلوی دوربین مردی کولی که پااندازشان بود عکس می‌اندازند، عکس‌هایی که مانند وعده‌ی بهشت، دست نیافتنی هستند. یا داستان را به جایی می‌رساند که دستگاه پرس بزرگ و جدیدی به رقابت با پرس جمع و جور هانتا برمی‌خیزد و کارگرهایی هر روز کارشان این می‌شود که جلد کتاب‌ها را مانند پوست مرغ بکنند و آنها را داخل دستگاه پرس بیندازند، بدون اینکه عنوان کتاب را بخوانند و به آن حسی داشته باشند و هانتا با دیدن این هیولا خوف می‌کند که موعد مرگ پرس‌های کوچک رسیده است. در جایی دیگر از داستان نیز، دخترک کولی که هانتا مدت‌ها با او زندگی می‌کند ولی اسمش را هم درست و حسابی نمی‌داند، دخترکی که هر شب به خانه هانتا می‌آید و کارهای تکراری می‌کند: آتش را می‌گیراند، شامی که همیشه‌ی خدا، گولاش سیب‌زمینی و کالباس گوشت اسب است، درست می‌کند و بدون حرفی کنار او می‌خوابد.

    اوج تاکید او بر موضوع روزمرگی، آنجایی است که هانتا مستقیما از آن حرف می‌زند و خود را به سیزیف تشبیه می‌کند و کار خودش را با کارگران دستگاه پرس غول پیکری مقایسه می‌کند که کارشان زمان مشخصی دارد ولی او محکوم است که با تمام شدن هر سری کاغذ باطله، کاغذهای بیشتری را پرس کند و وقتی هم که کارگرهایی جای او را می‌گیرند او به دلیل اینکه به آن روزمرگی عادت کرده مانند مش حسن داستان گاو، دچار پریشانی می‌شود و روزهای کار با پرس را به عنوان روزهای خوش گذشته یاد می‌کند.

    جایی میان روزمرگی‌های هانتا، دختری به نام مانچا وارد داستان می‌شود که روبان‌هایی روی سرش دارد و با هانتا که عاشق اوست می‌رقصد و کمی بعدتر، همان روبان‌هایی که تا چند دقیقه قبل باعث جذابیتش بودند، باعث آبروریزی و کسب لقب «مانچا بوگندو» می‌شوند چرا که «دنباله‌ی روبان‌هایش در لگن توالت آویخته و به کثافت آغشته شده است.» و آنها را با چرخش به اطراف و حضار می‌پاشد. حتی بعدها هم که دوباره هانتا مانچا را پیدا می‌کند و او را برای اسکی به تعطیلات می‌برد نیز این واقعه به گونه‌ای دیگر تکرار می‌شود. علاوه بر این، موش‌هایی که در فاضلاب زندگی می‌کنند، محققانی که پروژه مهمشان فاضلاب است، کاغذ باطله‌های گندیده‌ای که داخل دستگاه پرس می‌ریزد و حس کارگر فاضلاب پاک‌کن را دارد و خودش که صندلش را در مدفوع سگ فرو می‌کند، همه و همه نشان از پستی این زندگی و این دوران دارد. پس فاضلاب نیز موتیفی معنادار در این داستان است.

    تنهایی پرهیاهو

    موش‌ها هم نقش مهمی در زندگی هانتا دارند چرا که آنها استعاره از مردم پراگ هستند و وقتی در جای جای کتاب به موش‌ها برمی‌خورم یاد آنها میفتیم. مثلا جایی که موش‌ها در دو دسته‌ی سفید و خاکستری مانند جنگ‌های انسانی در فاضلاب در حال جنگند یا در زیرزمین هانتا در حال بازی‌اند و حتی میان کتاب‌های خانه‌‌ی او در حال زادوولدند و خانه و زندگی به هم می‌زنند یا لابه‌لای دستگاه پرس وول می‌خورند و داخل توده‌ی کاغذ باطله‌های زیرزمین، شهرسازی می‌کنند و هانتا آنها را با چنگک جمع می‌کند و داخل دستگاه پرس می‌اندازد __کاری که همان روز با جسد دایی‌اش کرده است. اینها استعاره از آدم‌ها هستند که یا با هم در جنگند یا در حال دوستی و زادوولد یا زندگی روزمره و یا در حال ساختن شهرشان. موش‌هایی که مثل دخترک کولی‌اش در شب‌های سرد، توی خودشان گوله می‌شوند.

    با تحلیلی که تا اینجا بر تنهایی پرهیاهو اثر بهومیل هرابال رفت، می‌توان گفت که او قبل از اینکه از جایش بلند شود و برود در کوچه و خیابان شعار دهد و کشته یا زندانی شود، افکار انقلابی‌اش را در بین داستان‌های اعتراضی و انتقادی‌اش پنهان می‌کند، آنها را بدون انتشار رسمی به دست خوانندگانش می‌رساند و در خلال تعریف کردن ماجراها با استعاراتی، به مردم تلنگر زده، آنها را به خیابان دعوت کرده و باعث انقلاب مخملی پراگ می‌شود. این کار از دید من، اعتراضی مدنی است. پس میتوان مبارزات مدنی و انقلابی او را بین جملات کتاب پیدا کرد؛ آنجایی که می‌گوید: «اگر کسی می‌خواست کتابی را خمیر کند. باید سر آدمها را زیر پرس می‌گذاشت. ولی این کار فایده‌ای نمی‌داشت چون که افکار واقعی از بیرون حاصل می‌شود. تفتیش کننده‌های عقاید و افکار در سراسر جهان. بیهوده کتاب‌ها را می‌سوزانند چون اگر کتاب حرفی برای گفتن و ارزشی داشته باشد، در کار سوختن فقط از آن خنده‌ای آرام شنیده می‌شود. چون که کتاب درست و حسابی به چیزی بالاتر و ورای خودش اشاره دارد.» و این موضوع را جاهای مختلف کتاب تکرار می‌کند و کتاب را همچون آدمیان می‌پندارد و وقتی خاکستر مادر مرده‌اش را به دستش می‌دهند می‌گوید: «من تنها کاری که می‌توانستم بکنم این بود که سر جایم بایستم و خیره بمانم، همان طور که به قطارهایی خیره می‌ماندم که آن گنجینه‌ی کتاب‌های بی‌مانند را در قبال کیلویی یک کرون به سوئیس و اتریش می‌بردند.» و در جایی دیگر می‌گوید: «هر وقت که دستگاه پرسم در آخرین مرحله، کتاب‌های زیبا را با فشار بیست اتمسفر خرد می‌کرد، صدای درهم شکستن اسکلت آدمی را می‌شنیدم و احساس می‌کردم که دارم جمجمه و استخوان کلاسیک‌ها را خرد می‌کنم.»

    و یا وقتی او می‌خواهد روح آزاده‌ی خوانندگان را بیدار کند و آنها را به طلب کردن حق به شهر دعوت کند از این جملات کمک می‌گیرد «دیگر تحمل هوای آزاد را ندارم. هوای آزاد، مثل سیگار هاوانا، گلویم را می‌خراشد و به سرفه‌ام می‌اندازد.» و جایی که دایی‌اش دو هفته است مرده و کسی جز او توان جمع کردن جسدش را ندارد و می‌گوید «من که به تعفن زیرزمینم عادت دارم رفتم و بیل و بیلچه برداشتم و به ضرب یک بطری مشروب روم که مامورها به من دادند، اول با بیل و بعد با بیلچه، تکه بقایای دایی‌ام را، آرام و فروتن، تراشیدم و جمع کردم.» و یا زیرزمین‌هایی را توصیف می‌کند که بی‌هوا، راهی جستجویشان می‌شود و در آنها مردان تحصیلکرده‌ای را می‌بیند که «مثل سگی که به لانه‌اش، به شغل‌های خود زنجیر شده‌اند. مردانی که به صورت نوعی تحقیق جامعه شناسانه تاریخچه زمانه خویش را می‌نویسند و من از آنها بود که آموختم چگونه طبقه متوسط تحصیلکرده و اهل مطبوعات نزول کرد. چطور طبقه کارگر از اعماق، به سطح اجتماع آمد و طبقه نخبه و دانشگاه‌دیده در مقام کارگر، انجام وظیفه می‌کند. بهترین دوستانم در بین این گروه دو عضو سابق آکادمی علوم هستند که کارشان به فاضلاب شهر مربوط می‌شود». بنابراین بهومیل هرابال و کتاب تنهایی پرهیاهو یک کتاب انتقادی و انقلابی است که نه تنها در زمان زندگانی خودش که در هر روزگاری که کسانی یا ایدئولوژی‌هایی به نحوی مردمی را مورد ظلم قرار می‌دهد، می‌تواند مانند کتابی مقدس بیم دهنده، بشارت دهنده و راه گشا باشد.

     

    این مطلب به کوشش تیم تحریریه مجله تخصصی فینیکس تهیه و تدوین شده است.

    بهومیل هرابال تنهایی پرهیاهو
    اشتراک Email Telegram WhatsApp Copy Link
    مقاله قبلیتئوری انتقادی / پشت گرمی شهرهای اصیل در برابر سرمایه‌داری
    مقاله بعدی انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه
    پریسا جوانفر

    مطالب مرتبط

    وقتی شعر، وجدان بیدار جهان می‌شود

    بی‌تا ملکوتی

    شما بسیارید و آنان اندک | تفسیر یک شعر

    آرتیست ریدر

    «رئالیسم کثیف» و بازنمایی جهان از طریق فقدان و غیاب | نگاهی به داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی دهه‌ی هشتاد

    محمدرضا صالحی
    نظرتان را به اشتراک بگذارید

    Comments are closed.

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    دنیای نوآرگونه مسعود کیمیایی | تحلیل مولفه‌های تماتیک و بصری نوآر در سینمای جنایی کیمیایی

    مستند «ترانه» پگاه آهنگرانی: معرفی، واکنش‌ها و تحلیل

    ما را همراهی کنید
    • YouTube
    • Instagram
    • Telegram
    • Facebook
    • Twitter
    پربازدیدترین ها
    Demo
    پربازدیدترین‌ها

    وقتی صلح به ایدئولوژی بدل می‌شود: نقدی بر صلح‌طلبی مطلق در افق ایران

    اخلاق، ایدئولوژی و تعلیق زیبایی‌شناسی در «یک تصادف ساده»

    گزارش حضور «ایفما» یا کانون فیلمسازان مستقل ایران در بازار فیلم اروپا، برلین ۲۰۲۶

    پیشنهاد سردبیر

    شکستن بت بزرگ | یادداشتی بر فیلم پیرپسر به کارگردانی اکتای براهنی

    امیرمهدی عسلی

    آن سوی فینچر / درباره فیلم Mank (منک)

    امین نور

    انقلاب به مثابه هیچ / بررسی فیلم باشگاه مبارزه

    پویا جنانی

    مجله تخصصی فینیکس در راستای ایجاد فضایی کاملا آزاد در بیان نظرات، از نویسنده‌ها و افراد حرفه‌ای و شناخته‌شده در زمینه‌های تخصصیِ سینما، ادبیات، اندیشه، نقاشی، تئاتر، معماری و شهرسازی شکل گرفته است.
    این وبسایت وابسته به مرکز فرهنگی هنری فینیکس واقع در تورنتو کانادا است. لازم به ذکر است که موضع‌گیری‌های نویسندگان کاملاً شخصی است و فینیکس مسئولیتی در قبال مواضع ندارد.
    حقوق کلیه مطالب برای مجله فرهنگی – هنری فینیکس محفوظ است. نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

    10 Center Ave, Unit A Second Floor, North York M2M 2L3
    • Home

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.